۲۱ پاسخ

بابام زوذتر رفته بود خونشون ناهار پخته بود مامانم شب تا صبح همراه من بود
رفتیم دیدم سوپ خامه ای پخته با مرغ ترش با رب انار
اونقد خوشمزه بود گشنه هم بودم کلی خوردم
خدا حفظش کنه

کباب و جوجه و ماهیچه.دکتر گفت سوپ وآش نخوری.غذای خوب بخور

من ماهیچه و آبش رو خوردم مادر شوهرم درست کرده بود ❤️

من آبگوشت گذاشته بود مادرم واسم بچهام و شوهرم هم از همون خوردن دیگه

روز اول هم مادر شوهرم هم مادرم همراهم بود بیمارستان خالم خدا خیرش بده برای من سوپ درست کرده بود برای مامانم اینا غذا آورد دیگه فرداش هم مرخص شدیم رفتیم خونه مامانم زن داییم برام آبگوشت بدون حبوبات درست کرده بود بهترین روزم بود 😍

خب غذایی ک درست کرده خوب بوده ک شما شکمت ک بعد زایمان کار کنه همه چی میتونی بخوری

گوشت پخته با برنج بود مادر شوهرمم ی ترشی شور عالییی درست کرده بود ب من میگفتن نخور برات خوب نی چقد سخت بودا

من ک زایمانم همدان بود چون بعدش تا کرمانشاه اومدم سوپ آماده گرفتیم چون همگی با من همدان بودن

اگه سزارینی غذاهای آبکی بخور خورشت بامیه خوردم من

عزیزم پس من چی بگم کسی را نداشتم برام چیزی بپزه ،بهترین غذایی که خوردم همون کاچی بود که تو بیمارستان دادن،مادرشوهرم اومد جیگر گوسفند که برای پسرم کشتیم را با دخترهاش جمع شدن خوردن و رفتن همین

آبگوشت بدون حبوبات

ببعی ک رو ک کشتن
جیگر دلشو واسه من کباب کردن
بقیه اشم خودشون درست کردن خوردن
😁

هیچیییی هیچ کس درست نکرده بود و اومدیم خونه و حاضری خوردیم همگی و هیچ توقعیم از هیییییچ کس نداشتم

اولی رو یادم نیست دومی شوهرم سوپ گرفته بود و کباب

منم سر زايمان اولم رفتم خونه مادرشوهرم چون خواهرشوهرم ايران بود قرار بوذ فرداش بره گفت برم اونجا
من رسيدم جاريم و خاله شوهرمم بودن مادرشوهرم خوابيد گفت قندم بالاس نه شام گزاشت نه چيزى اخر سر جاريم بلند شد كاچى گزاشت
شوهرم اومد گفت شام پس چى گفت قندم بالا بود حال نداشتم شوهرمم گفت تو حال نداشتى سه تا زن ديگه اينجا چه غلطى ميكردن
پاشد رفت با برادرشوهرم جوجه خريد اورد

راستش اولی رو یادم نمیاد چی خوردم😆😆.بقیه اش هر چی بود خوردم .

مادرشوهرم قیمه گذاشته بود

من ترخیص شدم رفتیم‌ خونه مامانم.
خانواده همسرمم همه‌ اومدن اونجا شام.
مامان و بابام‌ که خودشون با ما بیمارستان بودن باهم برگشتیم، بابا شب واسه همه کباب و جوجه کباب گرفته بود، مامانمم سریع سوپ درست کرد و کاچی.
من سوپ و کاچی رو خوردم تا شام، شامم که همونو خوردم با همه

یادم نیست والا تو بیمارستان چی خوردم باورت میشه شبم که اومدیم خونه همسرم برای همه مهمونا جوجه کباب از بیرون گرفت منم همونو خوردم اینقد حالم بد بود فشار روحی و جسمی بهم اومده بود تو پروسه زایمان و بعدم شیر نخوردن بچم اصلا از غذاهام یادم نیست

قیمه بادمجون، خودم درست کردم، زایمان دومم یادم نمیاد شاید سوپ خوردم

مادر شوهرم سوپ درست کرده بود چون گفته بودن سوپ آبکی باید بخورم

سوال های مرتبط

مامان نی نی جونم مامان نی نی جونم ۳ سالگی
سلام
پریشب حدود ساعت سه و چهار دخترم با گریه از خواب بلند شد . یک جیغ های بنفشی میزد که تا حالا اینجوری جیغ نزده بود و هیچ جوره هم آروم نمیشد .
صبح که پوشکش رو عوض کردم موقع شستن دیدم پاش کبوده . فکر کردم پریروز بازی می‌کرد اینجوری شده بود ولی باباش همون شب قبل خواب پوشکش رو عوض کرده بود گفت اصلا اینجوری نبود .
کبودی هم که تاظهر سیاه شده بود کم کم بهتر شد .
خلاصه که اصلا نمیدونم چرا اون وقت شب ایجوری گریه میکرد و جیغ میزد و اون کبودی برای چی بود !؟!!
سلام
پریشب حدود ساعت سه و چهار دخترم با گریه از خواب بلند شد . یک جیغ های بنفشی میزد که تا حالا اینجوری جیغ نزده بود و هیچ جوره هم آروم نمیشد .
صبح که پوشکش رو عوض کردم موقع شستن دیدم پاش کبوده . فکر کردم پریروز بازی می‌کرد اینجوری شده بود ولی باباش شب قبل خواب پوشکش رو عوض کرده بود گفت اصلا اینجوری نبود .
کبودی هم که تاظهر سیاه شده بود کم کم بهتر شد .
خلاصه که اصلا نمیدونم چرا اون وقت شب ایجوری گریه میکرد و جیغ میزد و اون کبودی برای چی بود !؟!!
مامان مهرسام مامان مهرسام ۳ سالگی
خانما. امروز. تو پارک. پسر. ۸. سالم. هراسون با حال بد اومد. که مامان به دادم برس. یه. زنه. اومده. میزندم. رفتم به زنه گفتم. به تودمم حمله کرد. به خدا میخواست کتکم بزنه خودم و پسرم. به زور از پسش بر اومدیم که کتک نخورم. از پارک. رفتم. زنگ زدم. به مامان. یکی از بچه ها. اونم گفت گرفته گوش. پسر منم تا میتونسته کشیده. از پارک که برگشتم گفتم. نکنه. بگه ازم ترسید. دوباره رفتم پارک. زنا گفتن. خیلی پسرت و زده حالا فکر کنم. پای پسرم گیر کرده بود به دختر ۶-۷. سالش. دخترش. افتاده بود. اصلا نگفت سر چی زدم. بچت. و به یکی از خانما هم. گفته بود سر دختر تو. اون پسر و زدم. یعنی پسر من. خانمه گفته بود بی خود. پسرم. کللل پارک میگن تو رو خدا چه جور تربیت کردی برخورد کردی که ماهم با بچه هامون اینجور باشیم. با ادب بشن. مثل پسر تو اون وقت اون زنیکه. ۲۰۰ کیلو بود. دیده من لاغرم. به زنا گفته بود خواستم. سرش. و با لگد له کنم. شما میبودین. چی کار میکردین؟فحشش هم داد من فحش. گفتم الاغ. اون. فحش. ناموشی میداد یا بی خانواده بود. بعد دیدم. فامیلمونم اونجاس. عیب نیست اون فحشا به من داد؟خجالت میکشم