۸ پاسخ

دووم بیار خیلی بهتر میشه بزرگ تر بشه بچه حرف حالیش میشه
البته ک بچه من الان یک ماهه درگیر سرماخوردگی هست دوباره اخلاقش برگشته ولی دووم بیار
منم روزا رو می شمردم با این ک کمک داشتم

من از بچع خودم راضیم چون اذیتم نمیکنع واقعا
ولی پسر مادر شوهرم شب و روزم. رو خراب میکنع اصلا حالمو از زندگی بهم زده نمیتونم از دستش تحمل کنم خونه زندگی رو

خیلی سخته واقعا حق داری منم تو اون مرحله بودم تمام روز و شب گریه میکرد بچم میگفتم یعنی درست میشه یا قراره همینجوری بمونه بخدا درمونده بودم ولی شکرخدا3ماه و ک رد کرد خیلی بهترشد توام تحمل کن تموم میشه خیلی سخته ولی میگذره

کارای نی‌نیو از روی عشق انجام بدی خستگی کمتری داری، خستگی ذهنی قوت ادمو میبره
لذت ببر از تمام لحظات بچه❤️

حق داری عزیزم ،سخته،خییلی هم سخته ولی تو از پس همه اینا بر میای و بعداً این روزها رو تعریف میکنی

اینجوری نگو☹️🥲زر زرو چیه دلت میاد🫠😟😮‍💨
چند روز برو خونه پدرت استراحت کن عزیزم

اره واقعا 😮‍💨با بچه کل جون ادم میره .🥲هروقت شوهرت خونس بگو نی نی نگه داره تو یکم استراحت کنی .یا بچه خوابه اول استراحت کن .نزار بریزی داخل خودت بدتر از این بشی🫩🥲

اخی عزیزم دلت میاد خیلی خدا بهشون نمیده دربدر دنبالشن

سوال های مرتبط

مامان آراد🩵🫀 مامان آراد🩵🫀 ۳ ماهگی
اصلا آدمای نیستم که بخام درد دل کنم یا احساسی که دارم ب کسی بگم ‌حتی بخوام جلوکسی گریه کنم اما امروز دیگه کم آوردم بچم کولیک داره خودم تب لرز و استخون درد امونم بریده مامانمم نیست رفته مسافرت از دیشب یه سره با پسرم بیدار بودم ساکت نمیشد خودمم باهاش نشستم گریه کردم درد بچم یه طرف درد خودم ی طرف با گریه هاش قلبم پاره پاره می‌شد هر چقدر مقاومت کردم نرم دکتر نشد واقعا از پا افتادم میگم که آدمی نیستم ک احساساتم بروز بدم اما توی کل این مدت همش میگفتم کاش مامانم پیشم بود کاش منم الان بچه مامانم بودم
شوهرم موند پیش بچه خودم تنها رفتم دکتر وقتی سرم زد رفت بغضم دیگه ترکید
به این فکر می‌کنم که با این حال بد و استخون دردم باید برم مادری کنم برای خودم سوپ درست کنم شام درست کنم ظرف بشورم و……💔
کاش می‌شد ی روز مرخصی بگیرم واقعا خستم از بیخوابی چشمام میسوزه
خلاصه وار بگم دیگه نایی ندارم ولی مجبورم ادامه بدم چون یه کوچولو دارم که تمام دنیاش منم🥹🫶🏻