۳ پاسخ

من از حدود دوسالگی شروع کردم و کم کم شیر روز رو قطع کردم
به محض اینکه می اومد سمت من چون میدونستم برای اینکه بچسبه و شیربخوره داره میاد سریع شیر پاستوریزه یا میوه یا خوراکی ای که دوست داره به دستش میدادم و دیگه بهونه شیر رو نمیگرفت
ولی مشکل من این بود که پسر من عادت کرده بود با شیر خوردن بخوابه
یعنی چشماش پر خواب بود و شکمش سیرِ سیر
ولی باید یه دقیقه هم شده به سینه میک میزد و بعد میخوابید

کلا پروسه از شیر گرفتن برای ما دو ماه و ده روز طول کشید که اون ۱۰ روز آخر واقعا سخت بود

همسرم خداروشکر خیلی کمک و همکاری کرد
موقع خواب بغلش میکرد تا بخوابه
چون اگه من بغلش میکردم بهونه میگرفت برای شیر
یا نصفه شب بیدار میشد و بهانه شیر میگرفت و هیچ جوری نمیخوابید همسرم بغلش میکرد آروم بشه تا بخوابه

از پوشک هم هنوز نگرفتم
از نظر جسمی کاملا آماده ست
قصه هم میگم براش
ولی اصلا همکاری نمیکنه 🤦🏻‍♀️

من از ۶ ماهگی شیر شبشو قطع کردم
۱۶ ماهگی سینه رو گزفتم ازش
۱۹ ماهگی شیشه رو گرفتم
۲۲ ماهگی پستونک گرفتم
۲۵ ماهگی هم جای خوابشو جدا کردم کلا
و چون همش خیلی اصولی انجام دادم به مرور خداروشکر اذیت نشو

دایار از ۷ ماهگی خود به خود خداروشکر شیر شب نخورد
جاش رو‌هم از ۱۵ ماهگی که بچه ی دوم به دنیا اومد جدا کردم
۳ ماهه دایار با باباش تو اتاق دیگه ای میخوابه
منو مانیار تو اتاق دیگه

سوال های مرتبط