۲۵ پاسخ

منم‌همینطورم‌والا مخصوصا وقتی هیجی نمیخوره خیلی عصبی میشم

الهی بمیرم خیلی سخته بجه داری مخصوصا وقتایی ک همسرانونم بجای درک کردن سوهان روحمون میشن درکت میکنم

آره دختر من ...همش منتظر گریه ست تیپشون اینطوریه

منم همینم دیگه اعصابی برام نمونده خواهر😫😩😩شبا که نمیخابن رو مخن آقای شوهر که برا خودش می‌ره اتاق می‌خوابه من می مونم و اینا
کارای خونه رو به زور انجام میدم نمی تونم درست حسابی غذا بخورم پوست استخون شدم
بعضی موقع ها اعصابم دیگه نمیکشه دعواشون میکنم بعد پشیمون میشم می‌شینم گریه میکنم نمی دونم دنبال قرص آرامبخشی چیزی هستم بخورم دعواشون نکنم گناه دارن طفلیا ولی خب اعصابا ضعیف شده😭😭

ببین تقریبا همه ما مامان اولی ها وضعمون همینه
منم شرایط شما رو دارم از هيچکس کمک نخواستم
کلی هم خشم دارم
باور کن گاهی خودم تو ایینه میبینم نمیشناسم
امروز داشتم غر میزدم خواهرم گفت بابا تو ک. روانشناسی دیگه چرا!!
چ ربطی داشت اخه منم اولین بار تو این نقش قرار گرفتم دست تنهام گاهی بچم هیچ جوره ساکت نمیشه و واقعا نمیدونم باید چیکار کنم
اما خبر خوب اینکه میگذره
بچه داری لذت و درد بی نهایته❤️

عزیزم همه ی بچه ها ی وقتایی هست که خیلی گریه میکنن نق میزنن ولی بمرور خوب میشن ،مادری دیگه باید صبور باشی ولی اول از همه به خودت برس ی مشاوره برو با چیزای کوچیک سعی کن حال دل خودت خوب کنی .وقتایی که زیاد گریه میکنه ی حموم ببرش یا ی دوری ببرش بیرون بزنه تنها راه ارتباطی بچه ها هم با ما همین گریه اس دیگه .اول ولی باید خودت شاد باشی تا بتونی بچت از لحاظ روانی سالم بزرگ کنی پس سعی کن ی کم بیخیالتر باشی اگر دوستی کسی رو داری گاهی بیار پیش خودت کمکت بده .

بدتررر از من فک نکنم باشیی من بچم چند ماه اعتصاب شیر کرد شیر نمیخورد الان تازه یخورده خوب شده
بازم دهنشوو خوب باز نمیکنه من با جیغ و داد و گریه دهنش باز میکننم
هرر چن اون بچست هچ نمیدونه ولیی دست خدم نیس دگ روانیمم اعصاب ندارمم هر چ قرص میخورم هگ
حلا ناراحت نباش بدتررر از خدتم هست

بچه من روزی که غذا درست نخوره من تا شبش مثل یه ادم روانی ام
ینی از شدت اعصاب خوردی دلم میخاد مغز خودمو بپوکونم
(دخترم وزنش کمه زیر نمودارع)

دقیقا منممممم🙂😔😣
خیلی بده

گریه بیش از حد و بدون دلیل طبیعی نیست ب نظر من

منم مثل خودت دست تنهای دست تنهام وقتی میگم دست تنها ینی۸ماهه خونه نشینم چون کسی نیس حتی برای یک ساعت بچمو نگه داره یه روزایی با گریه بچم گریم میگیره زار زار گریه میکنم دل به حال تنهاییم و دست تنها بودنم میسوزه پسرمم نق نقو اولا خیلی عصبی میشدم یبار انقدر گریه میکرد اروم نمیشد سرش داد زدم بسه بسهههه بسهههههه اما از یه جایی به بعد باخودم گفتم همینه زندگی باید قوی باشم منو بچم جز همدیگه کسیو نداریم همه امید و همه کس اون بچع منم امیدش به منه به امید و‌خواست من اومده تو این ذنیا دیگه خودمو کنترل میکنم وقتی گریه میکنه بغلش میکتم و همه راهارو طی میکنم بازم اگه اروم نشد سریع یه چادر رنگی میکش سرم میریم تو کوچه یا سرسع لباس میپوشم میریم اطزاف خونه تغغیر مکان میدم که ببینم اروم میشه

اینم بگم من همین الان از مسافرت برگشتم سه روزه رفتیم
مهوا جوری عصابمونو خورد کرد تو راه رفتن که منو شوهرم کم مونده بود بزنیم همو هردومونو عصبی کرده بود
کلا بچه همینه مخصوصا تا یکسال خیلی نق میزنن
یکسالش شد ببرش پارک خانه بازی انرژیش تخلیه میشه میاد خونه بیهوشه فق چندماه تحمل کن ازاین وضعیت درمیای بهت قول میدم سختیات گذشته کمترش مونده

منم همینطورم عزیزم گاهی انقد بهم فشار میاد خودمو میزنم موهامو میکشم پسرم فقط بغل میخاد حتی وقتیم ک رو زمینه من باید پیشش باشم دقیقا الان دو ساعت و نیم رو پام تکونش دادم تا خوابید خب آدم خسته میشه بهش فشار میاد ‌.

همه مادرا همین

بعدم باید یکم مثبت نگر باشی
میدونم خسته میشی ها ولی همیشه به این فکر کن که اون بچه یه نعمته خدا بهت داده خیلی ها آرزوشو دارن
اون بی پناهه و توی دنیا کسی رو جز تو نداره تنها پناهش تویی
تو باید به خودت کمک کنی که حال جفتتون خوب باشه
ببین من قشنگگ تجربه کردم هرموقع عصبیم و استرس دارم بچم خیلی گریه میکنه
اون هنوزم همه ی احساسش به تو وصله
اگه تو آروم بشی اونم آروم میشه باور کن

من ۶ ماه خونه مامانم بودم واقعا تنهایی سخته ختی اومدم خونه بغض داشتم😓 باورم نمیشد تا ابد باید از یکی مواظبت کنم و تا کمه کم ۲ سال ندونم درست حسابی چی میخاد چرا گریع میکنه
وقتای تنهایی ام می نشستم گریه میکردم فقط
بعد کم کم مهوا بزرگتر شد از مامانم و خواهرم کمک گرفتم بعضی روزا میزارمش اونجا ب کارام میرسم در کل بدون کمکی خیلی خیلی سخته با اینکه مهوای من ارومتره نسبت به همسناش

والا بچه منم اینطوریه اما خداروشکر من کمکی زیاد دارم مامانم مادر شوهرم عمه خاله خواهرشوهرم خلاصع زیادن

ببین عزیزم طبیعیه منم خسته میشم چون کارمون مدام بچه داریه و اصلا تفریح و استراحت نداریم
کاری که میتونی بکنی اینه که گاهی بچه ات رو پیش کسی بذار حتی شده یک ساعت
یکم برو بیرون دوست داری تنها دوست داری با کسی
ببین من حتی شده به مامانم میگم بچمو نگه داره میرم براش یه کیلو هویج میگیرم
کار به همین سادگی
ولی خب حال و هوام عوض میشه
اون بچه هم به یه مادر پر انرژی نیاز داره
باید یکم تفریح کنی گاهی یکم ازش دور باشی حالا هرکاری که خوشحالت میکنه انجام بده
حتی بده به کسی یه ساعت تو خونه برا خودت باش

عزیزم خیلی طبیعیه ، منم دارم سلامت روانمو از دست میدم از بس گریه میکنه و نمیخابه
منم دست تنهام کسی کمکم نیست ، کل روز مشغول بدو بدو و غذا درست کردن و بچه داری و خونه داریم ، معلومه که وقتی یکی کل روز بدقلقی کنه گریه کنه عصبی میشیم ، منم از شدت ضعف اعصاب نوبت گرفتم برم پیش روانپزشک ، قبل اینکه عصبانیتمو سر بچم خالی کنم باید به داد خودم برسم
سر این موضوع هممممیشه با شوهرم بحث دارم چون درک نمیکنه من ادمم ، ربات نیستم که از صدای گریه لذت ببرم ، من یه مامانیم که واسه بچش چیزی کم نمیزاره اما خودش داغونه از شدت بی اعصابی

اره خب نق میزنه بچه ولی دائم نه مثلا دختر من بعضی روزا انقد بی دلیل گریه و لج میگیره کلافه میشم واقعا دوس دارم فقط جیغ بزنم سرش انقد حرصم میگیره ولی بعضی روزام ارومه یکم نق زدناش کمه
سعی میکنم در طول روز ببرمش حموم بعد غذا یکم تو حموم بازی کنه خسته شه بخوابه بعدش
یا مثلا هوا خوب باشه میبرمش با کالسکه ببرون گاهی همسرم غروبا میاد میریم دور میزنیم اینجوری یکم از خونه دور میشه همه چی براش هیجان داره جدیده چشش چیزای متفاوت میبینه همین باعث میشه یکمم تایم بگذره خسته شه بیاریم خونه راحت بخوابه
در کل که نمیدونم بچه های الان چرا انقد بد شیر میخورن
منم با شیر خوردن دخترم عذاب دارم
انقد حرص خوردم که واقعا دیگه ول کردم سعی میکنم با سوپ و سرلاک و اینا سیرش کنم
تو خواب فقط میخوره اونم خیلی کم

عزیزم حق داری اکثر بچه ها اینجورین نسل ماها مثل مادرامون صبر و طاقت نداریم البته حق هم داریم با این وضعیت زندگی ولی میدونم سخته دست تنهایی ولی باید به مرحله پذیرش برسی چون چالش بچه ها هیچ وقت تموم نمیشه وقتی بزرگ میشن فقط نوع چالش هاشون عوض میشه پس سعی کن قبولش کنی و سخت نگیری که راحت بگذره زندگی ❤️

عزیزم بچه ی موجودیه ک نیازمند و تو تنها کسی هستی ک بهت نیاز داره پس حوصله داشته باش . بچه کارش همینه

هممون همینیم وبی بیش از حد عصبی نشو بچه هس تا یک سالگی تحمل باید کرد

عزیزم معلومه خیلی خسته شدی ودست تنهایی
آرامشتو حفظ کن اگه میتونی باروانشناس حرف بزن

طبیعیه گاهی منم همینم

سوال های مرتبط