خانما خیلی دلم گرفته الهی بمیرم برای پسربزرگم فقط چهارسالشه از وقتی داداشش اومده خیلی اذییت میشه یعنی مارو خیلی اذییت میکنه وخودشم خیلی غصه میخوره تختشو از خودم جدا کردم البته تو یه اتاقیم شبا برای خوابیدنش خیلی اذییت میکنه نمیره سرجاش و کلا حرف میزنه خیلی منم میخام اون یکی پسرمو بخوابونم وشوهرمم حوصلشو نداره که براش وقت بذاره.
تو خونه سه تاییم باهم از صبح شوهرم نیست تاشب.
وکلا خیلی بهونه گیری میکنه بداخلاق ودروغگو شده مدام کاری که بهش میگم نکن رو انجام میده و بعددروغ میگه که من نکردم وقتی هم که میگم چرا اینکارارو میکنی میزنه زیر گریه کلا همش گریه میکنه وغصه میخوره خیلی شیطون وبازیگوشه
نمیدونم چیکار کنم که از این فضا که همش گریه میکنه دربیاد باهاش بازی میکنم بعضی وقتا بازیو درست نمیتونه انجام بده یا میبازه گریه میکنه فقط .باهمبازی هاش هم همش باگریه و جیغ وداد کارشو پیش میبره برای همین هیچکس باهاش بازی نمیکنه همش غصه میخوره بچم

۹ پاسخ

به نظرم اینجا پدر نقش مهمی داره

عزیزم باید هرچه زودتر علت رو پیدا کنی
و راه حلی برای درست کردنش بکنی وگرنه در آینده بچه خیلی اذیت میشه
شاید احساس میکنه دیگه دیده نمیشه

عزیزم از سه سالکی باید نقش پدر پر رنگ بشه پسر بچه باید با پدرش بتابه
بعدم یه عات درونی داره کریه هاش ازش بپرس با غصه با شعر و اینا
مثلا یه چهره بچه غمگین نشونش بده بگو به نظرت جرا این ناراحت و رکیه میکنه هرجی گفت تو ذهن خودشه
کتاب درمورد خواهر برادر و اینا براش بخر بخون
بیشتر براش وقت بذار محبت بیشتر بکن
به شوهرت بگو براش هدیه بخره از اینجور کارا

دقیقا شرایط منو داری پسرم خیلی اذیت میشه هرشب خونه ما جنگ بود هرشب شوهرم غر غر سر این بچه اینم لج و لجبازی من خودمم که اعصابم آخر شب نمی‌کشه واقعا من یجور غر میزنم شوهرم یجور بعد یه شب نشستم تا صبح گریه کردم با شوهرم یه دل سیر صحبت کردم گفتم از بچه بزرگ بودن از همه چیزایی که فک میکردم بچمو اذیت می‌کنه گفتم ازاون روز به بعد خیلی بهش محبت میکنم خودم شوهرمم بهتر شده خداروشکر بچم تازه بعد پنج ماه یکم رنگ آرامش و دیده اونم فقط یکم

سرگرمی براش درست کن با خمیر چمیدونم گل رس با اب بازی کنه کاردستی رنگ امیزی نقاشی کلاس اگر میتونی برید باهم خرید بیرون

پسر منم همینه وقتی خواهر ش به دنیا اومده خیلی اذیت میکنه فکر میکنه ما بیشتر خواهروش دوست داریم لج بازی میکنه

طفلی فکر میکنه دیگ دیده نمیشه
با کاراش میخواد جلب توجه کنه

سعی کن تو کارای خونه مشارکتش بدی اونجوری هم شما کاراتو میکنی هم بچه احساس مفید بودن و با ارزش بودن پیدا میکنه
مثلا بگو بیا باهم داداش و بخوابونیم بریم دو تایی بازی کنیم
اشپزی کنیم
نقاشی بکشیم
فوتبال بازی کنیم
و...

هم خودت هم همسرت باید بیشتر از کوچیکه براش وقت بزارین

چون تو این سن به شدت نیاز به دیده شدن و تشویق دارن

بیشتر نیاز ب توجه داره مخصوصا از سمت پدر چون تو ک مشغول اون بچه ای اینجا پدر باید یکم واسه بچه بزرگ تر وقت بزاره

اخییی عزیزدلممم
ببین کله فکرتو وقتتو بزار براش بیش اندازه بهش محبت کن فک میکنه تنهاس بچه اذیت میشه
باهاش حرف بزن چیزایی که دوس داررو بخر بیشتر از بچه کوچیکت به اون برس

سوال های مرتبط