۱۱ پاسخ

هممون همینم خواهر من خسته شدم از غربت و تنهایی حتی درمیشم بیرون بازم دلم میگیره

اخ دلم میخواد بشینم گریه کنم...فکر میکنم هیچوقت ددیگه ازادی قبل رو ندارم...
ی وقت آزاد یه اعصاب اروم باهاشون باید خداحافظی کرد

دقیقا منم همینم فقط میدونم خستم دیگه نا ادامه دادن ندارم انگیزه اینکه زاییدمم نمیدونم چی بود😅🤣🤣

اره منم همینم ❤️❤️❤️

شاید ٣ سالشون بشه کمی مستقل بشن
راحت شیم
البته از الان باید مستقلشون کنیم

چقدر حق گفتی
من گاهی دلم به حال خودم میسوزه
حتی غذای درست حسابی نمیتونم بخورم

صبح تا ظهر میریم سرکار ،بچه تو مهد معلوم نیست چی میخوره چجوری میخوره چیکار میکنه .ظهر هم میایم خونه هیچی سرجاش نیست تا شب بشه بچه بخابه من تازه برم سراغ غذای فردا و کارای اداره و هر روز همینه

شاید دو قطبی هستی

اخ اخ.... منم دقیقاااا همینطوریمممم...
دیروز پسر کوچیکم همش نق میزد و نمیخوابید... هیچکاری نتونسته بودم انجام بدم... همونطور که تو گهواره تابش میداد کلی گریه کردم‌... بعد اشکامو پاککردم و بغلش کردم و کلی قربون صدقه اش رفتم...
ولی واقعا خستم...

اونایی که بچم ندارن همینن ما که بچه داریم این حس بیشتره ولی خوب طاقت بیار ان شالله بزرگتر بشن بیشتر وقت خالی پیدا میکنیم

دقیقا منم همینطوریم

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
سوال:مامانا توی یه چیزی گیر کردم خستم از این زندگی نمیدونم چیکار کنم.طبق تاپیک قبل گفتم تلاش میکنم و گفتم هردومون من همیشه پیش قدم شدم تلاش کردم من فقط دنبالش دویدم دیگه گفتم ولش یه مدت پیگیر نشم زندگیمو ادامه بدم با دخترم چون خسته شدم همش یه طرفه همش حس اویزون بودن بهم میده.همش من زنگ و پیام ولی اون یه دفعه پیام نمیده چطوری یا بخاطر بچش زنگ نمیزنه حال بچه بپرسه چه وقتایی که نیس یا خونه مامانش باشه.نمیتونم من فقط برم بگم بیا حرف بزنیم بیا از نو شروع کنیم تلاش کنیم.بعد همه اینا اون مدت که من عصبی شدم اون شب که اونکارو کرد به داداشم گفتم و بعدش همش تا یه اشتباه کوچولو تا یه ایراد یا یه بهونه کوچولو گیر میاره سرکوفت میزنه بعد زود زنگ زده ابجیش همه چی میگه که سارا بی عرضه تو بچه داری و خونه داری و مهمون داری و... اینجا خونه کثیف داره بچه مریض میکنه و غذای درست نمیپزه و تا لنگ ظهر خوابه و خیلی چیزا دیگه که همش جلو خواهرش گفته خب من بدترینم بودم میومدی به خودم میگفتی.چون من به داداشم گفته بودم روانیه اینم پیام دیده بود..
#فرزندپروری
کودک مادر دخترم دوسالگی پوشک دندان درد اسهال تب واکسن پوشک
مامان صدرا مامان صدرا ۲ سالگی
سلام عزیزان
من از دو سه روز قبل از ج ن گ یه درد بدی تو کمر و پای چپم گرفت دیگه نتونستم حرکت کنم بعد از کلی دکتر و ام ار ای نظر همشون اینه که باید عمل کنم چون یه دیسک پاره شده و دو تا هم بیرون زده اون یه دونه پارگی باید عمل بشه
زندگیم هم مختل شده از همون موقع تا الان طبق نظر دکتر استراحت مطلق هستم اصلا کنترل همه چی از دستم در رفته همه زندگی و بچه رو همسرم و دو تا خانواده‌ها دارن کمک میکنن که اداره کنم
از طرفی این شرایط واقعا اذیتم کرده حس میکنم دیگه اختیار خونه زندگی دستم نیست از اونور هم همشون دکترا گفتن عمل باید کنی
من واقعا دوست ندارم جراحی کنم ولی خوب اینجوری هم اصلا نمیتونم پنج دقیقه هم سر پا وایسم
حالا الان میخواستم بدونم تو خودتون یا اطرافیان تجربه ای از این جراحی دارید که نظرتون رو بدونم بعد بتونم تصمیم بگیرم
الان واقعا شرایط بدی دارم اما حس میکنم عمل کنم هم میشم یه آدم آسیب پذیر ضعیف با کلی محدودیت که نمیتونم راحت زندگی کنم
فرزند پروری شیر خشک این چه بود دیگه من گرفتارش شدم پوشک زندگی سخت فرزند پروری پوشک شیر خشک بچه داری خونه زندگی
فرزند پروری شیر خشک پوشک