من چه عذاب هایی کشیدم تا باردار شدم و با هزار مصیبت 9 ماهو تموم کردم و پسرم بدنیا اومد! احساس میکنم به یه فرجه استراحت ذهنی و جسمی نیاز داشتم. خستگی و فشار قبل بارداری و حین بارداری و بعد بارداریم رو هم تلنبار شدن و مستقیما وصل شدن به خستگی های بچه داری! گاها احساس میکنم از هر لحاظ داغونم و دیگه مثل قبل نیستم
این حس ها میاد برای هممون و باید بپذیری شرایطو،اینکه خودمون انتخاب کردیم،سعی کن تمرکزتو بذاری روی چیزای جدید و مثبتی ک بعد از مادرشدن به دست آوردی و به خودت مدام یادآوری کن
ممنون از نظرات و دلگرمی هاتون
عزیزم منم مقایسه میکنم خودمو با قبلم باشگاهم عکاسیم دوستام تفریحم تایمای ارایشگاهم همشون رفتن کنار ۲۴ ساعت دارم به دخترم سرویس میدم با بدنی که انرژی نداره دیگه نمیتونم عین قبل لم بدم حتی تو روز دخترم میخوابه خوابم نمیبره ، دستام و کتفام همیشه درد میکنه زانوهامم همینجور ، شبا همش به این فکر میکنم قبلا راحت برا خودم تو گوشیم میچرخیدم تا خوابم ببره الان یه ذره گوشی میگیرم فکر اینم بخوابم که صبح باز شروع میشه اما همینه دیگه ولی هرچی بگذره بهتر میشه زحمات بچه ها تا یکسال خیلیی خیلیی زیاد رسیدگی میخوان شوهرم میگه عین یه نهاله که تازه کاشتی بعد میوه اش میاد و کیفشو میبری
عزیزم هر چه بزرگتر بشه فضا برا خودت بیشتر میشه و این حس ها هم کمرنگ تر میشن سعی کن بیشتر به بودنش و وجودش فک کنی و لذت ببری از بزرگ کردن یه فرشته کوچولو ،وقت برا کارای دیگه هست
همه اینجوریم اما باید صبور باشی و به نکات مثبت زندگی فک کنی که بعد اون همه سختی حاصلش شد یه نی نی زیبا که تو بغلته و باید بابتش هر روز شکر گذار باشی و مثبت نگر عزیزم
دیگه وقتی بچه میاد کاملا وقف اون میشی من اینو قبل از بچه دار شدنم به خودم میگفتم و الان باهاش کنار اومدم
منم همینجوری میشم برای خستگی و کلافه گی خودتو ناراحت نکن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.