۱۳ پاسخ

نحوه برخوردش درست نبوده ولی همینم از خستگی و فشار کار هست باید به همدیگه حق بدید و کمک حال هم باشید

بچه وقتی نمودار رشدش خوب مشکل از شماست
همسرتم بعد ۱۲ساعت میاد خونه ارامش وروی خوش وتوجه میخواد نه مشکلات داخل خونه رو بازگو کنید
در رفتارت تجدید نظر کن عزیزم

غصه نخور عزیزم .پسرم 34هفته دنیا اومد با وزن 3200.چون خودم دیابت بارداری داشتم بچم همش دوست داشت مک بزنه .وقتی واکسن 4روزدم اعتصاب شیر کرد و سینه رو پس زد .بهش کمکی شیر خشک دادم و کم و بیش سینه رو می خورد اما همش حواسش به همه جا و همه چی هست و بازیگوشه .خیلی غصه خوردم منو دق داد...اما واکسن 6رو ده روز پیش زدم دیدم وزنش به حالت نرماله ورشد دورسر و قدشم خوبه .بزار هروقت دوست داره بخوره

هزیزم
باید به اونم حق داد از‌صبح تا شب سرکار‌شب به امید تو میاد خونه توام همش کریه دییگ هیج امیدی نمیمونه براش،اونم تواین اوضاع اقتصادی داغون ک خیلی فشار رو همسرامونه میدونم حرفش درست نبوده ولی خب اونم از اعصاب خوردی بوده

اول در حق خودتون بعد همسرتون و در اخر بچه دارین ظلم میکنین با رفتارهای افراطی
اول از همه درسته شما تنهایی ولی همسرت برای خوش گذرونی نمیره با این گرونی ها صبح تا شب میره سرکار که رفاه خانوادشو تامین کنه
پس هم باید همسرت رو درک کنی هم جور دیگه رفتار کنی
بعد تو خلوتتون بعد از استراحتش از مشکلات روزت براش بگو
حتی بچه هم به مادر شاد نیاز داره یه مادر با صورت اخمالو و ناراحت و پر از استرس بچه رو اذیت میکنه
اصرار به شیر دادن نکن که اصلا جواب نمیده
بیشتر تو اوقات خواب بهش شیر بده
وقتی وزنشم خوبه دیگه ناراحتی نداره
این اعتصاب شیر رو همه میگذرونن دختر منم داره ولی بهش اصرار نمیکنم و تو خواب بیشتر بهش میدم

عزیزم احتمالا بچه اولته و خیلی حساسی،مطمین باش چون وزنش نرماله شیر کافیه براش یه کم نده بهش میبینی با حرص و ولع میخوره نگران نباش گرسنه باشه اعلام میکنه هیچی نمیشه،از بچگی بچت لذت ببر بخدا چند سال بعد حسرت میخوری الکی گذشت ،منم بچه اولم کرونا بود و تنها بودم اگه برمیگشتم حتما خیلی با بچم بیشتر حال میکردم بجای غصه و فکرهای بیخود

کاملا طبیعیه شیر نخوردنش چون شیر خشک میخوره
دختر خاله من هم همین مساله رو داره از ۴ ماهگی درگیر با شیر نخوردن
تو خواب بهش شیر میده به زور
دکتر گفته باید صبور باشی تا ۶ ماهگی که یواش یواش کمکی رو شروع کنی
نگران نباش
در ضمن هم به همسرت حق میدم هم حق نمیدم
حق میدم چون الان شرایط کار و زندگی خیلی سخت شده و واقعا مردا بیرون خونه خیلی از نظر روانی تحت فشارن و دیگه حوصله و اعصاب براشون نمونده هم حق نمیدم چون یکم باید مراعات حال شمارو میکرد
ولی دلخور نشو و غصه هم نخور
هر دو باید همو درک کنید
زیاد سخت نگیر همه چیو
همش میگذره
اوقات خودتو همسرت رو تلخ نکن
کمی هم بدون غر زدن و ناله کردن با همسرت صحبت کن و از حال خودش هم باخبر باش
من خودم هر وقت با ناله حرف میزنم همسرم اصلا توجهی نداره ولی وقتی با آرامش و سر تایم مناسب مشکلمو میگم توجه میکنه و برای حلش کمکم میکنه
امیدوارم زود زود به آرمش برسی عزیزم

شاید سیر شده نمیخوره
هر بجه ای سوخت و سازش متفاوته
وقتی وزنش اکیه
غذای کمکی هم میدی
غصه نداره
اوقات تلخی نکن

عزیزم وضعیتت عین منه خیلی همدردیم پسر منم نمیخوره صبح تا شب درگیرشم همسرمم عین همسر تو از دستم خسته شده میگه ب جهنم نخوره بزار گشنه بمونه نده حتی میبرم دکتر ب دکتر گلایه منو می‌کنه ک بزور بهش شیر میدم ولی نمیدونه من نگران بچمم . ب پسر من انواع دارو و مولتی همه چی داده دکتر ولی هیچکدوم اثر نکرد ب دارو نیست خودش باید بخوره .

چقد سخت میگیری به خودت اخه
وقتی بچت وزنش خوبه، یعنی شیری که میخوره براش کافیه. شاید فکش خیلی قویه سرعت شیرخوردنش زیاده توی مدت زمان کوتاه سیر میشه. ناراحتی نداره که
مجبور هم نیستی تندتند به بچت شیر بدی که، ۶ماهشه، خودش کاملا مفهوم سیری و گرسنگی رو درک کرده، گرسنه باشه خودش اعلام میکنه با ایما اشاره. بذار فقط همون مواقع بهش شیر بده
اینجوری که داری حرص میخوری فقط خودتو از بین میبری دور از جون عزیزجان. ارامش و خونسردی برای مادری کردن از واجباته

شاید دندون در میاره

شیر خشک ؟

چرا شیر نمیخوره اخه

سوال های مرتبط

مامان مانیساو مهرسام مامان مانیساو مهرسام ۱ سالگی
چرا اینقدر من تباااااااهم .وسواس بچه داری دارم ..شماها هم اینجوری هستین یا من اینجوریم؟؟
از ساعت ۹ تا ۵ صب بچه میخوابه .توی خواب شیرمو می خوره .ساعت ۹ یه بار توی خواب (بدون گریه و تقاضای بچه) شیر میدم ۱۱ یه بار شیر میدم.ساعت ۱ یه بار دیگه شیر میدم ساعت ۳ یه بار دیگه شیر میدم ساعت ۵ هم که بیدار میشه دیگه نمی خوابه .هلاک شدم .
البته اینم بگم اگه بیدار شه دیگه شیرمو نمی خوره شیر خشک مجبورم بدم .براهمینم جلو جلو شیر میدم که بیدار نشه .بعد بچه ام رفلاکس شديد هم داره همه اینا که شیر دادم یه ربع ام عمودی نگه اش میدارم که آروغ بزنه ..شبا تا صب اینجوری درگیرم. صب ها تا شبم که خواب درستی نداره نیم ساعت نهایت بخوابه دوبار در روز .اون بچه دیگه امم که هست با تونم باید تا ۱۲ شب بیدار باشم چون زودتر نمی خوابه.هیچ کسی رو هم ندارم کمکم کنه .شوهرم گاهی هفته ای یکی دوساعت نگه دار شون اونم ببینه خیلی هلاکم.
همه این بیدار شدن ها برای اینه که شیرمو مک بزنه شیرم قطع نشه .خودمو دارم هلاک اش میکنم .توی روز غذا جدا واسه نینی و کار های خونه هم جای خودش .واقعا دارم کم میارم چیزی دیگه از وجودم نمونده.
شماهام اینطوری هستین؟یا من وسواس دارم؟