۷ پاسخ

بابا خوب نمیشه میری اشپزخونه عذاب وجدان میگیری بازی نکردی میای بازی کنی عذاب وجدان میگیری خونه بهم ریختس و غذا نداری

دست تنها و با کارای خونه و کارای بچه نمیشه اصلا. من انگار همش با پسرم تنهام غذاشو درست کنم لباساشو بشورم خراب کاریاشو جمع کنم شیرش بدم خوابش کنم دیگه برا بازی جون ندارم با این حال تمام تلاشمو میکنم ولی خب نمیشه

ولی من درطول روز سعی میکنم حداقل یک یا دوبار باهاش بازی کنم ،میشونم روبه روی خودم توپ رو طرفش قل میدم اونم دوست داره برمیدارم میندازه ،یا باهش حلقه بازی میکنم حلقه ها رو میچینم اونم درمیاره فعلا در همین حد بازی میکنیم

من خیییلی بازی میکنم ولی عصبانیم که خونم یکم بهم ریختس غذاهام هول هولیه خودم مث سابق خوشگل نمیکنم بخودم نمیرسم یادم نمیاد اصن کی با همسرم رابطه داشتم ولی بچم من نباشم فتنه میکنه جایی نمیمونه

منم همین حسو دارم
هرروز دخترم با اسباب بازی های تکراری بازی میکنه احساس میکنم کافی نیستم براش که نمیتونم سرگرمش کنم

من چی بگم که همش درگیر کارم هستم😔

منم همینم
فقط باباش با پسرم بازی زیاد میکنه

سوال های مرتبط