خودشناسی📖:
بی قید و شرط همه ما جدا از نقاط مثبت و روشن خود ، نکات منفی و تاریکی هم داریم... 🕳
برای یه خود شناسی کامل و به دست اوردن قدرت کنترل و درک خود باید حتما ضعف ها و نقاط منفی خود را شناسایی کنیم.🤌
ضعف های عموم مردم بر گرفته از دوران کودکی و نوجوانی میباشد، همیشه ضعف ها به یک مقدار واضح و آشکار نیستند. ❌
همین که دیگران قدرت به هم ریخت ذهنمان را داشته باشند و نشخوار ذهنی داشته باشیم خود یک ضعف بسیار آسیب زننده است، این که به راحتی حرفمان را نمیزنیم و گاه میگوییم کوچیک تر و بزرگ تری گفتند هم ضعف است. 😊
آن زمان که از ترس قضاوت اجازه آسیب زدن و عذاب دادن را به دیگری میدهیم خود ضعف است.
وقتی به صورت کامل از ان آگاه شدیم در مواقع تحریک ان میتوانیم به خود یادآوری کنیم، آرام تر شویم و با منطق واکنش بهتری از خود نشان دهیم🌿
نقطه ضعفی که تونستی از خودت شناسایی کنی رو بگو، دلیلشم اگه پیدا کردی حتما با بقیه راجبش حرف بزنیم😌👌

تصویر
۲ پاسخ

خودم: وقتی دلمو هم میشکنن، حواسم هست یه وقت از واکنش من دلشون نشکنه و این از بچگیم سر چشمه میگیره، پدرم همیشه بی نقص ترین ادم بود و الگو برداری زیادی ازش داشتم و اینم یکی از ویژگی های بابامه ولی الان دارم تغییرش میدم و گاهی منتقد درونی شروع میکنع به گفتن جمله هایی مثل اینکه نکنه ناراحت شد؟ وای چرا اینطوری کردی؟ خودمو اروم میکنم میگم: من کار اشتباهی نکردم هر کسی متناسب به رفتارش، واکنش میبینه و منم واکنش درست رفتارشو نشون دادم فقط😊🤌🩷

مرسی ازت بانو جان
راهنمایی هایی که میذاری
من واقعا روی خود شناختی وقتی نمیذاشتم
تاپینگتو دیدم و به فکر فرو رفتم✨🫧🫶🏻

سوال های مرتبط

مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
پارت سوم
وقتی ما با فرزندان خود درباره احساساتشان صحبت میکنیم و احساسات آن ها را به رسمیت میشناسیم یا هنگام صحبت کردن آن ها، با دقت کامل به آن ها گوش میدهیم، فرزندانی با هوش هیجانی بالا که میتوانند احساسات خود و دیگران را درک کنند، تربیت میکنیم.
وقتی فرزند ما با ترسی مواجه میشود ، نوع برخورد ما میتواند آن ترس را به تجربه ای گذرا تبدیل کند یا آن را به نوعی اضطراب ماندگار
ما میتوانیم با رفتار خود تجربه ی غذا خوردن را به یک فرایند شیرین و لذت بخش تبدیل کنیم یا با رفتارهای غلط خود و ایجاد تجربه هایی خاص، مغز او را شکل داده و از کودک خود یک بدغذای حرفه ای بسازیم.

یادمان باشد هر آنچه بر ما و فرزند ما میگذرد، رشد و تحول مغز هر دوی ما را تحت تاثیر عمیق قرار میدهد
ما میخواهیم کاملا آگاهانه، اتفافات روزمره ی فرزندانمان را به فرصتی برای رشد و شکل دهی مغزشان تبدیل کنیم.
با شکل دهی صحیح ،مغز فرزندمان درست کار میکند و این یعنی خوب تصمیم می گیرد، با مشکلات مواجه میشود و به دنبال راه حل مناسب می گردد.در ارتباط با خودش و دیگران به شیوه صحیحی برخورد میکند و این دقیقا همان کاری است که ما به عنوان پدر و مادر وظیفه داریم انجام دهیم.
یعنی کمک کنیم مغز فرزندمان به طور کملا هماهنگ کار کند.
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
پارت ۴۲
شاید با خود بگویید این که نشد قاطعیت.حق با شماست
گاهی در دنیای واقعی ما نیاز داریم بین چندچیز یک انتخاب داشته باشیم
من همیشه سعی میکنم از خودم بپرسم الان چه ارزشی رو میخوام به پسرم منتقل کنم؟
به او عملا یاد میدهم زود ناامید نشود.شاید این یکی از بهترین فرصت هایی است که میتوانم هنر مذاکره را به او آموزش دهم
به هر حال به جز در زمان هایی که آگاهانه تصمیم داریم ارزش خاصی را به فرزندمان منتقل کنیم اجازه نداریم از حرف مان پایین بیاییم
آرامش بچه ها منوط به داشتن والدین آگاه و قاطعی است که کاملا قابل پیش بینی باشند.در این صورت فرزند ما خیلی زود خواهد فهمید ما از چه چیز خشنود و ناراحت میشویم.حتی خود ما هم از ارتباط با آدم دم دمی مزاج لذت نمیبریم.چون نمیتوانیم عکس العمل آن ها را در شرایط مختلف پیش بینی کنیم
فرزند ما اگر بداند میتواند با اسباب بازی هایش به راحتی بازی کند و نگران ریخت و پاش نباشد اما در حضور مهمان اجازه آوردن اسباب بازی به داخل سالن ندارد خیلی راحت میتواند تصمیم بگیرد
اما اگر یک روز او را به خاطر آوردن اسباب به سالن پذیرایی سرزنش کنیم و یک روز او را آزاد بگذاریم و بگوییم بچس،عیبی نداره ،با ایجاد تناقض فرزند خود را سردرگم کرده و او نمیداند بلاخره میتواند در سالن بازی کند یا نه و به احتمال زیاد گزینه ساده تر را انتخاب میکند
این مثال را در تمامی زمینه ها به یاد داشته باشید
مامان پسرگلم مامان پسرگلم ۲ سالگی
نقش" احترام" در نهادینه کردن شادی برای کودک

بعضی از والدین ممکن است کودک خود را دوست داشته باشند ولی به او احترام نگذارند. نکته مهمی که والدین باید به آن دقت کنند این است که دوست داشتن کودک کافی نیست، بلکه لازم است شما برای او احترام قائل باشید تا احساس امنیت و شادی را به وی هدیه کنید. احترام مانند دوست داشتن، هم از طریق بیان و هم از طریق عمل نشان داده میشود.

شما می‌توانید با گوش دادن فعال به حرفهای کودک، برقراری تماس چشمی، توجه به گفته‌ های کودک بدون آنکه برای اتمام سخنانش بی‌ صبری نشان دهید، کمک کردن به کودک در یافتن کلمات مناسب برای توضیح دادن و به زبان آوردن هیجاناتش و قطع نکردن حرفهای او، احترامتان را به وی نشان دهید.

شما همچنین می‌توانید با تشویق کاری که او انجام می‌دهد احترام خود را نسبت به او نشان دهید و شادش کنید، حتی اگر این کار کامل و بی‌نقص نباشد. در این‌ صورت او فرصت می‌یابد تا عقاید خود را بدون ترس از تمسخر و استهزا نمودن بیان کند. احترام به کودک اضطراب و تنش او را کاهش خواهد داد و منجر به خلق امنیت و شادی درونی در وی خواهد شد.
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
پارت سیزدهم
۲_ خودمان را به جای فرزندمان بگذاریم
مطمئنا برای همه ما اتفاق افتاده که مرتکب اشتباهی شویم، مثلا صحبت نابه جایی را در جمعی به زبان بیاوریم، خواسته یا ناخواسته کسی را برنجانیم
در این شرایط از اطرافیان خود مثلا همسرمان چه انتظاری داریم؟
آیا انتظار نداریم خودش را جای ما بگذارد و از دید ما به موضوع نگاه کند؟
گاهی حتی نیاز داریم اصلا به روی خود نیاورند و از در همدلی وارد شوند

شنیدن جملات ساده ی" عزیزم میدونم منظوری نداشتی .گاهی پیش میاد"
یا " برای منم پیش اومده و درکت میکنم" از جانب همسرتان بسیار دلگرم کننده است
یا فرض کنید تلاش زیادی کردید تا اتومبیل خوبی خریداری کنید و حسابی مشورت کرده اید و پس از مدتی متوجه میشوید اتومبیل تصادفی بوده و ضرر کرده اید.چه احساسی دارید؟ آیا انتظار همدلی از همسرتان دارید یا سرزنش؟
در هر یک از دو حالت فوق چه احساسی دارید؟
آیا با دیدن همدلی همسر خود، رابطه تان مستحکم تر و اعتمادتان به او بیشتر نشد؟
به احتمال زیاد متوجه اشتباه خود خواهید شد و با خود میگویید کاش فلانی را با خود برده بودم‌.او تجربه زیادی در شناخت اتومبیل دارد
اما در حالت دوم آیا از همسرتان فاصله نگرفتید؟ با خود نگفتید " کاش اصلا بهش نگفته بودم؟" حالت تدافعی به خود نگرفتید؟ با خود نگفتید دوباره گند زدم؟
حال فرض کنید امروز غذایتان ته گرفته یا کمی سوخته
همسر شما میتواند اصلا به روی شما نیاورد و بگوید اتفاق خاصی نیفتاده
یا میتواند لب به غذا نزند و بگوید
اه..اینکه دوباره سوخته
یه روز شور..یه روز بی نمک...امروزم سوخته..حواست کجاست

حال اوضاع دلتان چطور است؟

واکنش های ناآگاهانه ای که ما به رفتارهای فرزندانمان نشان میدهیم خیلی شبیه به این سناریوهای دردناک است
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
پارت ۱۹
ما بارها به فرزندانمان می گوییم که به ما اعتماد کنند و همه مسائل خود را با ما درمیان بگذارند ولی در عمل چنین اتفاقی نمی افتد.
متاسفانه نه تنها کودکان راز های خود را با والدین در میان نمیگذارند، مراقب اند والدینشان پی به رازهایشان نبرند.
مطمئنا یکی از دلایل آن این است که ما مهارت کافی در ارتباط برقرار کردن با کودکانمان را نداریم
-مامان بزرگ منظوری نداره..خیلی هم دوستت داره
-بابا که حرفی نزدن..تو اینقدر زودرنجی..

او به مرور زمان ترجیح میدهد که حرف هایش را با شما در میان نگذارد.
وقتی ما مسیر عصبی درک و تایید احساسات فرزندمان را در خود ایجاد کنیم با جملاتی مثل
یه زمین خوردن ساده که این همه ناله و شیون نداره
اخه یه بادکنک ترکیدن این همه گریه داره؟ مثل بچه ها نشستی داری گریه میکنی..یکی دیگه شو میخریم
اینطوری یاد میگیری چهارچشمی مراقب وسایلت باشی
خداحافظی خواهیم کرد.
تایید احساس کودک حاوی این‌ پیام است که ما تو را همین طور که هستی دوست داریم:
خیلی درد داشت مگه نه؟
تو اون بادکنک رو خیلی دوست داشتی...
اصلا فکرشم نمیکردی سینا دستکشتو پاره کنه...چه ناراحت کننده

میتوانیم به راحتی ارتباط عمیق تری با فرزندمان برقرار کنیم
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
پارت نهم
چه چیزی باعث میشود در عمل نتوانیم احساس کودکمان را تایید کنیم؟
ما میترسیم احساس کودکمان را تایید کنیم.چون نگرانیم آن ها با تایید احساسشان پررو شوند و اوضاع بدتر شود.از این رو طبق ساده ترین راهی که به ذهنمان می رسد عمل میکنیم.روشی که دائما از کودکی تا همین حالا با ما برخورد شده است.اغلب ما با این روش ها بزرگ شده ایم.
مطمئنا هیج عجیب نیست که در همدلی و تایید احساس فرزندانمان مهارت نداشته باشیم و ناخواسته و بارها و بارها آن ها را به رگبار انکار و سرکوب و کنترل ببندیم.ما انتخاب میکنیم فرزندمان، طبق خواسته ما عمل کند.این راه حل، ساده و همچنین کم دردسرتر است.
متاسفانه ما غافلیم که این تصمیم ما چه نتایجی در پی خواهد داشت
ما غافلیم که با انتخاب روش کنترل از بیرون فرزندمان، چه فرصت مهمی را برای رشد مغز او از دست می دهیم.
ما میتوانیم با استفاده از رویدادهای ساده روزانه و تبدیل آن ها به فرصتی برای رشد کنترل گر درونی فرزندمان را فعال کنیم و با تحمل سختی کوتاه مدت، آسوده خاطری خود و فرزندمان را در دراز مدت تضمین کنیم.
برای رسیدن به این هدف باید صادقانه پذیرای احساسات فرزندانمان باشیم و آن ها را تایید کنیم.
چگونه؟
برای تایبد احساس فرزندمان باید با او هم دل شویم.
در دل فرزندم چه میگذرد؟
همدلی یعنی درک کردن آنچه دیگری در دل دارد و همدلی با کودکان به زبان ساده یعنی در هر ارتباطی با فرزندمان دو پیام را منتقل کنیم
درکت میکنم
درکنارت هستم
همدلی یک مهارت است پس اگر بلد نیستیم همدلی کنیم( که اغلب بلد نیستیم) جای نگرانی نیست چون با تمرین کافی میتوانیم.
همدلی یکی از موضوعاتی است که به شدت روی آن توهم دانش وجود دارد.یعنی اغلب افراد با اینکه بلد نیستند همدلی کنند، فکر میکنند بلدند.
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
پارت یازده
مادر در سناریوی دوم کودک را قضاوت نمیکند و برچسب ( چه قدر غر میزنی) به او نمیزند.
تبدیل واکنش مغز خزنده به رفتار آگاهانه نیاز به تمرین بسیار دارد.
از طرفی در واکنش های ما، مغز خزنده فرماندهی امور را در دست دارد و به هر نحوی دوست دارد برنده بازی باشد اما در رفتارهای آگاهانه ما به دنبال برد_ برد هستیم و بیشتر به این می اندیشیم که آیا گفتار یا طرز رفتار من، رابطه ام را با فرزندم محکم تر میکند یا به آن آسیب میزند؟
۱_ مکث و توجه به موسیقی درون
برای داشتن رفتارب آگاهانه،قبل از هر واکنشی نسبت به رفتار فرزند خود، لازم است لحظه ای مکث کنیم و به موسیقی درون خود توجه کنیم.
ببینیم آنچه میشنویم آرام بخش و دل نشین است یا وحشتناک و دلهره آور؟
اگر به هر دلیلی ناراحت، نگران یا عصبانی هستیم، موسیقی درونمان وحشتناک و دلهره آور است و اگر آرام هستیم موسیقی درونمان دل نشین
فرض کنید فرزند ۳ ساله شما حرف زشتی زده
اگر موسیقی درون دل نشین باشد و حال دلتان خوب باشد،آگاهانه عمل خواهید کرد و خود را به نشنیدن میزنید اما اگر حال حال دلتان خوب نباشد از کوره در خواهید رفت و به سرزنش یا تنبیه می پردازید
یک هفته تلویزیون ممنون
امروز عصر پارک بی پارک
امشب رستوران بی رستوران
یک رویداد مشترک اما دو برخورد متفاوت
وقتی موسیقی درون نازیباست بخش متفکر مغز ما تعطیل است و نمیتوانیم آگاهانه عمل کنیم و طبق عادات قدیمی فرزندمان را سرزنش یا تحقیر کرده و گدهی قوانین سفت و سختی اعمال خواهیم کرد
با موسیقی وحشتناک درون، چگونه میتوانیم با احساس کودک خود ارتباط برقرار کنیم و بدانیم نیاز او چیست؟ و میخواهد چه چیزی به ما بگوید؟
تنها راه تربیت فرزندان موفق آگاهانه عمل کردن است
مامان Anita & Ahura مامان Anita & Ahura ۲ سالگی
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
پارت ۳۰
تکه ششم : " دادن حق انتخاب"
هیچکس از زورگویی خوشش نمی آید حتی اگر مطمعن باشد حق با طرف مقابل است.کودکان هم از این قاعده مستثنی نیستند.بهتر است تا حد امکان دست از کنترل بیرونی برداریم و با فعال کردن کنترل گر درونی آن ها، و با اثر گذاشتن روی آن ها، آن ها را به انجام کاری ترغیب کنیم(مثلا با در نظر گرفتن منافع یا دادن اطلاعات و..) هر یک از اجزای جورچین در تلاش اند به نوبه خود، در این امر قدمی بردارند
یکی دیگر از راه های رام کردن مغز خزنده فرزندمان، دادن حق انتخاب به آن هاست.البته داشتن حق انتخاب های متنوع کودکان را سردرگم میکند و البته خود ما را. بهترین حالت برای کودکان داشتن حق انتخاب از بین دو یا نهایتا سه گزینه است.
برای مثال برای ترغیب فرزندمان به مسواک شبانه میتوانیم بگوییم
" عزیزم دوست داری قبل از کارتون مسواک بزنی یا بعد از کارتون؟
یا
دوست داری تا جامسواکی مسابقه دو بدیم یا لی لی؟

نکته مهم : در موقع دادن حق انتخاب به کودک یا نوجوان نباید حالت تهدید به خود بگیریم
مثلا در فروشگاه به جای : یا مودب باش یا میریم خونه که به شدت تهدید آمیز است و مغز خزنده فرزندمان را تحریک میکند بهتر است بگوییم
میدونم فروشگاه برای بچه ها خیلی جالبه و انتظار زیادیه ازت بخوام بی سر و صدا باشی با این حال کدومو ترجیح میدی؟ بریم خونه یا توی پیدا کردن وسیله ها به من کمک میکنی؟

🚫این قدر بدو بدو نکن..اگه آروم نگیری چیزی برات نمیخرم
✅مردم دوست ندارن کسی توی فروشگاه بدو بدو کنه‌‌.دوست داری تو پیدا کردن ژله به مامان کمک کنی یا ترجیح میدی تو سبد بشینی؟