۱۶ پاسخ

عزیزم منم دقیقا همینطوری بودم اصلا یه جوری دخترم وابسته بود که گفتم این تا ۵ ،۶ سالگی هم شیر خواهد خورد ، غدا هم اصلا نمیخورد
ولی به روشی که من تاپیک گذاشتم بگیر خیلی راحته اصلا خودت متوجه نمیشی چطور بچه دل کند

باید خستش کنین شبای اول ببرش پیاده روی پارک مهمونی سیرشم بکن خیلی اذیته حتی یکم استامینوفن بده کمکش کنه بخوابه هوا گرم تر شه سخت تر هم میشه

من گرفتم الان شبا تا صبح میخوابه قشنگ،اصلا هم بیدار نمیشه،پسر منم خیلی وابسته به سینم بود فقططط هم با ممه میخوابید،یعنی میگفتم اصلا نمیتونم از شیر بگیرمش ولی من چسب زخم زدم گفتم اوف شده،برای شیر بی قراری نمیکنه،ولی چون بلد نیستن مستقل بخوابن یکم بی قراری میکنن،که اونم من انقدری خستش میکنم پارک میبرمش کلی بازی میکنه دیگه میاد یه آهنگ مخصوص داره اونو میزارم میخوابه،تنها شانسی که آوردم اینه که با آهنگ میخوابه

فکر نمی‌کنم از دختر من وابسته تر بوده باشه. باور کن میتونی عزیزم

منم فک میکردم پسرم خیلی اذیت میشه ولی اصلا نشد با شوهرم میترسیدیم ولی سعی کن فقط از طریق روش تدریجی بگیری برا من دو هفته طول کشید شیز روزشو قطع کنم یه روز هم دیگه شیر ندادم و شیر شبش هم رو پا تاب دادم خوابید ینی کابوس بود برام الان راحت خودش می‌خوابه خورد و خوراکشم خوب شده

منم هنوز نتونستم بگیرمش🥺🥺🥺شیر روز رو قطع کردم اما شبا رو هنوز میخوره

باید دلت سنگ کنی گرفتی دیگ نده اولش سخته بعدش راحت میشی ۵ روز تحمل کن

سخترین مرحله بچه داری از شیر گرفتنه من دلم براش کباب شد خیلی استرس داشتم ولی گرفتمش خوب بود خداروشکر

به تدریجی بگیر من یه ماه طول کشید تا ترک کرد بازم سخت گذشت
یهویی گرفتن روحیه بچه رو داغون می‌کنه
اشتباهه

عزیزم بنظر من ک اونقدری ک شما میترسی هم نیس .وقتی بچه رو از شیر بگیری غذا خوردنشون بهتر میشه خودتم خلاص میشی از داعم شیر دادن
.من سه روزه ک از شیر گرفتمش. شبا بعدی خوابش میکنم بهش شیر میدم تا سه شب باید بدی از شب چهار دیگه شیر نباید بدی . کلا اینقدرم وابسته ب شیرم بود فکر میکردم خیلی گریه کنه اما عادی هست .نه بدون بهونخ هس نه گریه زیاد

شیشه شیر بگیر هروقت گفت شیر ماجان بریز توش بده کم کم اونم آبکی کن بعد دیگه کلا قطع کن شیر

میدونم سخته اما ن ن نباید دیگه بدی چون از اینجا ب بعد ب نفع هیچکدومتون نیس میتونی بعدا پاستوریزه با لیوان بهش بدی اما مال خودتو ن دیگه

عزیزم برای منم خیلی سخت بود رفتم تلخک خریدم به هیچکس نگفتم زدم یکم خورد دید تلخه گفت آب میخوام بهش آب دادم گفت بازم شیر گفتم اه اه اصلا خوب نیست تلخه دیگه خودشم قیافشو یجوری کرد رفت دوباره اومد گفتم میخوای ولی خیلی تلخه ها دیگه نخورد خیلی آسون بود فقط تنها سختیم خوابوندنشه نمیدونم چطوری بخوابونمش وگرنه اصلا برای شیر گریه نکرد

من از شما بدتر بودم آنقدر وابسته بود پسرم ب شیر خودم از اون بدتر گریه میکردم تا دوسال یک هفته دادم دیدم ن کل فکرش ب سینس جمعه هفته پیش گرفتم یک روز بهونه و خیلی اذیت کرد و تا روز سوم اذیت داشت الان هم اون راحت شد هم من الان ظرف میشستم اومدم دیدم خوابیده قبلاً یکساعت سینه تو دهنش نگه می‌داشت غذاش هم بهترشده

عزیزم یهویی خیلی اذیت میشید هر دو تدریجی بگیر
من الان نزدیک یکماه شیر روز رو کامل قطع کردم فقد شب میخوره بعدش میاد بغلم میخابه

خب بده منم تا شهریور میدم تا هروقت که بخوره بیخیال

سوال های مرتبط