۳ پاسخ

عزیزم باید از قبل آماده‌ش میکردی
این کوچولوها نزدیک سه ساله که پوشکن ،طبیعتا براشون سخته
بچه که با مفهموم دروغ آشنا نیست
فقط میخواد فشاری که روش هستش رو برداره
باید هر دوساعت یه بار بگی وقت جیش شده، باید بریم دستشویی
چند روز اول اینجوری باشه که عادت کنه
اینکه بگی هروقت جیش داشتی خبر بده و فلان اشتباهه

مال منو اگه بدونی برگات میریزه

اینم میگذرونی همه اینا یادت میره

سوال های مرتبط

مامان محمدحسین‌👶🏻 مامان محمدحسین‌👶🏻 ۳ سالگی
اینجا میبینم باباها سر هزینه پوشک به مامانا فشار میارن که بگیرش از پوشک ، مال ما برعکسه
با اینکه محمدحسین خودش خواست شوهرم دیروز مخ منو خورد که بچه استرسی شده ، زود بود ، چرا باز کردی ، دیگه کاریش نمیشه کرد ، آماده نیست ببین خطا میده ، پیپی نمیکنه استرس گرفته 🙄🤦🏻‍♀️ هرچی ام میگم بابا تو هر سنی شروع میکردیم همین بود ، طول می‌کشه تا عادت کنه یاد بگیره ، اکثر بچه‌ها همینن از پیپی کردن میترسن من خیلی خوندم ، تمام کارایی که اینور اونور میگن برای آماده سازی قبل از شروع ترک پوشک انجام بدین من بدون نیت شروع انجام داده بودم و این روند باید طی بشه اصلا گوش نمیکنه😒
صبح که محمدحسین بیدار شد بردمش دستشویی و جیش نکرد ، باباش شروع کرد به غر زدن که ظرف غذاش و دادم دستش گفتم ببین من توانایی تحمل دوتا چیز رو‌مخ همزمان و ندارم بگیر اینو برو سرکار ، بذار من انرژی و تمرکز و اعصابمو بذارم برای بچه
یه وقتایی بهش میگم من ۲تا بچه دارم یکی ۳۶ ساله یکی ۳ ساله 🫣
حالا باز خوبه محمدحسین خودش خواست که پوشک نشه🙄


فرزندپروری ، پوشک ، مای بیبی ، مولفیکس ، ترک پوشک
مامان آرسین🍓 مامان آرسین🍓 ۳ سالگی
تلاش من نتیجه داد و بای بای پوشک تو خونه ما هم انجام شد
قسمت همه آرزومندان😁
دوماه قبل عید شروع کردم یه مدت با خودم به بهونه برچسب و خوراکی هر نیم ساعت میبردمش دسشویی و میومد فقط جیش میکرد ولی بازم تو لباسش یا شورتش و خیس میکرد و اصلا هم نمیگفت جیش دارم واسه همین پوشکش کردم چون واقعا داشت کثیف کاری میشد پی پی هم راحت میکرد مث قبل تو پوشکش اصلا براش مهم نبود دوباره ول کردم و بعد عید یبار دیگه شروع کردم ولی بازم نمیگفت جز دوسه بار گفت که فقط جیش دارم ولی مقاومت میکرد برای دسشویی اومدن و به سختی میومد دسشویی
وقتی جیش میکرد میگفت من جیش کررررررردم
من پیییی پیییی کردم
بعد میگفت نباید تو یوباست ( لباست)بکنی عیبه بو میده مریض میشی
میرفت کنار گوشه خونه مینشست کنار مبل پی پی میکرد تو لباسش یعنی کل خونه بو میگرفت
خلاصه دیدم نه این بچه همکاری نمیکنه چند بار هم از کوره در رفتم خیلی عصبانی شدم همسرمم دید اوضاع اینه گفت بهش فشار نیار نه خودت اذیت شی نه بچه من پوشک میخرم فعلا
تا اینکه حدود سه هفته پیش دیدم سه تا پوشک دیگه مونده گفتم بذار یبار دیگه شانسم و امتحان کنم براش شورت پوشیدم و گفتم آرسین تو بزرگ شدی میخوای بری مدرسه بابا میخواد برات دوچرخه بخره ‌بردمش لوازم تحریری و خودش برچسب انتخاب کرد
آقای پوشک فروشی دیگه به بابا پوشک نمیده میگه پسرتون بزرگ شده پوشک برای نی نی هاس البته این حرفا رو همیشه بهش میگفتم ولی تاثیر نداشت