۲ پاسخ

برای من راحت بود .چسب برق زدم به سینه هام بعد گفت بوف شده دیگه نخواست البته دورش هم شلوغ بود تا سه شب بیدار شد شیر میخواست سینه ام که میدید چسب روشه نخواست ‌ابمیوه .آب .شیرموز شکلات هرچی دوست داشت کنارم بود که فقط آب میخواست

من شیر شب رو قطع کردم ولی روز میخوره و فعلا تا یک ماه آینده قصد ندارم بگیرم. شب خیلی اذیت میکرد و چند بار بیدار میشد سر همین قطع کردم.
بهش گفتم ببین الان شبه ماه تو آسمونه دیگه شب بهت شیر دادم شیر دیگه نداریم تا فردا صبح که خورشید بیاد تو آسمون اونوقت دوباره میتونی شیر بخوری. به جای شیر هرزمان که بیدار شدی میتونی آب بخوری. اولش قبول نکرد ولی بعد عادت کرد هرزمان بیدار میشد میگفتم ما با هم حرف زدیم و گفتیم تا صبح شیر نیست اگه میخوای میتونی آب بخوری گریه میکرد ولی در نهایت می‌پذیرفت بعد چند روز عادت کرد

سوال های مرتبط