۲۹ پاسخ

خداروشکر پسر و عروسی مثل شما رو داره بنده خدا

ببین خدا چطور جوابشو میده
شکی تو این موضوع ندارم
بمیرم اون پدر چقدر شکسته
حرومش هرچی زحمتشو کشید

چرا اخه😔
عمرتو بذاری برا بچه اخرشم اینطور جوابتو بده😢
خدا ازتون راضی باشه کار خوبی کردین بخدا

این همه بچه بزرگ‌کن‌آخرش اینجوری هعیییی

پدر بزرگ من چند سال پیش فوت کرد داییم میگفت که روز اربعین داخل بیمارستان که بستری بود دعا میکرد که خدا جونشو بگیر با این وجود که پسراش و دختراش عروساش و داماداش جونشون واسش در میرفت داییم به خاطره کارای دکترش یک ماه نرفت سرکار که دیگه میخواستن اخراجش کنن بعدش روزی داشتن از بیمارستان برمیگشتن سکته مغزی کرد فوت کرد
از اون طرف پدر بزرگ پدریم بچه هاش هیچ کدوم موقعی که مامان بزرگم فوت کرد نبردنش مامان من ازش مراقبت کرد ولی اصلا وظیفه مامان من نبود چون پدرمم فوت کرده بود وقتی که پدر بزرگ فوت کرد هر چیزی که داشت بچه هاش اومدن برداشتن

خدا هیچ پدر مادر ی رو محتاج اولاد ناخلف نکنه

چطور دلش اومده خدا جوابشو بده .ما ده روزه پدرشوهرمو از دست دادیم پسروعروس و دختروداما همگی داریم از دوریش هلاک میشیم . 😔😭

من همیشه گفتم....الانم میگم....قربون اجاق کوری....از ماهام همین میشن
میگین نه
بشینیمو ببینیم

پدر شوهرت خونه نداره؟

با برادر شوهرت زندگی میکرده؟
دلیل بیرون کردنش چی بوده؟

خدا خیرت بده .
پدر شوهر من خیلی آدم شریف و خوبی بود یک هفته هستش فوت کرده خیلی هممون دلمون براش تنک شده بنده خدا همیشه به فکر دختر منم بود هر کاری داشتم کمک میکرد آنقدر ناز دخترمو میکشید همسرم و برادرش آنقدر گریه می‌کنند خدا فقط صبر بده بهشون آدم تا وقتی پدرش زنده است باید خدمت کنه بهش

الهی بمیرم 😥😥😥
چقدر از کوچیک شدن آدمای پیر دلم میشکنه
باورتون میشه فیلم برادران لیلا رو اصلا نمیتونم نگاه کنم حالم بد میشه
توروخدا نذارید از شما هم نا امید بشن 😥
مطمئن باش خدا بی جواب نمیذاره محبتتون رو

یکی از اشناهای ما دختره توی خونه پدرش زندگی میکرد اجاره هم میداد خودشونم داشتن خونه میساختن 3،4 مونده به تکمیل خونش مامانش گفت میخوام خونم بفروشم بلندشین بیچاره الان رفته خونه پدرشوهرش تا خونش اماده بشه
مادر بچشون بیرون کنه خیلیه و مادرشوهر التماس کنه بیا اینجا تا خونت حاضر میشه
هیچی از هیچکسی بعید نیس

وای نگو درسته من خیلی اذیت کردن ومیکنن وحرف میگن بگم همتون میگین دیگه نرو ونیاد وحرف نزن ولی اراینکه اینکارکنم خیلی بدم میاد پدرشوهرم همسایه اس بااون یکی پسرش فکرکن توکوچه هم میبینه سلام نمیده بهشون خودش زن وبچش که بدتر بعد چندروزه مریض شده یه حالی نپرسیدن بااینکه دیده مریض نبرده دکتر پسر خواهرشوهرم برده دکتراورده خیلی ناراحت شدم شوهرم اینجا نیس سرکار عصبی بود ازشون گفتم تقصیرخودشون دیگه باااین همه بی احترامی میبینن بازم جونشون میدن اون پسرش ،شوهرم میگفت کاش اینجا بودم گفتم اره درست مشکلات هس ولی دوست ندارم هیچ پدر مادری شرمنده وسربه زیر بشن دلم راضی نمیشه میگم گناه داره ازخدا میترسم حتی اگه خودمم نرم شوهرم میره سرمیزنه خرید میکنه براشون

شما عروس خوبی هستی که این حس قشنگو داری

الهی بگردم خدا بچه نااهل نسیب گرگ بیابونم نکنه ۰قد دلش میشکنه حالا🥺🥺🥺

چوبشو‌میخوره افرین به تو اون خورشت سیاه چیه دلم خواست خوشمزه اس انگار

پدرشوهرت اگه میدونست عروس به این خوبی داره زودتر میموند

الهی بگردم خوب کاری کردین 🥲🥲

پدر شوهر منم تا زنده بود دخترو پسرش اصلا آدم حسابش نمیکردن یه غذا جلوش نمیزاشتن بیچاره...زنشم از ترس اپن دوتا جرأت نداشت همیشه می‌گفت وقتی تو میای من یه غذای گرم و درست و حسابی میخورم یادش میوفتم هنوزم دلم براش میسوزه همه چیش با منو شوهرم بود ...الان که مرده عین کفتار افتادن میگن ارث تقسیم کنیم همیشه می‌گفت من راضی نیستم دخترم چیزی ببره چون همه میدوننخچقدر اذیتش کرد

وای بمیرم براش خدا هیچ پدری گرفتار اولاد بذ نکنه تو خوب باشه ۱۰۰۰۰ برابرش خدا بهت میده

برادر شوهر خررر منم پری روز هرچی از دهنش دراومد به خواهرش گفت یعنی هرچی بدبخت کمبود داشت تو زندگیش اونم ناراحت شد بلند شد رفت .بعد من ابجی دیگش بردیم خونمون خیلی دلم بهش سوخت حقش نبود اون حرف ها بکشه به روش

وای بنده خدا😔

امان از دست این روزگار

خدارو شکر شمارو داره عزیزم‌

چرا بیرونش کرده
جایی نداره خودش

خونه نداشتن؟

براچی

تواین دوره زمونه ازهرکی هیچ‌چیزی بعید نیست عزیز

سوال های مرتبط