۹ پاسخ

یه دکتر ببرش خیالت راحت بشه شب راحت بخوابید. الهی بلا دور باشه. شوهرت هم بگیر بزن به نظرم😬

مردا انگار تو کما هستن
خداروشکر ب خیر گذشت

الهی بگردم چی کشیدی عزیزم
ببین چون بالا نیاورده نشونه خوبیه
ولی باز من باشم میبرمش دکتر شاید عکس بنویس از سر بگیری البته اگر از سر افتاده
و همیشه کمربند کالسکه رو ببند

بعد ادعای پدر بودنم دارن🤧

مگه کمربندش رو نبسته بودی گلم؟

شوهرت چقد بیخیاله من شوهرم خیلی حساسه رو بچه ها همه حواسش وقتی جایی میریم رو بچه هس یکسرهم بغل خودشه ب من اعتماد نداره اصلا🫥

وااای خدای من پس اون چغندر چیکاره است من بودم دعوای اساسی میکردم باهاش الهی بمیرم طفل معصوم ببرش دکتر آخه ارتفاع کالسکه تا زمین زیاده

مگ میشه بچه ۵ ماهههه بیوفته وای
من هواسم نبود سرش چن بار رف زیر شوفاژ محکم میزد

نه عزیزم خداروشکر به خیر گذشته نترس اگه بالا نیاورده مشکلی نیس

سوال های مرتبط

مامان آیه خانوم مامان آیه خانوم ۲ سالگی
دخترم از روی تاب افتاد😭😭 از یک متر و نیم فاصله تا زمین زنگ زدم آمبولانس گفت چیز خاصی نیست یه خراش کوچیکه مواظبش باشین اگه بالا آورد یا بی حال بود ببرین دکتر
جیگرم کباب شد خودم کم دلم خونه باز شوهرم و خانوادش افتادن به جونم که چرا مراقبش نبودی
مگه من خودم خواستم بیفته اتفاقه دیگه همه بچه ها آسیب میبینن خودم لیوان دستم بوده بچگی‌ام خوردم زمین شیشه رفته تو دستم رگم پاره شده شوهرم دماغش بخیه خورده بچگیاش افتاده زمین برادر شوهرم هم از بالای کوه افتاده سرش شکسته پدر شوهرم اینقدر غر زد که مگه چیکار داری تو خونه غیر از بچه نگه داشتن مگه چیکار میکردی که افتاده منم گفتن خیلی ببخشید سجاد که از رو کوه افتاد شما کجا بودی میگه سجاد رو پای خودش بوده ۶سالش بوده منم گفتم فرقی ندارد بچه بچس دیگه من یه ثانیه رفتم تا تو آشپزخونه همون لحظه افتاده مگه میشه 24ساعت رو سر بچه باشی و مراقب باشید الآنم خودم بیشتر از شما دلم خونه شما دیگه نمک رو زخمم نباشین
چیکار کنم به نظرتون؟😞
مامان آریــا🪽🩵 مامان آریــا🪽🩵 ۱۳ ماهگی
بگم از دیروزمون و اولین تجربه ی رسنی کالسکه نوردی و پاساژ گردی با بچه🤣♥️
دیروز به شدت سرد بود منم دو دست لباس پوشوندم از زیر و روش کاپشن تو‌پاساژ ها گرم بود کاپشنش رو در میوردم
از ساعت چهارررر تا هشت و نیم تو خیابون بودیم با دخترعمه شوهرم ینی دیگه از نفس افتادیم
پسرم خدایی خیلی عاقل و صبوره بگید یه نق و نوقی یه گریه ای هیچی
اولین بارش بود این همه تایم بیرون بود و جاهاش شلوغ می‌رفت
دو بار شیر دادم بهش رفتم تو پله های اضطراری نشستم شیر دادم
هر وقت هم خوابش می‌گرفت تو کالسکه میخابید
خدایی کالسکه عصای دستم بود
میزاشتم تو آسانسور بالا پایین می‌کردم یا دختر عمه شوهرم بچه رو بغل میکرد با پله برقی می‌بردم من کالسکه رو🤣
خلاصه خیابون گردی بیشتر به اخلاق بچه‌تون بستگی داره پسر من خیلی ساکته ینی همه فروشنده ها تعجب میکردند میگفتند چرا نق نمیزنه😂♥️
و در نهایتتت
اگه کالسکه می‌برید با کسی برید که بلند کنه کالسکه رو از این کله قندی و آهن و این چیزا✨