۸ پاسخ

عزیزم ب انگیزه ربطی نداره
من شهر غریبم هیشکیو ندارم ی ساعت بچمو نگه داره مثلا چجوری برم سرکار چجوری برم باشگاه
تو خونه ورزش میکنم تو خونه کار میکنم منتظرم بچمو بذارم مهد برم دنبال کارام

عزیزم منم قبل از عروسیم سرکار میرفتم باشگاه میرفتم دورهمی با همکارام داشتم ولی بچه ک اومد ن
من از مامانم دورم ولی بااینک پیشه مادرشوهرم هستم تا قبل ازاینک مغازه بزنیم و من بخام توش وایسم کار کنم مادرشوهرم میگفت من نگهش میدارم تو برو سرکار ولی باورت نمیشه فقط یکماه اوکی بود بعد از یکماه هر روز ی چیزی واسمون راست کرد و گفت خیلی اذیت میکنه فلان میکنه میدونم دخترمم شیطون و کنجکاوه ولی با خیلی چیزا میتونست نگهش داره ولی این کارو نکردن حتی الان ک دارم از پوشک میگیرم مدام ب بچم میگ مامان جیش نکنی جیش نکنی ک بچه استرس میگیره و متاسفانه تاحالا هر چی خطا داده برای جیشش توی خونه مادرشوهرم داده 😭
برای همین من تصمیم گرفتم با خودم بیارمش مغازه تا شاید از بار منت نجات پیدا کنم وهمش تو سرم نکوبونه ک من بچه ش رو نگه میدارم ک اون میره کار

میدونم خیییلی سخته چون خودمم توی شرایطش هستم ولی روی خودت کار کنه ب خودت برس توی خونه ورزش کن با بچت بیزون برید هر کاری کن تا روحیت عوض بشه قطعا تو بهترین هستی

لیپوماتیک سخته ولی آمپول راحته اگه میتونی آمپول بزن

خیلی سخته بچه داری ولی ی لبخندش دیگه برام کل دنیا هست عاشقشم و به عشقش نفس میکشم فکرم ذهنم روحم متعلق به بچمه خدا همه بچه هارو حفظ کنه

از۴۹ رسیدی به ۹۵
یا از۹۵ به ۴۹؟!

واقعا بچه ادمو فلج میکنه .. خوش بحال اونایی ک ی ادم قابل اعتماد و خوب دارن بچشونو میسپارن بهش

چه جوری از ۹۵ رسیدی به ۴۹؟

منم سر کار میرفتم ۸ سال سابقه بیمه م ب فنا رفت...

سوال های مرتبط