۳ پاسخ

منم دقیقا الان همین حسو دارم🥲🥺

شرت سرجی، زیرانداز، پوشاک برای خودم، پمپ درد، دمپایی و لباس هم گفتم اگر بیمارستان نداد ب همسرم میگم فورا میخره میاره، ک بیمارستان همه چی داد پمپ درد پ پوشاک هم گفت از داروخونه بیمارستان بخرین بیارین

خوراکی هم مقداری اجیل و بیسکویت و خرما و فلاکس و چای و نسکافه و اب میوه ، البته خونه ما زیاد از بیمارستان دور نبود و دسترسی ب وسایل اسان بود، ک البته چیز خاصی لازم نشد ک دوباره بگم برام بیارن

سوال های مرتبط

مامان 💖دخملی🥹💖 مامان 💖دخملی🥹💖 ۲ ماهگی
❌تجربه زایمان سزارین من )+پارت ۲❌
پشت در اتاق عمل ک منتظر بودم نوبت من بشه زدم زیر گریه ماما ها رد میشدن فکر میکردن از ترسه کلی دلداری میدادن نمیدونستن درد من اینکه خوانوادم تنهام گذاشتن
بعدش رفتم داخل اتاق عمل
متاسفانه من ب دارو ها بیحشی حساسیت داشتم و بیهوشم نشدم بعدش خیلیی عذیت شدم کل بدنم از کار افتاد تقریبا دکترا نا امید شدن
نزدیک ده روز بستری شدم کسی بچمو نبرد نگه دار طفلی بچم کنارم بود با همون حال خیلی بدم ازش نگه داری میکردم
... خیلی درد داشتم بعد سزارین اما با همون وضع خودم ب تنهایی ب نینی شیر دادم روز اول مامانم اومد یکم کمک. داد بعدشم رفت این ده روز بستریم هر روز التماس یکیو میکردم. بیاد اونام کلی نق و غر میزدن و بچه رو نمیگرفتن فقط کارای داروهارو میکردن
بچه هم همش گریه میکرد من نمیتونستم اصلا استراحت کنم
بین مرگ و زندگی دست و پنجه نرم میکردم. همسرمم طفلی همش پشت در اونم خیلی غصه خورد ازتنهایی من

#تجربه سزارین
#تجربه زایمان
#بارداری

#بارداری#جفت #خلفی #قدامی #لباس نوزاد #سزارین #طبیعی #زایمان #فرزند #بچه #وزن گیری