۱۱ پاسخ

عزیزم فقط پیاز حلقه ای کن بزار کف پاش جورابشو بپوش معجزه می‌کنه واقعا چند بار انجام بده این کار و بعد نتیجشو بگو

عزیزم به زور بهش شیر بده خیلی مهم شیر دهی

دختر منم امروز ۶ ماهگی رو زده، حس میکنم داره تب می‌کنه ، شیاف استامینوفن واسه بچه ها فرق داره؟ اگه کسی داره عکسش رو بفرسته واسه دخترم بخرم

من امروز ساعت ۱۱ زدم فعلا خوبه انشالله که چیزایی که بقیه میگن رو تجربه نکنم🥲

هر چقدر ٢،٤ راحت گذشت ، واي ٦ ماهگي خيلي بد و سخت بود ، من كه ده سال پير سدم

واکسن ۶ ماهگی به معنای واقعی تو مخه
بچم پاش باد کرده بود به اندازه ی یه گردو درشت از یه طرفم تب داشت اذیت میشد
خیلی بده این واکسن ۶ ماهگی
ما رو واکسن ۶ ماهگی اذیت کرد انشالله بقیه بدون تب و بدون درد و .... با سلامتی این واکسن ۶ ماهگی رو رد کنن

برای دختر منم. تو واکسنای دیگش اصلا. هیچی نشد ولی. ۶ ماهگی تب کرد که من کلا لباساشو دراوردم و. فقط پوشک و یدونه استین کوتاه تنش بود خونه هم خنک. دستمال خیس هم گذاشته بودم رو پاهاش. اونجوری میخابید تا اینکه تبش پایین اومد

۶ماهگی واقعا سخته ماهم دیروز زدیم

من شنبه باید بزنم نفسم سر ۲ تا قبلیا ۲ روز تمام تب داشت 🫠😫😭

دختر من سر دو و چهار اصلا نفهمید ولی سر ۶ اذیت شد و تب کرد
تازع من خوشحال شدم گفتم واکسن ۶ یدونس و دردش کمتره

از شش ماهگی نگوووو وای وحشتناک بود

سوال های مرتبط

مامان آروشا مامان آروشا ۷ ماهگی
اندر احوالات ما یک روز پس از واکسن ۶ماهگی💉💉💉
دیروز ساعت ۱۰صبح برای واکسن ۶ماهگی مراجعه کردیم و بعد دوتا واکسن بصورت قطره خوراکی و یه واکسن تزریقی توی عضله ران آروشا تزریق کردند. اون لحظه چون اسبازی‌هاش رو برده بودم خدا رد شکر اصلا گریه نکرد. به توصیه کارشناس مرکز بهداشت، ربع ساعت بعدش بهش قطره استامینوفن پاراکید دادم.
آروشا بخاطر تزریق و همینطور بخاطر پاراکید یکم خواب‌آلود بود تا عصر. اما امان از عصر که هم تبش اوج گرفت و هم پادردش شروع شد و بچه شدیداً بیقرار و بی‌اشتهاشد.هیچ‌جوره آروم نگرفت.حتی از خستگی که خوابش میبرد با کوچکتریت حرکت و تکونِ پاهاش بیدار میشد، کمپرس سرد و پاراکید هر ۴ساعت یکبار هم اثر نداشت. در نتیجه خواب‌آلودگی و لجِ خواب هم به درد پا، تب و بیقراریش اضافه شد.
اینجوری بگم که از ۷عصر دیروز تا ۶صبح امروز فقط ۶۰درجه شیر خورد. دیشب ساعت یک دیگه اینقدر خسته و خواب‌آلود بود که تونستم به توصیه یکی از دوستان پاهاش رو به شکل قنداق بستم و تونستم بچه رو زمین بذارم. خدا رو شکر بعدش خوابید. ساعت ۳شب بود که تبش هم کمتر شد و من یکم خیالم راحت شد و خوابیدم. ۶صبح بچه تازه بیدار شد و ۶۰درجه شیر خورد و پاش رو یکم تکون میداد و گریه نمیکزد. اما هنوز بدنش داغه و بی اشتهاست.