۱۱ پاسخ

ببین ۲۰سال دیگ هیچ کس حتی یادش نیست پسرت بچگی چی تنش بوده
پس بیخیال
ی دوره داره
هرچی مقاومت کنی بدتره
بذار حس استقلال توش پرورش داده بشه
بهش توضیح بده
لباس مناسب اینه
بعد بذار خودش انتخاب کنه
من ی روز
میخواستم برم ی ارایشگا خیلی معروف
دخترمم لج کرد بیاد
بعد لج کرد هرچی خودش دوست داره بپوشه
منم تو هیچکدوم مقاومت نکردم
لباس سفید جوراب شلواری مشکی
کفش صورتی
موهای اصلا شونه نشده
منم همینجوری بردمش
خودش اونجا تو اینه ها خودشو میدید اینقد ذوق و کیف میکرد
بعد اتفاقا یکی از دوستام اونجا دیدم
ماعلین و دید تعجب کرد ولی هیچی نگفت
حرف ک زدیم گفتم ماهلین الان دلش میخواد خودش انتخاب کنه و بی ربط ترین چیزا رو میپوشه
بعد گفت اره فهمیدم خوشبحال ماهلین من بچه بودم سر اینک چی بپوشم مامانم خیلی اذیتم میکرد منم دخترمو اذیت کردم ولی حالا چقد پشیمونم
میخوام بگم اصلا مهم نیست

این سن اوج لجبازیشون هست از طرفی دوست دارن مستقل عمل کنن پس باید بهشون احترام گذاشت بهترین روش همینه که شما بهش دو تا لباس پیشنهاد بدید که انتخاب کنه.
یکی دیگه از کارهای مهم اینه که لباس هایی که دوست ندارید یا مناسب فصل نیستند رو کامل جمع کنید .
بعدم شما سعی کنید آرامشتان رو حفظ کنید مطمئن باشید اگر با عشق و اعتماد به نفس به همون لباس خزی که پوشیده نگاه کنید بقیه هم جرات حرف زدن ندارن

قبل اینکه بری دو تا دست لباس انتخاب کن بگو دوست داری کدوم رو بپوشی بزار این حق انتخاب رو بهش بدی .تو این سن دوست دارن مستقل بودن رو نشون بدی . مثلا لباس بی ربط انتخاب کرد براش توضیح بده فکر نمیکنی الان هوا گرمه اینو بپوشی عرق میزنی یا برعکس سرده یخ میزنی یکجور باید قانع کنی .
با کتک و دعوا چیزی حل نمیشه بلکه بدتر میشه
تو هنر سبز و قرمز مکمل هم هستن و کنار هم قشنگ قرار میگیرن حالا آستین بلند با شلوارک شاید همخونی نداشته باشه.

پسر منم همینه هروقت میخواییم بریم بیرون یه دور دعوا داریم

پس منم همین طوریه دل به ارزو موندم لباسهای قشنگ بپوشه

بیین من لباسای بیرونیشو اویزون کردم تو کمد و از لباسای خونگیش جداس،هر وقت بخوایم بریم بیرون در کمد رو باز میکنم میگم هر کدوم میخوای انتخاب کن،دیگه از همونا انتخاب میکنه.اگرم زمستون لباس آستین کوتاه می‌خواست تنش میکردم،میگفتم حالا روش آستین بلند بپوشیم..یه طوری که هم استقلال داشته باشه ،هم اون چیزی رو انتخاب کنه که مناسبه

وای منم این مشکلو دارم جدیدا دخترم گیر داده به لباسای زمستونی وقدیمی

همینجوری دوس داشتنی تر میشن ولی
بنظرم یه مدت بزار بپوشه و حس استقلال رو بهش بده
لیام تو عید دمپایی دسشوییشو میپوشید همه حا بنفش بود😂
دیروز میرفتم بانک گفتم با خودم ببرم شلوار نخی خونه با دمپایی قرمز پوشید دو بارم دمپاییش افتاد تو جوب،خم شدم دراوردم با اب معدنی شستم

بهتر نبود ب جای زدن بچه
جاری و میزدی؟؟😂

خواهر زاده من چله تابستون بوت داخل خز با کاپشن و شلوارک میپوشید

دختر منچند شب پیش
شلوار خونگیه قرمززز با جوراب زمستونی صورتی و کفش فانتزی مجلسی پوشید رفتیم بیرون 😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان شنتیاا مامان شنتیاا ۴ سالگی
سلام‌ یه چیزی خیلی نگرانم کرده راجب پسرم میخوام ببینم طبیعیه یا با دکتری مشاوری مشورت کنم. با اینکه از بچگی به حرفاش گوش دادم سریع
تا حدودی جواب گرفته چیزی خواسته تونستم تهیه کردم هیچ وقت چیزی و نذاشتم خیلی بگه اصرار کنه بعد انجام بدم ولی پسرم نمیدونم اخلاق بد یا خوب حرفاش و خیلی تکرار میکنه در حد قفلی زدن یعنی اگه ی چیزی بخواد بگم فردا تا اون روز برسه همش میگه صبح هم یادش نمیره تا اون کارو نکنی براش ول نمیکنه و این موضوع هم خودمو هم بقیه رو ی جاهایی کلافه کرده مثلا میگه بازی کن ب هرکی ک باشه انقدر میگه تا طرف بلند شه بازی کنه خیلی وسط حرفامون میپره اصلا نمیذاره حرف بزنیم یا حتی من با گوشی هم بخوام حرف بزنم یکاری میکنه یا حواسم پرت شه یا قطع کنم سریع البته ک بگم هرچی من منعطف و سریع براش یکاری میکنم شوهرم برعکس زیاد باهاش بازی نمیکنه ی بازی هم بخواد بکنه انقدر بچه باید اصرار کنه بهش تا باهاش بازی کنه یا هرچی ازش بخواد هی باید بگه بهش هم میگیم باشه ولی باز میگه مثلا دیروز رفتیم بیرون خرید گفتیم پسر خوبی باشی اذیت نکنی برات آدامس که دوس داری میگیریم هر ۳ دیقه ی بار میگفت آدامس میخری آدامس میخری انقدر گفت شوهرم عصبی شد گفت اصلا نمیخرم بعد ی وقتایی رفتار شوهرم باهاش ی جوری میشه من فکر میکنم بچه مشکل داره حس منفی میگیرم عصبی میشم دعوامون میشه ی مورد دیگه هم هست ب شدت تنهاس و فقط من و باباشیم ک باباش اصلا براش وقت نمیذاره باز ی موضوع دیگه هم هست مثلا میگه موز داریم میگم نه میره چک میکنه این مثال راجب هرچی باید بهش ثابت بشه خودم این موضوع دوس دارم که اعتماد نداره زیاد ولی خب نمیخوام ب ماهم اینجوری باشه میخوام حرفمو قبول کنه
مامان 🩵کیادل🩷 مامان 🩵کیادل🩷 ۴ سالگی
میگم ابجیا
من تو گهواره راستش زیاد میبینم دلبندهاتون یا میرن مهد یا زیاد اسباب بازی دارن و خونه رو کردن مهد و خونه بازی خب
حالا منم دلم میخواد برا کیان کاری کنم حس میکنم یه کوچولو اولی داره اونم پرخاشگر میشه و بی حوصله
هی میگه حوصلم سررفته چیکار کنم منم ک داغووووون میگم برو بازی کن میگه الان با چی بازی کنم؟ اسباب بازی یکم داره هاااا ولی مثلا میگه من‌ک فلان ماشین رو ندارم چطوری بازی کنم و من از این خوشم نمیاد😐
بنظر شما تو فکر اسباب بازی جدید براش باشم یا ببرمش مهد
راستش حس میکنم یچه هام از بقیه بچه خیلی پایین تر هستن دلم میخواد تا میتونم بچه های منم مخصوصا کیان با هم سن هاش یجورایی یکی باشه
امروز کنار من خوابیده بود یچیزی تو گهواره دید(عکس یه اتاق بود و دخترونه)با این حال میگفت ماهم کاش از اینا داشتیم
حالا چیکار کنم یخورده اسباب بازی بگیرم ک با دلسا بازی کنن یا ببرمش مهد یا چمیدونم خمیر بازی اینا بگیرم؟
البته الان ن فقط میخوام تو ذهنم و اولویتام باشه