۹ پاسخ

اره همیشه

الهه تروخدا مواطب باش بخدا من اونقدر از اعصاب و کار کتف و شونه درد گرفتم هیچی هم تاثیر نداره رفتم فیزیو تراپی ،ماساژ و دارو هیچی الان بخدا آرزومه یه شب بدون درد به پهلوهام بخوابم

اره منم داشتم دست چپم از شونه تا انگشت درد میگیره منم وقتی خیلی روم فشاره اینجوری میشع

یه مدت فشار روانی روم زیاد بود شبا تو خواب دستام خواب می‌رفت
معده درد عصبی گرفته بودم
دستام از شونه تا پایین درد میکرد
قفسه سینم سنگین بود
وزن کم کرده بودم
خیلی بد بود احساس میکنم دوباره اون فشار روانی قرارع بیاد

دست نه اما بارها و بارها همین دردی ک میگی رو تو گردن داشتم بخاطر استرس

تو خودت برو چندروز مهمون خونه مامانت اینا بمون استراحت کن یا مادرشوهرت اگ خوب هست🥲

اره شده
ميفهمم چقد خسته اي☹️☹️

من از ی ساعت پیش فهمیدم ک ج ن گ شده از استرس دارم میمیرم

اره خیلی دردداره من خودم بعضی اوقات انقددلم میگیره کاش یکی میبودیک ساعت بچه هامونگه میداشت

سوال های مرتبط

مامان علیسام و آرسام مامان علیسام و آرسام ۲ سالگی
چند کلام درد و دل ...

میدونم اینجا همه مشکلات خاص خودشون رو دارن ولی آدم یه حرفایی رو اینجا فقط میتونه بگه ، این روزا اوضاعم یجوریه هزار بار هم بمیرم و زنده بشم بازم سختی این روزا یادم‌ نمیره
از ساعت ۸ بیدار شدم تا الان نتونستم صبحانه بخورم خونه زندگی داغون علیسام میگه فقط با من بازی کن صبحانه و قطره بچه هارو دادم عوض کردن لباس و پوشک ، علیسام گفت پی پی دارم میریم دستشویی هاااااااا تا سوال میپرسه چرا این اینجوریه چرا اون اونجوریه تو حالت عادی خیلی خوب باهاش حرف میزنم همه سوالاشم جواب میدم فقط یه آرسامِ ۸ ماهه هم تو خونه داره جیغ میزنه و گریه میکنه چون فکر میکنه ما رفتیم و تنها تو خونس هر چقدر هم باهاش حرف میزنم صدام‌ نمیرسه بهش علیسام نمیذاره یعنی
آخر سر مغزم‌ نمیکشه یه جیغ میزنم سر علیسام میشورم و میایم بیرون
آرسامو بغل میکنم تا گریه نکنه تو دلم میگم اینجوری که علیسام ناراحت میشه بازم هر دو رو بغل میکنم و لگد های از سر خوشحالیشون دقیقا میوفته رو خط بخیه م
الان علیسام خوابیده و من بازم گریه ...
کاش یکی کمکم کنه ...