من عکاسم دوستمم همینجور اومد ازم عکس گرفت ۱۱ آبان نوبت سزارین داشتم
پسر من قرار بود جمعه به دنیا بیاد عجله داشت سه شنبه اومد
خونه مامانم مونده بودم که اگه اتفاقی افتاد،کسی پیشم باشه.
دیگه یهویی شد لکه بینی کردم و هول هولی رفتم بیمارستان و نینی اومد
من سزارین بودم تاریخ میدونستم روز قبلش خواهرام اودن پک بیمارستانی مهمونا رو درست کردیم شبش هم از اتاق عکس گرفتیم
من رفته بودم ریمل بخرم بعد سر راه گفتم برم بهداشت صدا قلبشو بشنوم دلم تنگ شده بود هیچی دیگه گفت پاشو پاشو مستقیم بیمارستان ضربان پایینه ما هم رفتیم ختم بارداری دادن خدا خواهی بود همش از صبح گفتم پاشم برم بهداشت بخدا
عکس دو سه روز قبله زایمانمه از اتاقش عکس ندارم اما منم به خاطر آنزیم کبدی بالا ختم بارداری خوردم به جای ۳ آذر ،۱۹ آبان به دنیا اومد
منکه ۴۱هفته کامل شد به دستور پزشک قرار شد بستری بشم خونه رو مثل دسته گل تمیز کردم و رفتم عکس ننداختم چون خیلی حاملگی بدی داشتم اصلا 😔
من ۴-۵ روز قبل زایمان عکسامو گرفتم تو اتاقش
قرار بود طبیعی باشم ولی همون روز تاریخی که دکتر داده بود خونریزی کردم رفتم سزارین شدم
از صبحش درد شدید داشتم عصرش رفتم دکتر نامه بهم داد فردا صبحش زایمان کردم
من شب قبلش اینقد خونه کثیف بود اشپزخونه جایی نبود پاتو بذاری خودم تنهایی همه رو تمیز کردم انگار میدونستم فردا مخاد بیاد 🫠🫠
سزارینی بودم میدونستم
۷ صب میخواستم برم بیمارستان یک شب ابجیم ۱۳ سالشه گفت بیا شکل بکشم رو شکمت عکس بگیرم یکم برقص فیلم بگیریم یادگاری بمونه
من سزارین بودم و تاریخ رو میدونستم شب قبلش کلییی دوتایی لذت بردیم
دوتایی آشپزی کردیم و ....
🤣🤣🤣میدونستیم دیگه هیچوقت قرار نیس دوتایی تنها و بی دغدغه بمونیم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.