۲ پاسخ

به نظرمن شیرخشک خیلی سخت تره دادنش چه قدرفضولن

ولشون کن بابا.توهم زیاد جدی نگیر بدبخت شاید منظوری نداشت شوخی کرده.به منم میگن.میگم باباش باید حلالش نکنه‌چون پولشونو باباش داده

سوال های مرتبط

مامان قلبم🩷🐣 مامان قلبم🩷🐣 ۷ ماهگی
مامانم اومده خونمون بعد صبحونه من داشتم ظرف میشستم دخترم گریه کرد خوابش میومد مامانم گفت تو بیا بخوابون من می‌شورم خلاصه شیر درست کردم آوردم دخترم داشت میخورد مامانم برگشته میگه شیر خشک میدی نمیدونی که کی بچه گشنس گشنه نیس منم گفتم مگ سینه دادنی آدم می‌فهمه گفت اره دیگ سریع در میاری می‌ندازی دهنش میخوره گفتم چه ربطی داره آخه همش همینو میگین مگه فلانی به بچش شیر نداد بزرگ نشد گفت ن من چیزی نمیگم که گفتم تو داری به یه مادر اینجوری میگی حرفت اصلا درست نیست گفت مگه چی گفتم منم گفتم داری حس عذاب وجدان میدی به من که شیر خودمو نمیخوره بچه مگه شما شیرخودتو دادی چیشد من اصلا دوست دارم شیرخشک بدم گفتم اصلا جایزه واسه شما که شیرخودتو دادی من نمی‌خوام به هیچکس هم ربطی ندارد دوست دارم شیرخشک بدم بعدشم بدون هیچ حرفی بلند شد رفت واقعا خسته شدم من خودم مادرم میفهمم از خدامه بچم شیر خودمو بخوره ولی نخورد چون شیری نداشتم که بخوره این حرف یعنی چی اون همه تلاش کردم هیچکس ندید اون روزا و یادشون رفته با گریه به بچم سینمو میخواستم بدم زرتی میرفتن شیرخشک درست میکردن که گریه بچرو در نیار الآنم از من طلب کارن فکر میکنن واسه من مهم نیست مگه میشه
مامان 🍒عطرا🍒 مامان 🍒عطرا🍒 ۱۷ ماهگی
مامانا میشه لطفا راهنمایی کنین چه کارکنم؟ من اومدم خونه بابام اینا( راهم دوره)
مامان بابام ذاتا آدمای مهربونی هستن ولی مامانم خیلی وقتا سرش نمیشه چی از دهنش داره بیرون میاد چه حرفی میزنه و باعث میشه آدم ناراحت بشه
چندبار تاحالا سر اینکه من شیر خودمو نمیدم و شیر خشک میدم( البته عمدی نیست خب دخترم سینه منو نمیگیره نمیتونم کاریش کنم) بهم هی گفته تو مادر نیستی تو چجور مادری هستی و من جواب ندادم( میدونمم میشینه بعد پیش بابام حرف میذاره دهنش که اره این به بچش شیر خوذشو نمیده تو بهش چیز بگو)
خلاصه تا امروز صبح من تا بیدار شدم مامانم دوباره اومده پیشم نشسته میگه تو چجور مادری هستی بهش شیر نمیدی و به دخترم میگه مامانت رو حلال نکن بهت شیر نداده!!
بعد بهم میگه من با یه سینه دو سال شیر دادم!!
منم خیلی ناراحت شدم دوباره هیچی نگفتم و دیدم بابام ده دقیقه بعدش گقت بعضیا حواسشون باشه کمتر شیر خشک بدن بیشتر شیر خودشون
اینجا دیگه اعصابم خرد شد و گریه کردم گفتم مگه هرکی شیرخودشو داده مادره؟؟
گفتم بعضیا دوسال با یه سینه شیرمیدن ولی یه جاهایی مادری نکردن
حالا مامانم ناراحت شده
بهش گفتم من حرفی بهم زدی رو به خودت برگردوندم پس ناراحتی نداره
چجوره تو به من میگی مادر نیستم ناراحت نشم ولی تو میشی😔