۳۶ پاسخ

آب
حالم بهم میخورد
یکی جلوم آب میخورد بالا میاوردم
خیلی سخت بود

هیچ چیزی هم نبود ک هوس کنم ☹️ حسرتش به دلم موند که بک بار یه چی دلم بخواد

من بادام هندی زیاد خوردم آوردم بالا

من املت با گوجه و ماکارانی

من مرغ میدیدم حالم بهم میخورد چه برسه بخام بخورمش ولی یه دل سیر گوجه سبز و سیب و اون اواخر هم شیر برنج خوردم

من یه بار هوس کردم دلم خیلی باقلوا میخواست حسرتش موند توی دلم

خیارشور دوس داشتم و چیزای ترش اما بچم دخترشد😂😂😂

تا هفت ماه تنها غذایی که می‌تونستم راحت بخورم و حالم بد نشه فقط آب کله پاچه و بناگوشتش بود😂

من از بوی دمه برنج فراری بودم میشنیدم فورا بالا میاوردم

از گوشت مرغ متنفر بودم
اگ‌میخوردم تا صبح حالم بد میشد

چایی🫤 عاشق نون پنیر گوجه خیار بودم

من یه بار هوس ماهی کردم مامانم برام درست کرد تا نشستم بخورم بوش بهم خورد حالم بد شد انقدر گریه کردم که نمیتونم ماهی بخورم😄

از چیزی بدم نمیومد و خعلی اب پرتقال میخوردم😅

کلا میل ب غذا نداشتم کم غذا بودم عاشق دوغ بودم زیاد میخوردم

خداروشکر ویار بد نداشتم، ۳ماه اول فقط بلوبری خوردم عجیب ویارشو داشتم بعدشم عاشق آبغوره بودم مثل آب آبغوره میخوردم، خداروشکر تو فصل نوبرونه ها باردار بودم خلاصه که هر چی دلم خواست بود، الهی شکر😍😍😍

از شوهرم و بوی همه چی بدم میومد تنها چیزی ک دوست داشتم بستنی بود

عاشق بستنی بودم عاشق بوی چمن چون ماه های آخر تابستون بود چقد اذیت شدم تو گرما

از هیچی بدم نیومد فقط ناهار که میخورذم از باقیمونده غذا بدم میومدم میکردم تو قابلمه میدادم شوهرم میبرد خونه مادرشوهرم

ماشالله هلنا خانم
گلم قد و وزن هلنا چنده

من اصلا تهوع نداشتم تا آخر بارداری
همه چی میخوردم
اما لواشکو خیار گوجه خیلی دوست داشتم

بوی یخچال 🫠
عاشق انار بودم
غذای عروسی و نذری خیلی دوس داشتم هیچ غذای دیگه رو قبول نداشتم😂

دخترت چند کیلوعه

آبلیمو نمک عاشقش بودم وای 🤤گوجه سبز موز

از مدفوع فکر کردن بهش هم باعث میشد بالا بیارم جتی تا شیش ماهگی دخترم هربار عوضش می‌کردم گلاب به روتون بالا میاوردم


ولی عاشق بستنی و گوجه سبز بودم

من عاشق برنج و گوجه بودم

من عاشق هندونه و بستنی بودم
و کل بارداری از کباب متنفر بودم

وای اسم آجیل که میومد بالا میوردم عاشق ماست خرما بودم

من تا ۴ ماه از همه خوراکی ها و شوهرم و خونمون بیزار بودم
فقط نون پنیر میتونسم بخورم

از بوی غذا بوی یخچال و خونه خودمون بشدت متنفر شده بودم و برام غیرقابل تحمل بود
به ترشیجات و شوری میل زیاد داشتم از بین غذاها ماهی دوست داشتم فقط و منی که عاشق زرشک پلو با مرغم اصلا اصلا اصلا تا اواخر حاملگیم نمیتونستم لب بزنم کله پاچه خیلی دوست داشتم عاشق میوه شده بودم وای که چقدر من گوجه سبز خوردم 🤯 یادمه محل کارم داخل حیاطش درخت زردآلو و گوجه سبز داشت هرروز نیروی خدمه مون بالای درخت بود واسه من اینارو میچید میاورد😂😂

من از مرغ و گوشت و رب بیزار بودم🤢 عاشق قره قروت. ژامبون مرغ با نون بربری شده بودم و حلوا. یادمه یه روز یه تابه بزرگ حلوا پختم نشستم خوردم🤣

عاشق شیرینجات و هندوانه و بستنی😋😍 ولی در عوض از مرغ و آشپز خونه حالم بهم میخورد😐

ماهی میدیدم عوق میزدم
ویار خاصی نداشتم همه‌چی میخوردم جز ماهی

همه چی میخواستم و از مادرشوهرم بدم میومد شاید باورش رراتون سخت باشه😂🤣🤣🤣

من عاشق خیار و شیرینی بودم از خیارشور بدم میوند

از چیزی بدم نمیامد لواشک ترشک دوست داشتم

به همه چیز😅حتی بوی رمایع ظرفشویی🤣
این اواخر لوبیاپلو باترشی دوست داشتم😋

از ماهی بیزار بودم
ویارم کباب بود. 😂۴ ماه اول فقط کباب خوردم و آب دوغ خیار

سوال های مرتبط

مامان کوهیار 👶🏻💙 مامان کوهیار 👶🏻💙 ۱۶ ماهگی