۹ پاسخ

شما درست میگی ولی سعی کن جلوی مامان و بابات دعواش نکنی
به دلشون راه بیا بزار خوشحال بشن وقتی رسیدی خونه دهنشو سرویس کن 😅

توروخدا نزار بابات ناراحت بشه😔.الان که نیست بچه هام هی میگن بابا حسین اینجور برامون خرید .بابا حسین اینجور بازی میکرد..دیروزم به خدا به پدرشون میگفتن کی مارو میبری بهشت زهرا میخوایم بریم باباحسینمون ببینیم دلمون براش تنگ شده😔😭😭😭😭😭

مامان ارغوان من دخترمو بردم پیش دکتر بعداز دوروز که داروشو قطع کردم بچم انقدر آروم شد و اصلا بیقرار نبود که انگار از قبل هم نیازی نبود ببرمش دکتر
به کترش گفتم گفتش یه مدت نده اون دارو به معدش نساخته و براش حساسیت زا بوده

و اینم بگم که درخواست خودم بود که گفتم اگه همینجوری آروم باشه دیگه دارو برای رفلاکس نمیدم و خوشبختانه دکترشم قبول کرد

توهم اگه دیدی خدایی نکرده یه موقع برای دخترت حساسیتی ایجاد کرد سریع سریع اس امپرازول رو قطع کن که فک نکنم حساسیت بهش بده چون واسه دخترمن از همون اولش حساسیت کرد

وای اره😆😆😆😆😆بچه های منم پنج ساله و چهارساله ان وقتی مادرمو میبینن جوگیر میشن...من دیگه چیزی نمیگم .اخه همیشه باهاشون با پدرم بحث داشتم .الان چند ماهه دیگه ندارمش رفت سرکار دیگه برنگشت 😭..اینام نوه هاشون دوست دارن .من دیگه چیزی نمیگم .کاش به بابایی ام چیزی نمیگفتم .گیر نمیدادم بازم بود بچه هامو می‌برد پارک .می‌برد خوراکی می‌خرید..پشتشون بود .😔

کیارش وقتی تنهایی بهترین اما کافیه آدم جدید بیاد تا ثابت نکنه تخ. م سگ ول کن نیست😁

اخ گفتی👍
حرفای دلمو زدی
دخترمنم ۳ سالو نیمشه دقیقا همینطوره
تا مامانمو ببینه از خود بی خود میشه

دقیقا پسر منم مادرمو میبینه حس‌میکنم من دشمنشم

همه بچه ها همینن عزیزم پیش پدر بزرگ‌مادر بزرگ‌لوس‌میشن ازاد مبشن حساب نمیبرن از مادرپدر چون پشتشون ب اونا گرمه اینم یه دورانی داره 🥰

هوف،از دس مامان بزرگا

سوال های مرتبط

مامان کنجد مامان کنجد ۹ ماهگی
خانوما دارم دیوونه میشم دیگه
اون از شوهرم که قرار بود اسم بچه رو امیرعلی بزاریم سرخود رفته به اسم علی گرفته( بعدا ازم معذرت خواهی کرد گفت به همه میگیم امیرعلی گرفتیم شناسنامه رو و امیرعلی صداش کنن)
اینم از خانواده شوهرم که هرچقد من و شوهرم میگیم امیرعلی هست اسم پسرمون باز علی صداش میکنن
امروز با مادرشوهرم رفتیم مهمونی اونجا همه به پسرم امیرعلی میگفتن این عمدا شروع کرد به علی صدا زدن، میدونه من ناراحت میشم چقد حرص و جوش خوردم اون اوایل زایمانم سر اسم، باز عمدا علی صدا میزنه
تو ماشین هم پیش شوهرم بهش گفتم مامان اسم پسر ما امیرعلی هست چرا هی اونجا علی صداش میزدین؟ عمدا جواب نداد و خودشو زد به کری
میخواست بگه که ینی تو رو آدم حساب نمیکنیم
چون اون اوایل یه بار از شوهرم پرسیده بود شوهرم می‌گفت از اسم علی خوشم میاد (به گفته شوهرم) ولی اینم بگم از اول ازدواجمون شوهرم میگفت پسردار بشم امیرعلی میزارم، یکی دو ماه مونده به زایمان نظرش عوض شده بود یکم ، می‌گفت علی. نذر کردم و....
روز زایمان هم که اومد ملاقات گفت چرا به همه گفتی امیرعلی (اون شب مونده بود خونه مامانش) برا همین میگم نکنه مامانش رو مخش کار کرده