۱۶ پاسخ

چرا باید خواهرت بیاد خونه بابات بشینه .. وظیفه شوهرشه خونه تهیه کنه .. شمام اول زندگی شوهرت خونه تهیه کرده .. از الان به دامادتون باج ندید .. یه چند سال بعد تصمیم بگیرید .. شوهرخواهرت خودشو نشون بده چجور آدمیه و چقدر تلاش میکنه بعد اگه لیاقت داشت نوبت اونه تو خونه بابات بشینه

من خودم سر دلسوزی برای خواهر برادرم بلاها سرم اومد ازدواج کردن منم عوض عنشون هم حسابم نکردن مادر دومشون بودن ولی یادشون کلن رفت عزیز

خواهرت داره ازدواج می کنه وظیفه همسرشه خونه تهیه کنه
وقتی می دونی بری اونجا مشکل پیدا می کنی نرو

من که ی برادر داشتم ،مادر دومش بودم وقتی ازدواج کردم نوجون بود و همه بهم گفتن چون جوون پیشش باش نکنه بری تهران برای زندگی(شوهرم و خانوادش تهرانی بودن)ما هم بخاطر برادرم و حس عذاب وجدان اصفهان موندم ،شوهرم بیکار شد ،قبلش تو بانک بود و هشت سال سختی میکشم
الانددوسال داداشم عروسی کرده ،با من قطع ارتباط کرده
تازه بابام برای من که بخاطر پسرش همه کار کردم و اومدم اصفهان کمکم نکرد هیچی حتی اب و رفت به همه گفت خرجیشو من میدم
اما داداشم باغشو فروخت خونه خرید براش ،ماشینشم مامانم طلاهاشو فروخت و گرفت
الانم من بد عالمم و حق حرف زدن ندارم چون اون پسره و از خونشونه
و همه میگن ما که نگفتیم بمون به ما چ و...
یا کم میارن میگن خب حالا برو
اخه چی بگم الان برم شوهرم برمیگرده بانک
خانواده شوهرمم سراینکه اومدیم اصفهان باهامون قهرن
یعنی اینو گفتم بدونی حواست به خودت باشه و زندگیت
بعد پدر و مادر
و اخر خواهر و برادر

من باشم نمیرم عزیزم. چون ادم حساسی ام. و قطعااونجا به مشکل میخورم.

شغل شوهرتون چیه یعنی اگه برید روستا دور میشن به سرکارشون؟

اون خونه روستا رو بده ابجیت اجاره کمتر بگیر اینجوری حس عذاب وجدانت کمترم میشه

اگ خواهر خوبی داری و نمیگه بابا فرق میزاره بین ما بشین چیزی نگو ولی اگ خواهر حسودی داری مجبوری پاشی چون حتما میگه نویت منه بشینم خونه بابام تو بودی خیلی..ینی اگ خواهرای من بودن میگفتن والا همش بهم غر هم میزدن

نه بشین سر جات لطفا. دلسوزی بیجا هم نکن.

من باشم نمیرم پیش خانواده شوهرم

آرامشتو نفروش بره🤦🏻‍♀️

چه شرایط بدی هستی هم نمیشه بری روستا که دیگه موندگار بشی بمونی میگن مفت نشستی بعد میگن بین دامادها فرق گزاشتن هم شوهرت اجاره نمیکنه جای دیگه
به نظرم فعلا بشین همینجا ولی شروع کن رو مغز شوهرت کار کن بفروشه خونه روستارو پولاتون و جمع کنید اجاره که نمی‌دین میتونین پس انداز کنید یه جارو بخرین بعد دیگه اون دومادم یه سال اجاره نشسته پدرت خاست میگه بیاد جای شما
ولی در کل نمیشه همش اینجوری باشی که به فکر خونه باش

نه اصلا این کارو نکن....چون صدرصد به مشکل میخوری با خانواده شوهرت....تو یه بچه داری که اول باید به اون فکر کنی این فرصتو از دست نده

عزیزم من کاملا درکت میکنم چی میگی بنظرم‌‌ برنگرد اگه امکانت هست تو شهر یه خونه اجاره کن یا خونه‌ی روستارو بفروش بیا تو شهر خونه بخر

نه بابا چرا بلند بشی بری اخه؟!
کسی که چیزی نگفته
اون مشکل شوهر خواهرته نه مشکل تو
حتما وقتی فکر زن گرفتن افتاده فکر خونه گرفتنم کرده تو نمیخواد خودتو‌ درگیر کنی

ب شوهرت بگو ی خونه اجاره کنه

سوال های مرتبط