۷ پاسخ

مامانا لطفا تاپیکم رو بخونید

بسلامتی مبارکه عزیزم
میگم یه سوال تو صندلی ماشین میشینه؟اذیت نمیکنه نمیخواد بلند بشه؟

ممان آوین وختی پسرت دندون آسیاباش در امد اسهال داشت چون دخترم اسهال داره نمیدانم مال چیه

عزیزم اسهالم شد برا دندون آسیاب مامان آوین؟؟؟

بنظرم اینکه باهم دربیان بهتره☹️مال دختر من یه دونه یه دونه در میان همش
خییلی اذیت میشه برا هر دندون🥲

اوه واقعا خدا قوت بهت 🫠🫠 یه استراحت لازمی واقعاا

آخی عزیزم مبارکش باشه دختر منم همه دندوناش را باهم درمیاره

سوال های مرتبط

مامان ‌‌‌ایلیا مامان ‌‌‌ایلیا ۲ سالگی
روی صحبتم بیشتر با ماماناییه که تازه مادر شدن، مادرایی که مثل اون روزهای خودم حس می‌کنن توی یک باتلاق گیر افتادن و قرار نیست هیچ وقت از توش دربیان و هیچ کسی نه درکشون می‌کنه نه می‌تونه کمکی بهشون بکنه، مامانایی که با وجود این که جوری عاشق نوزادشونن که تا قبل از اون عاشق کس دیگه‌ای نبودن ولی خسته‌ن و بی‌نهایت احساس تنهایی می‌کنن، می‌خوام بگم خیلی از ماها این شرایط رو تجربه کردیم، حالا بعضی‌ها کمتر بعضی‌ها بیشتر، من خودم تا سه ماه اول فقططططط نشسته بودم داشتم بچه شیر میدادم چون شیرم کم بود و دائم زیر سینه بود پسرم و واقعا حتی حموم رفتن هم برام سخت بود چه برسه به کارای خونه و آشپزی، این در شرایطی بود که بارداریم هم برنامه ریزی شده نبود و درست تو شرایطی که من درگیر دفاع ارشدم و مقاله و شروع دکترا و این مسائل بودم پیش اومد، با این که هیچ وقت ناشکری نکردم بابتش ولی خییییلی خییییلی سخت گذشت، فکر می‌کردم دنیا دیگه برام تموم شده و همه اهداف و آرزوهامو باید ببوسم بذارم کنار، ولی اگر بخوام منصف باشم هر چی جلوتر رفت بیشتر تونستم به روتین زندگی خودم قبل از به دنیا اومدن بچه نزدیک شم،
ادامه تو کامنت
مامان الوین مامان الوین ۲ سالگی
قبل از پسرم هیچوقت زندگیمو با هیچ احدی مقایسه نکردم چون هم خیلیا از من سرترن هم خیلیا پایین‌تر و بنظرم این برای همه هست اما راستش چون بچمو زمانی بدنیا آوردم که میشه گفت تو یک سال نصف بیشتر از دوستام و تو آشناها بچه دار شدن همش میگم خدا جون شکر بابت سلامتی وجودش هزار هزار بار شکر ولی چرا راحتیش مال بقیه بود چرا تا حالا پیش نیومده ی بار بچم خودش بخوابه ینی تو اوج خواب من ۴۰ دیقه لالایی باید بگم خودم خوابم میگیره اونم تا صب وول بخوره و سینم دهنش باشه شیر خوردنم که تا یکسال تو خواب می‌خورد الانم که باید غذا بخوره بشدت وابسته سینه شده سینم رو از بس کشیده زخم شده مهلت نمیده ترمیم بشه غذا هم دو ماه میشه در حد یکی دو قاشق اونم چایی خوری بخدا که خسته شدم امشب خونه مادر شوهرم بودم کلا نفهمیدم کی چیکار میکنه چون ولش کنم تا صب نمیذاره بخوابم همش شیر میخواد دو نوع غذا بردم براش از این اتاق به اون اتاق بخدا خیلی خستم نه خوابش نه خوراکش حتی شیر خوردنش نه به اول سال که با سرنگ میدادم بدنش کم آب شده بود نه به الان که خاصیتی دیگه نداره اما ول نمیکنه شیر خوردنو چرا هرچی پیش میره بدتر شده دندونم اگه خاصیت داست این همه باهم در نمی‌آورد چون بشدت بد غذاس فک میکردم دو تا دندون جدید بالا درآورده امروز فهمیدم ۴تا بالا در آورده باهم فقط،۸تا بالا داره ۵تا پایین ۳تام باز پایین ورم کرده ینی تا ی ماه دیگه میشه ۱۶تا دندون نه خودش استراحت کرد نه من هستن خیلیا یکسالگی تازه دندون در آوردن والا این بهتره دیرترم خراب میشه من قطره لیپوزوفر میدم هم بعدش تمیز میکنم با دستمال هم آب میدم باز بالایی هاش خراب شدن