❌تجربه زایمان سزارین من )+پارت ۲❌
پشت در اتاق عمل ک منتظر بودم نوبت من بشه زدم زیر گریه ماما ها رد میشدن فکر میکردن از ترسه کلی دلداری میدادن نمیدونستن درد من اینکه خوانوادم تنهام گذاشتن
بعدش رفتم داخل اتاق عمل
متاسفانه من ب دارو ها بیحشی حساسیت داشتم و بیهوشم نشدم بعدش خیلیی عذیت شدم کل بدنم از کار افتاد تقریبا دکترا نا امید شدن
نزدیک ده روز بستری شدم کسی بچمو نبرد نگه دار طفلی بچم کنارم بود با همون حال خیلی بدم ازش نگه داری میکردم
... خیلی درد داشتم بعد سزارین اما با همون وضع خودم ب تنهایی ب نینی شیر دادم روز اول مامانم اومد یکم کمک. داد بعدشم رفت این ده روز بستریم هر روز التماس یکیو میکردم. بیاد اونام کلی نق و غر میزدن و بچه رو نمیگرفتن فقط کارای داروهارو میکردن
بچه هم همش گریه میکرد من نمیتونستم اصلا استراحت کنم
بین مرگ و زندگی دست و پنجه نرم میکردم. همسرمم طفلی همش پشت در اونم خیلی غصه خورد ازتنهایی من

#تجربه سزارین
#تجربه زایمان
#بارداری

#بارداری#جفت #خلفی #قدامی #لباس نوزاد #سزارین #طبیعی #زایمان #فرزند #بچه #وزن گیری

۸ پاسخ

خیلی سخته واقعاً. شما که می‌دونستی اینقدر تنها هستی کاش اتاق خصوصی می‌گرفتی حداقل همسرت بتونه پیشت باشه می‌دونم بحث هزینه مهمه آما اینجا حتی طلا می‌فروختی کار درستی بود

الهی بگردم ♥️

پرستار چرا نگرفتی برای خودت

خدا بهت اجر بده 🌻 الان فقط به نی نی فک کن و همسرت اونا خانواده ی اصلیتن

عزیزم ، ای کاش اگ میشد طبیعی رو انتخاب میکردین ک انقدر بعدش اذیت نشین ، ایشاالله از این جا به بعد دیگه اذیت نشین

ای وای چه سخت

عزیزم خب میشه بگی مامانت شاید سنش بالا نیومده شاید با همسرت خب نیس یه دلیلی داره ک جگر گوشه اش ولکرده ب امان خدا آخه سزارین خیلی سخته

چرا تنهات گذاشتن عزیزم؟🥲

سوال های مرتبط

مامان آنیا 🍓❤️ مامان آنیا 🍓❤️ روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1
از اول بگم که من از دوران مجردی وتا به حال پریودی سختی داشتم یعنی تحمل نداشتم و همیشه گریه میکردم موقع بارداری هم با اینکه دکتر گفته بود جفتم پایینه اما من خیلی چیز ها رو رعایت نمی‌کردم خودم کارام رو انجام می دادم حتی چیز سنگین هم بلند میکردم چون تنها بودم مجبور‌ بودم و همیشه میگفتم خدا این بچه رو نگه داشته وگرنه من که با این کار ها بچه رو به خطر میندازم زیاد هم به زایمان ودردهاش فکر نمی‌کردم در واقع نمی‌دونستم در چه حد و اندازه ای هست هفته های اخر که معاینه شدم گفتن دهانه رحم بسته هست تعجب کردم چون من فکر میکردم حداقل یک سانتی شاید باز بشه اما بسته بودم ومن دو هفته تمام ورزش کردم و تحرک و فعالیت داشتم اما دوباره که رفتم معاینه یک سانت بودم اومدم پیاده روی و ورزش رو زیاد کردم و امید داشتم حداقل 3یا 4سانت باشم یک روز که درد داشتم رفتم دکتر گفت هنوز یک سانتی ومن ناراحت و نا امید شدم و
تصمیم گرفتم چند روز صبر کن وچند روز دیگه 40هفته ام تموم میشد
ادامه دارد