۵ پاسخ

خدایا شکرت بابت چیزای که تو زندگیم دارم

خدایا شکرت بابت دخترم🩷😍🙏🏻🫶🏻ممنونم که دوازده سالگیش رو دیدم امیدوارم تا۱۱۲سالگیشم ببینم اصلا تا هزار سالگیش 😍😭🫶🏻🙏🏻

خداروهزارمرتبه شکر

الهی شکر

الحمدالله رب العالمین

سوال های مرتبط

مامان حسنا و رستا 🥰 مامان حسنا و رستا 🥰 ۵ سالگی
اگر هر بار فرزندت چیزی خواست و سریع برایش فراهم کردی، شاید ناخواسته «لذتِ انتظار» را از او گرفته‌ای...

امروز بسیاری از بچه‌ها از کمبود امکانات آسیب نمی‌بینند؛
از کوتاه شدن فاصله‌ی بین خواستن و رسیدن آسیب می‌بینند.

دیروز برای خرید یک وسیله، گاهی هفته‌ها یا حتی ماه‌ها صبر می‌کردیم...
امروز با چند کلیک، همه‌چیز در دسترس است.

اما مغز کودک، درست در همین فاصله یک مهارت مهم را یاد می‌گیرد:
تحملِ انتظار.

کودکی که همیشه هر خواسته‌ای را همان لحظه به دست می‌آورد، فرصت تمرین صبر را از دست می‌دهد.

گاهی لازم است بشنود:

«بله... اما نه همین امروز.»

و گاهی هم:

«نه؛ این بار قرار نیست این خواسته برآورده شود.»

نه برای اینکه دلش را بشکنیم...
بلکه برای اینکه یاد بگیرد زندگی همیشه مطابق میل ما پیش نمی‌رود و بتواند ناکامی‌هایش را مدیریت کند.

همین چند روز انتظار...
و همین چند «نه»ی حساب‌شده،
گاهی بیشتر از خودِ هدیه، شخصیت می‌سازد.

🌱 یکی از ارزشمندترین هدیه‌هایی که می‌توانی به فرزندت بدهی، فقط امکانات بیشتر نیست؛
بلکه توانایی صبر کردن، نه شنیدن و دوباره ادامه دادن است.
مامان غلام رضا مامان غلام رضا ۵ سالگی
🔘 داستان کوتاه

زنی زیبا که صاحب فرزند نمیشد نزد پیامبر میرود و میگوید از خدا فرزندی صالح برایم بخواه.
پیامبر وقتی دعا میکند ، وحی میرسد او را بدون فرزند خلق کردم.
زن میگوید خدا رحیم است و میرود.
سال بعد باز تکرار میشود و باز وحی می آید که بدون فرزند است.
زن این بار نیز به آسمان نگاه میکند و میرود.

سال سوم پیامبر زن را با کودکی در آغوش می بیند.
با تعجب از خدا میپرسد: بارالها، چگونه کودکی دارد او که بدون فرزندخلق شده بود!!!؟

وحی میرسد: هر بار گفتم فرزندی نخواهد داشت، او باور نکرد و مرا رحیم خواند.
رحمتم بر سرنوشتش پیشی گرفت. با دعا سرنوشت تغییر میکند...

از رحمت الهی ناامید نشوید اینقدر به درگاهی الهی بزنید تا در باز شود...

🔹ميان آرزوی تو و معجزه خداوند، ديواري است به نام اعتماد.

پس اگر دوست داري به آرزويت برسي با تمام وجود به او اعتماد کن.

هيچ کودکی نگران وعده بعدی غذايش نيست! زيرا به مهربانی مادرش ايمان دارد.

اي کاش ايمانی از جنس کودکانه داشته باشيم به خدا...
رحمت خدا ممکن است کمی تاخیر داشته باشد اما حتمی است.
سلام صبح پنج شنبه عاشوراییتان بخیر انشاؤالله که همه ما بتونیم دراین روز بهره کافی راببریم و عاقبت هم ماختم به خیرشود
─┅─═इई 🌸🌺🌸ईइ═─┅─
مامان حسنا و رستا 🥰 مامان حسنا و رستا 🥰 ۵ سالگی
🌿نسل نور🌿

بچه‌ها با عصبانیت به دنیا نمی‌آیند...
مدیریت کردنش را هم بلد نیستند.

وقتی کودکت عصبانی می‌شود، این ۳ کار را انجام بده:

✅ اول: احساسش را نام ببر
«می‌بینم خیلی عصبانی شدی.»

وقتی کودک برای احساسش کلمه پیدا می‌کند، شدت هیجان کمتر می‌شود.

✅ دوم: آرامش را قبل از آموزش برگردان
نه نصیحت، نه بحث.

چند نفس عمیق، یک لیوان آب، یا چند دقیقه فاصله از موقعیت کافی است.

✅ سوم: بعد از آرام شدن، راه‌حل پیدا کنید
«دفعه بعد به جای داد زدن، چطور می‌تونی بهم بگی ناراحتی؟»

اشتباه رایج این است که وسط طوفان، درس زندگی بدهیم.

هیچ کودکی در اوج عصبانیت چیزی یاد نمی‌گیرد.

📌 اول آرامش،
بعد آموزش،
بعد تغییر رفتار.

یا یک نسخه هوک‌دارتر:

اگر کودکت عصبانی است، همین حالا نصیحتش نکن.

مغزِ عصبانی آموزش نمی‌گیرد.

به جای گفتن:
❌ «آروم باش»
❌ «بس کن»
❌ «چند بار بگم؟»

این ۳ مرحله را امتحان کن:

1️⃣ احساسش را نام ببر:
«می‌بینم خیلی ناراحتی.»

2️⃣ کمکش کن آرام شود:
نفس عمیق، آب خوردن، آغوش (اگر دوست دارد).

3️⃣ بعد از آرام شدن، راه‌حل پیدا کنید
«دفعه بعد به جای داد زدن، چطور می‌تونی بهم بگی ناراحتی؟»

اشتباه رایج این است که وسط طوفان، درس زندگی بدهیم.

📌 کودک‌ها با تنبیه یاد نمی‌گیرند احساساتشان را مدیریت کنند؛
با تمرین کردن یاد میگیرند
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۶ سالگی
من واقعا نمی دونم کدوم روش و راه درست خوبه که بتونم این ماهلین رو از خر شیطون پیاده کنم بچه ای که کاملا هوشیاره می فهمه درکش نسبت به پارسال خیلی خیلی بالا رفته و همچنین هوشش وبی از پسش برنیومدم که پی پی رو بگه الان دقیقا ۱۵ د ۱۶ ماهه که یه بارم نگفته پی پی دارم شاید خنده دار باشه ولی آرزو به دل موندم یه بار این بچه بیاد بگه من دستشویی دارم امشب دیگه اینقدر اعصابمو خورد کرد که دیگه هم زدمش هم تنبیهش کردم بهش گفتم حالا که دختر بدی هستی نه دیگه دوستت دارم نه دیگه باهات تمرین می کنم الان برو بیرون تو تنبیهی من می خوام با دلوین کار کنم بچم‌مثل ابر بهدر گریه می کرد قلبم داشت از سینم میزد بیرون اعصابم خیلی خراب شد آخه دیوونم کرده وقتی بهش میگم ماهلین آخه چرا نمیگی مادر من میگه دلم می خواد نگم میگم آخه چرا میگه همه ی بچه ها تو شلوارشون پی پی می کنند گفتم کی گفته آخه حرف تو گوشش نمیره حایزه براش گذاشتم قبلا چندین بار جایزه بهش دادم تنبیه و تشویق حتی جلوش کلی دلوین رو نشویق کردم که تو دستشویی پی پی می کنه فایده نداره که نداره از چت جی بی تی راهنمایی خواستم میگه یا از شرم.و خجالتشه نمیگه یا می خواد رو بدنشم کنترل داشته باشه و به خاطر اون حس کنترلشه که اینکارو می کنه ولی واقعا دیگه موندن با این بچه چه کنم 😫😫😫می ترسم این عادتش تا چند سال دیگه باهاش باشه🤨😔
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۶ سالگی
از اونجایی که خودتون می دونید من یه مادر پیگیر و دغدغه مندی هستم حالا خوب یا بدش رو نمی دونم دست خودم نیست نمی تونم نسبت به بچه هام بیخیال باشم چون بچه هام از اول تاخیر داشتن الانم تو همه کاری خودمم باید خیلی کمکشون کنم در کنار مهد که میرن چون با این وضع تعطیلی ها فکر نکنم همه خیو بتونند از تو مهد یاد بگیرن با مربیشون گفت و گو داشتم ایشون هم مشاوره و روانشناس کودکه ایشون گفتم از نظر من هم‌گفتار روایتگریشون ضعیفه گفتار پایه عالیه فقط روایتگریه که اونم با چند جلسه اوکی میشن می گفت اگه اینقدر تعطیلی نبود مب گفتم نیاز نیست ببری گفتار درمانی و به مرور تو محیط باشن خوب میشن ولی وقتی این همه تعطیلی هست و شما هم‌می خوان زودتر تا زمان سنجش راه بیافتن بهتره که در کنارش چند جلسه گفتار درمانی هم دتشته باشن تا صعودی پیشرفت کنند بعد دیگه صحبت هامون رسید تا اونجایی که گفت هر دوشون یه مقدار تو دقت و تمرکزشون ضعیفن که اونم بازی های مربوط به این مساله و تمریناتش رو اگه باهاشون کار بشه خوب میشن گفت اگا هی تعطیل نکنند من خودم تو مهدم باهاشون کار می کنم ولی تو خونه هم‌نیاز به رسیدگی دارن از اون طرف هم نقاشی دلوین و ماهاین رو نشون من داد از ماله بچه های دیگه هم‌نشونم داد گفت خیلی ضعیفم و باید روشون کار بشه و در حده بچه های ۵ و ۶ ساله نیست که اونم‌بهتره هم تو خونه باهاشون کار بشه هم تو مهد من خودمم متوجه این موضوع شدم با نقاشی هایی که پامان های اینجا میزارن بچه های من در نهایت فقط بتونند یه آدم بکشن یه خورشید حالا به تازگی دلوبن یادگرفته ابر هم‌بکشه ولی گفت باهاشون کار بشه خوبه بعد من گفتم اگه با طور هماهنگ هر سه تایی بشینیم و بگم همزمان با من بکشید چطوره گفت اگه حوصلشو داشته باشید عالیه