مامانا من از بارداری همش استرس و دلشوره داشتم سه ماه اول فقط گریه بعد از سه ماه گربه تموم شد همش استرس و اضطراب هری دلم میرخت نه ماه بدون دارو خونه مادرم گذروندم و غروب‌ها برمیگشتم خونه خودم بعد از زایمان اومدم خونه مادرم ولی مادرم تا ۱۲ روز پیش موند و بعد رف بچم رفلاکس شدید داشت طوری که موقع شیر می‌خورد باید چهل دقیقه تو بغلم نگهش می‌داشتم تا شیر از گلوش بره پایین تا خدایی نکرده خفه نشه و تا دو ماه خوابش تنظیم نمود مامانم یک شب درمیون میومد خونمون تا من بخوابم من همش کارم گریه و استرس بود تا ب مرور زمان خوب شد بعد از دوماه دیگه مستقل شدم ولی در هفته دو الی سه بار میومدم خونه مادرم حالم خوب و بهتر شد تا اینکه خانوادم مریض شدن و من موندم خونه خودم و مدام فکر منفی اومد تو ذهنم اگه بچم بره مدرسه اتفاقی واسش بیفته یا بره بیرون ماشین بزنتش همش فکر منفی و نگران شدم و نگرانی هام تبدیل شده به اضطراب و اضطراب زد معده و رودم داغون کرد و باید اندیکوپی و کولونوسکوپی انجام بدم حالم بشدت بده و هیچ کس نمیتونه کمکم کنه

۳ پاسخ

زودتر خودتو درمان کن از من نصیحت افکار و ذهن ماست که مارو به سمت بدبیاریها میبره لطفا زودتر یه فکری به حال خودت کن.بعدم خدا هرچه مقدر کنه همون میشه همه ی ما ازین فکرا از وقتی زاییدیم داریم تنها نیستی منتها ما بهش فک نمی‌کنیم وبه خدا ایمان داریم.شما داری به سمت جذب اتفاقات پیش میری نکن اینکارو باخودت.بافتنی بگیر سرهمی بباف برای بچت فکرت برای ساعاتی آزاد شه برای خودت کار درست کن

عزیزم. دارو صد استرس بگیر بخور خودتو از این. وصعیت راحت کن هرچقدر هم اندسکوبی بدی فایده نداره بیماریت عصبیه اول آرامبخش بخور روده معدت خود به خود درست میشه

عزیزم برو پیش روانپزشک به جای اینکه اتقدر خرج آندوسکوپی و اینا کنی برو یه روانپزشک دارو بده اضطراب و استرست کنترل بشه

سوال های مرتبط

مامان جانان و ژوان مامان جانان و ژوان ۱۲ ماهگی