گاهی که خانه‌ی کوچک‌مان در سکوتِ بعد از خوابِ او آرام می‌گیرد، می‌نشینم و به نقطه‌ای خیره می‌مانم. در آن لحظات، دلم برای «منِ» قبل از بارداری تنگ می‌شود.
دلم برای آن روزهایی لک زده که صبح‌ها را نه با صدای گریه‌ی نوزاد، که با کش‌وقوسِ آرامِ بدنم و سکوتِ صبحگاهی آغاز می‌کردم. برای آن‌وقتهایی که می‌توانستم بدون اینکه نگرانِ وقتِ شیردهی یا بیداری کسی باشم، ساعت‌ها کتاب بخوانم، به پیاده‌روی بروم یا حتی درِ خانه را پشت سرم ببندم و بی‌دغدغه، ساعتی برای خودم باشم. آن روزها، دنیایم محدود به رویاهای خودم بود و هیچ‌چیز، هیچ‌چیزِ دیگر، سنگینیِ مسئولیتِ جانِ کوچکی را روی شانه‌هایم نمی‌گذاشت.

اما هنوز در همان فکر و خیال‌ها، صدایِ نفس‌هایِ منظم و عمیقش از اتاقِ بغلی می‌آید. به سمتش می‌روم، کنارش می‌نشینم و انگشتانِ کوچکِ دستش را که در خواب مشت کرده، لمس می‌کنم. آنجاست که تمامِ آن دلتنگی‌هایِ خاکستری، در گرمایِ وجودِ او رنگ می‌بازد.

من بابتِ از دست دادنِ آن آزادی‌هایِ ساده، گاهی سوگوارم؛ بله، انکارش نمی‌کنم. اما وقتی چشمانش را باز می‌کند و با نگاهی که انگار تمامِ هستیِ مرا در خودش دارد به من می‌نگرد، حس می‌کنم قلبم در سینه برای گنجایشِ این‌همه عشق، خیلی کوچک است.

من، همان زنی هستم که دلش برای تنهایی‌هایش تنگ شده و همان زنی که حالا، با وجودِ این دخترک، به تمامِ معنا «کامل» است. این تضاد، این سنگینی و این شیرینیِ هم‌زمان، شاید عجیب‌ترین تجربه‌ی زیستن باشد؛ اینکه بدانی بخشی از خودت را در گذشته جا گذاشته‌ای، اما در عوض، دنیایی را به دست آورده‌ای که با هیچ‌چیزِ دیگری در این جهان عوضش نمی‌کنی.»

تصویر
۷ پاسخ

دقیقا ،چقدرقشنگ👍

خیلی قشنگ بود

چقدر قشنگ و درست👌🏼🌸

درود بر شما♥️

چقدر حرف دلم منم هست ❤️

خیلی قشنگ بود

چ زیبااااا 👌🏻.

سوال های مرتبط

مامان فینقِلی مامان فینقِلی ۱۷ ماهگی
عزیز دلم،
گفته بودند عدد ۷ نحس است… اما ما سه ماه است که عدد ۵ روی شانه‌های کوچکمان سنگینی می‌کند.
از همان روزی که برای چکاپ دو ماهگی، گفتند «بذارش رو ترازو» و آن صفحه‌ی سرد، عدد ۵ را نشان داد… تا امروز، که باز همان عدد، همان سکوت، همان بغض.
انگار زمان برای ما، کنار همین عدد متوقف شده…
اما من و تو، دخترکم، ما اسیر عددها نیستیم.

تو را که می‌نگرم، می‌بینم چشم‌هایی را که با تمام کوچکی‌شان، امید می‌تابانند.
می‌بینم لبخندی را که مثل طلوع، دل شب‌هایم را روشن می‌کند.
می‌بینم دستانی را که هنوز آن‌قدر کوچک‌اند که در مشتم جا می‌شوند، اما دارند راه خودشان را باز می‌کنند، آرام و مطمئن.

نه عزیزم...
عدد ۵ نمی‌تواند عظمت جان تو را اندازه بگیرد.
نه ترازو، نه نمودارها، نه جدول رشد...
چیزی را که من هر روز در تو می‌بینم، هیچ دستگاهی نشان نمی‌دهد:
زنده بودن، تلاش، مقاومت، نور.

شاید تو آهسته‌تر از بقیه‌ بچه‌ها رشد می‌کنی، اما رشد تو شیرین‌تر است...
مثل گل‌هایی که دیرتر می‌شکفند اما وقتی باز می‌شوند، تمام باغ را به حیرت می‌برند.
من این‌جایم... با آغوشی همیشه باز، با چشمانی همیشه مراقب، با دلی همیشه دعاگو.
و می‌دانم...
می‌دانم روزی می‌رسد که ترازو بالاخره تسلیم تو می‌شود.
روز که بیاید، عددها رنگ می‌بازند، و تو—
تو تمام آن‌چه را که هستی، نشان خواهی داد:
قوی، زیبا، آرام، و پر از زندگی.
مامان ❤👼🏻نورا👶🏻❤ مامان ❤👼🏻نورا👶🏻❤ ۱۲ ماهگی
بازی هشتم : لمس پارچه های مختلف
تحقیقات نشان می دهد : وقتی بین کودک و اطرافیانش ارتباط عاطفی برقرار می شود ، آن دسته از سلول های مغزی او که کمک می کنند یاد بگیرد چطور خودش را آرام کند، تقویت می شوند.
– بازی هایی با کودکتان انجام دهید که ” هماهنگی ” بین دست ها و چشم هایش را می طلبد چون این نوع بازی ها اتصالات درون مغز کودکتان را تقویت می کند.
نوع بازی :
* اشیایی را که از جنس های مختلفی تهیه شده اند  آماده کنید،مثلا چیزهای از جنس پشم،پنبه، مخمل یا ساتن.
* همراه با کودکتان روی زمین بنشینید و یکی از این اشیا را به سمت او دراز کنید و صبر کنید تا ان را در دست بگیرد. وقتی آن را گرفت، حسابی تشویقش کنید.
* وقتی که کودکتان به ان شی دست زد، اسم آن را به او بگویید و سپس آن را کف دستش بگذارید و برایش توصیف کنید که جنسی دارد. مثلا بگویید : ” ببین چه مخمل نرمی ! “
* او معنی تمام حرف هایتان را نمی فهمد ولی صدای شما را با احساسی که از دست زدن به آن شی تجربه می کند به هم ربط می دهد.
مامان Avina مامان Avina ۷ ماهگی
امروز با دختر شش‌ماهه‌ام در یکی از کوچه‌های یک محله قدیمی و ساده قدم می‌زدم. جلوی خانه‌ها چند بچه قد و نیم‌قد با پاهای برهنه و لباس‌های خاکی بازی می‌کردند؛ با صورت‌های نشسته و خنده‌هایی که تمام کوچه را پر کرده بود.

درِ یکی از خانه‌ها باز بود. دختربچه‌ای حدود یک‌ساله جلوی در نشسته بود. از سر کنجکاوی نگاهی به داخل انداختم. مادرش کمی آن‌طرف‌تر نشسته بود و به نوزادی که تازه به دنیا آمده بود شیر می‌داد. خانه ساده بود، زندگی بی‌تجمل و بی‌امکانات؛ اما روی لب‌هایش آرامشی بود که انگار هیچ عجله و نگرانی‌ای در دنیا نداشت.

همان‌جا با خودم فکر کردم…

من در دنیایی زندگی می‌کنم که پر از توصیه و هشدار است؛ پر از «مواظب باش» و «مبادا اتفاقی بیفتد». آن‌قدر که گاهی چندبار کنار گهواره می‌روم، فقط برای اینکه مطمئن شوم دخترم نفس می‌کشد.

اما آن مادر، با دو بچه کوچک در خانه‌ای ساده و با کمترین امکانات، آن‌قدر آسوده نشسته بود.

و همان‌جا در دلم این سؤال شکل گرفت:

کدام درست است؟این همه نگرانی من…

یا آن همه آرامش در دل زندگی‌ای ساده ؟
مامان ❤👼🏻نورا👶🏻❤ مامان ❤👼🏻نورا👶🏻❤ ۱۲ ماهگی
بازی نهم : چیزهای کوچولو
تحقیقات نشان می دهد : مهارت های حرکتی مربوط به ماهیچه های بزرگ و کوچک جدا از هم پرورش پیدا می کنند. اگرچه حرکت هایی که به تقویت این مهارت ها کمک می کنند ، در هر دو یکسان است اما برای رشد بهتر باید به هر کدام از آن ها به صورت جداگانه پرداخت.
– با انجام یک سری بازی ها می توانید مهارت های حرکتی کوچک را در کودکتان تقویت کنید.
نوع بازی :
* اشیا ی بی خطر مختلفی را در اختیار کودکتان قرار دهید تا با آن ها بازی کند. می توانید این کار را با پیمانه های مخصوص اندازه گیری، توپ و سایر اسباب بازی های کوچک شروع کنید.
*شی ای را توی دستش بگذارید و بعد تشویقش کنید آن را رها کند.
* جعبه ای در اختیارش بگذارید تا اسباب بازی های مورد علاقه اش را توی ان بیندازد  و بعد آن ها را از توی آن بیرون بیاورد.
* تشویقش کنید شی ای را به شما بدهد و بعد آن را حتما به او برگردانید.
* ببینید آیا می تواند دو تا شی را همزمان توی یک دستش نگه دارد یا نه( این کار احتمالا کمی برایش دشوار است).
مامان یارا🩷 مامان یارا🩷 ۷ ماهگی
«بالاخره بعد از ۱۸ روز درِ بیمارستان پشت سرم بسته شد و رسیدم به کسی که تمام این روزها دلتنگش بودم...

دختر کوچولوم را که دیدم، انگار تمام دنیا برای چند لحظه ایستاد. نگاهش کردم و فهمیدم فقط من نبودم که این ۱۸ روز را با دلتنگی گذراندم... او هم دلتنگ من بود.

وقتی بغلم کرد، وقتی صورت کوچکش را به سینه‌ام چسباند، انگار می‌خواست تمام روزهای نبودنم را جبران کند. انگار می‌خواست مطمئن شود که مامانش واقعاً برگشته و قرار نیست دوباره از او دور شود.

این ۱۸ روز برای من پر از درد بود، پر از اشک، پر از شب‌هایی که با فکرش خوابم نمی‌برد... اما امروز وقتی دست‌های کوچکش دور گردنم حلقه شد، دلم شکست و دوباره ساخته شد.

گریه کردم... نه از درد بیماری... نه از خستگی بیمارستان... گریه کردم چون فهمیدم چقدر جای من در آغوش این کودک خالی بوده است.

یارا جان... اگر می‌دانستی مامانت در تمام این روزها چند بار اسم تو را زیر لب زمزمه کرد... اگر می‌دانستی چند شب با عکس تو خوابید و با اشک بیدار شد...

امروز که دوباره بوی موهایت را نفس کشیدم، انگار جان تازه‌ای گرفتم.

بعضی آغوش‌ها خانه‌اند... و آغوش تو، دخترم، بعد از ۱۸ روز آوارگی میان درد و دارو، امن‌ترین خانه دنیا بود... 🤍🥹»
مامان امیرحسین مامان امیرحسین ۱ سالگی
سلام دوستان معرفی چند کتاب کودک از صمد بهرنگی
ماهی سیاه کوچولو: این کتاب معروف‌ترین اثر صمد بهرنگی است و داستان ماهی کوچکی را روایت می‌کند که برای کشف دنیای بزرگتر، سفری پرماجرا را آغاز می‌کند.

اولدوز و عروسک سخنگو: این داستان دربارهٔ دختری به نام اولدوز است که عروسک سخنگویی دارد و با هم ماجراهای جالبی را تجربه می‌کنند.

اولدوز و کلاغ‌ها: این داستان هم دنباله‌ای بر داستان “اولدوز و عروسک سخنگو” است و دربارهٔ ماجراهای اولدوز و کلاغ‌ها است.

کوراوغلی: این کتاب، بازنویسی داستان‌های حماسی و پهلوانی کوراوغلی برای کودکان است.

افسانهٔ محبت: این داستان، روایتی از یک افسانهٔ محلی است که صمد بهرنگی آن را برای کودکان بازنویسی کرده است.

بیست و چهار ساعت در خواب و بیداری: این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه برای کودکان است.

کندوکاو در مسائل تربیتی ایران: این کتاب، یک اثر غیرداستانی است که به بررسی مسائل و چالش‌های مربوط به تربیت کودکان در ایران می‌پردازد (البته این کتاب بیشتر برای مربیان و والدین مناسب است تا خود کودکان).
مامان قندي مامان قندي ۱ سالگی
آیا روش BLW خطر خفگی را بالا می‌برد؟

طبق گفته آکادمی اطفال آمریکا(AAP) غذای کمکی به روش مستقل، خطر خفگی را افزایش نمی‌دهد. به زور غذا در دهان کودک کردن است که خطر خفگی را در کودک افزایش می‌دهد. پس چه روش سنتی و چه روش جدید را برای شیرخوار خود انتخاب می‌کنید، یادتان باشد که زمان خوردن غذا را به انتخاب کودکتان بذارید و اگر کودک سر خود را پس می‌زند و به عقب می‌کشد و یا غذا را تف یا له می‌کند می‌تواند نشان از این باشد که کودکتان سیر است. پس آرامش خود را حفظ کرده و غذا را از جلوی کودک برداشته و مجددا در وعده غذایی بعدی غذا را برایش سرو کنید.

غذای کمکی را به روش مستقل (BLW) شروع کنم یا سنتی؟

سوالی که خیلی از شما مامان‌های عزیز در ابتدای مسیر شروع غذای کمکی شیرخوارتان دارید این هست که از کدام روش برای شروع تغذیه تکمیلی می‌توانم استفاده کنم، سنتی(تغذیه با قاشق) یا تغذیه مستقل(BLW)؟

جوابی که من به عنوان یک متخصص کودکان و نوزادان به شما می‌دهم این هست: فرقی نمی‌کند که روش سنتی را برای شیرخوارتان انتخاب می‌کنید یا روش مستقل. مهم این است که هم شما به عنوان یک والد و هم کودکتان به عنوان کسی که می‌خواهد یک تجربه جدید داشته باشد، روشی را برگزینید که هر دو در آرامش باشید و با آمادگی کامل شروع کنید.

نام دیگر روش سنتی، تغذیه با قاشق است. درست کردن پوره‌های غذایی و با قاشق در دهان شیرخوار قرار دادن را روش سنتی می نامیم.
مامان ❤👼🏻نورا👶🏻❤ مامان ❤👼🏻نورا👶🏻❤ ۱۲ ماهگی
تعدادی بازی های مغزساز برای نوزادان ۶ تا ۹ ماه؛

بازی اول : بخوان و بگو
تحقیقات نشان می دهد : هر چه کودک زود تر با آهنگ کلمات آشنا شود ، زود تر شروع به حرف زدن می کند .آن دسته از بچه هایی که مدام کلمه های مختلف را از زبان اطرافیان شان میشنوند ،تا سه سالگی دیگر تقریبا در حرف زدن مهارت کامل پیدا می کنند .از آن طرف ،بچه هایی که والدین و اطرافیان شان زیاد با آنها صحبت نمیکنند ،معمولا با زحمت حرف زدن را یاد می گیرند .
_محققان دانشگاه کنستانتز آلمان دریافته اند «قرار گرفتن در معرض موسیقی »،مدار های عصبی را در مغز به جریان می اندازند .
نوع بازی :
*چند تا از ترانه های مورد علاقه تان را انتخاب کنید و آنها را برای کودکتان بخوانید.
*هر ترانه ای که بخوانید، کودک شما از شنیدن کلمه های آن لذت می برد.مهم نیست که معنی آنها را نمی فهمد.
*اگر در شعری که میخوانید کلمه ای هست که فکر می کنید کوچولویتان معنی آن را می فهمد ،آن کلمه را بلند تر از بقیه بخوانید .
*فقط به شعر خواندن اکتفا نکنید. سعی کنید همان کلمه ها را به شیوه های مختلفی ادا کنید ،مثلا به صورت در گوشی ،آهسته ،بلند یا حتی جیغ .
*فرقی نمی کند کلمه ها را با لحن آهنگین برایش بخوانید یا با لحن معمولی .در هر حال ،ریتم شعر به رشد مغز کودک شما کمک میکند.
مامان علی آقا وبهار مامان علی آقا وبهار ۱۷ ماهگی
طرز تهیه حریره بادام به درخواست شما
مواد لازم👇 

بادام: 4 عدد

آرد برنج: 1 ق مربا خوری

شیر پاستوریزه، یک استکان (حدود 60 میلی لیتر)

روغن مایع: 1 ق چای خوری (بهتر است روغن زیتون باشد)

شکر: 1 ق چای خوری

آب: نصف استکان (حدود 30 میلی لیتر)

طرز تهیه:

بادام ها را به مدت 3-4 ساعت در آب گرم خیسانده و سپس پوست بکنید. سپس آن ها را رنده کرده، به طوری که پودری کاملا یک دستی بدست آید.

شیر را در یک ظرف کوچک که بهتر است از جنس لعابی باشد ریخته و آرد برنج را در آن حل کرده و با پشت قاشق نرم کنید و ظرف را روی شعله ملایم گاز قرار دهید.

سپس آب و شکر را با سایر مواد مخلوط کرده و در حالی که آن را به طور مرتب به هم می زنید، به مدت حدود 20 دقیقه بپزد تا قوامی مانند ماست پیدا کند.

در دو سه دقیقه آخر پخت، روغن زیتون را با سایر مواد مخلوط کنید.

اضافه کردن روغن باعث افزایش کالری غذا و در نتیجه کمک به رشد شیرخوار می شود. از آن جا که روغن نباید در معرض حرارت زیاد قرار گیرد توصیه می شود که در اواخر پخت به غذا اضافه شود.

با رعایت بهداشتی می توان قبل از مصرف، مقدار اضافی حریره را در ظرف در بسته تا دو روز در یخچال نگه داری کرد.

همانند فرنی، بهتر است حریره را به جای شیر پاستوریزه، با آب پخت و در پایان شیر مادر به آن اضافه کرد.

👩‍⚕