۱۴ پاسخ

عزیز دلم برسامم کم رو و خجالتیه و اجتماعی نیست زیاد اما عاشق بچه هاس
من خیلی روش کار کردم اما دیدم این خصوصیت اخلاقیشه تا اینکه چند روز پیش مشاور هم گفت ازش انتظار بچه پرو نداشته باش چون ویژگی شخصیتیش همینه
امیدوارم فقط که بزرگ تر شه بهتر شه با این اجتماع گرک

عزیزم پسر من انگار میانه است گاهی وقتا مثل خودم درون گرا و جمع گریز گاهی مثل باباش برون گرا
ولی در کل سعی در عوض کردنش نداشته باش که باعث اذیتش میشی
اینو به عنوان تجربه شخصی میگم من بارها سعی کردم مثل بقیه اهل بیرون رفتن و جنب جوش باشم و هربار شکست خوردم و سرخورده شدم بجاش تو تنهای خودم حالم بهتر بود

سلام عزیزم. چیزی که دیدم (توی فامیل نزدیک، سه تا بچه همسن پسرم داریم، با اختلاف سنی یکی دو ماه بزرگتر یا کوچکتر)، اون سه تا که محیطشون شلوغ‌تر بوده نسبت به پسر من پر شور و پر هیجان‌تر هستن. بابا بزرگ‌ها یا پدرهاشون آدمای شلوغی هستن از ا‌ونا که کشتی می‌گیرن با بچه‌شون یا کارهایی که مامانا می‌‌ترسن. حالا ما (من و همسرم و مادرم) آدم‌های آرومی هستیم، پسرم هم شبیه پسر شماست، اما گاهی اوقات هیجانی میشه. مقایسه قبلاً بیشتر می‌کردم و رنج می‌بردم، الان سعی می‌کنم از بچگی‌ش لذت ببرم و تلاش می‌کنم برای بهبود روابط اجتماعیش. امسال توفیق اجباری ارتباط زیادی با خانواده شلوغ همسرم داشتیم و پسرم خیلی بهتر شد.

پسر من تقریبا میانه است یعنی نه خجالتی و کم رو هست نه درجا با اولین دیدار با غریبه ها جوش میخوره البته این در مورد افراد بزرگساله، با بچه ها از همون لحظه اول که میبینتشون کامل مشغول و سرگرم میشه. منتها من تنها مشکلی که دارم اینه که چون پسرم کامل نمیتونه حرف بزنه و خواسته اشو عنوان کنه مجبوره وقتی حرفشو نمی‌فهمن جیغ و داد کنه بچه های کوچیک میترسن و باهاش بازی نمیکنن پسرمم هی می‌ره سمتشون میکشتشون بیان بازی اونا میترسن.این موضوع خیلی برام ناراحت کننده است

پسر من کم رو نیس ولی ارومه. با بزرگا بهتر ارتباط میگیره تا بچه ها. یه چیز دیگه بچه ها معمولا ۲سالونیم ب بعد تو ارتباط اجتماعی قویتر میشن .

حالا برا ما برعکسه آنیسا انقدر راحت و شیطونه که واقعا همیشه برام جای سواله این بچه به کی رفته
چون من و همسرم شخصیتای آرومی داریم

منم متاسفانه همش با بچه های ساکت و آروم مقایسه‌ش می‌کنم
میدونم اصلا کار درستی نیست
ولی ناخودآگاه فکر کنم همه‌ی مامانا از روی نگرانی فکرشون میره این سمت

فک‌ نکنم درست بشه ،بعدم هرکسی یه شخصیتی داره دیگه شخصیت بچه‌ی شمام اینه و چون شما دوس نداری نمیشه تغییرش بدی دیگه !خودتون شخصیت آروم و اجتماعی نبودین و بچه به کی میره جز پدر مادر؟
توقع بیجا دارین دیگه

دخترم آروم هست اما خجالتی نیست برعکس خودم و همسرم که خجالتی هستیم
)خداروشکر البته)
البته اینم بگم جای جدید بریم یا شخص جدید ببینه ی چند دقیقه ای آنالیز میکنه طرف رو
بعد شروع میکنه آروم آروم خودش رو بروز دادن

ی سوال:تو خونه خیلی امر و نهی ش نمیکنین
مثلا هی بگین نکن،دست نزن؟از کوچیکیش تا به الان؟

اره دخترمنم مثل بچگیای خودمه سخت ارتباط میگیره هرچقد بزرگ تر میشه این موضوع پررنگ ترم میشه

من خودمم با کسی که نشناسم نمیتونم ارتباط بگیرم. دخترمم مثل خودمه. هفته پیش کلاس مادر کودک بردمش فقط نگاه میکرد . من فقط همه بازی هارو خودم انجام دادم. اولش اونجا یه جوری بودم ولی بعد دیدم بازم مثل خودمه. منم یه جای جدید برم فقط نگاه میکنم به آدما .
پس سخت نگیر خوب میشه. هر موقع زمانش برسه ارتباط هم خواهد گرفت و دوست داشته باشه پرانرژی هم خاهد شد.

مقایسه میکنم، ولی چون خودم اینحور بودم به بچم چیزی نمیگم، راه باز میکنم بره سمت بقیه ولی نمیگم مثل بقیه نیستی

دلم همیشه بچه کیوت و با ادب میخواست
ولی الان میبنم که دمیارو بچه شر وها تخس ها بردن
😭
دلم میخواست بچم پرو اجتماعی بود یکم 🥲🤧
بیاییدبگید درست میشه بزرگتر بشه

آره عزیزم
پسر منم کم رو و خجالتیه
منم همینجوری بودم در کودکی و مثل شما باهاش مقابله کردم
از اینکه پسرم کم رو هست ناراحتم

خب عزیزم ژنتیک به خودتون میره دیگه
یه بچه شیطون یه بچه اروم
مهم اینه که سالم باشه
به سن بلوغ برسن تغییر میکنن

سوال های مرتبط

مامان عرشیا مامان عرشیا ۲ سالگی
مامان 🍒حلما🍒 مامان 🍒حلما🍒 ۳ سالگی
بیاین یک ترفند فوق العاده برای جلوگیری از رقابت و حسادت بین فرزندان بهتون یاد بدم که زندگیتونو دگرگون میکنه!!!
[اسمش هست بچه رو مقصر ندون]
چقدر همه ما اینطور جملات روگفتیم...
《نه الان نمیتونم باهات بازی کنم،دارم به بچه شیر میدم》
《پسرم،ساکت باش،سروصدا نکن،بچه خوابه》
《نه،الان نمیتونیم بریم پارک،خواهرت خیلی بی قراری میکنه》
حالا از نگاه فرزند کوچکتون به این موضوع نگاه کنید...
از وقتی این موجود کوچولو که همیشه گریه میکنه وارد زندگیش شده...
یکدفعه ای،نمیتونه طوری که دلش میخواد سروصدا کنه،مامانش به اندازه قبل باهاش بازی نمیکنه و نمیتونه بره پارک
یکدفعه ای،زندگی دیگه مثل قبل خوش نمیگذره و میخوای دلیلش رو بدونی؟
بخاطر وجود خواهر یا برادر کوچکترم!
برای جایگزین،میتونی دقیقا همون جملات رو بگی،میتونی《نه》بگی،فقط《 بچه رو مقصر ندون》
《حتما،خیلی دوست دارم که باهات بازی کنم،فقط ۶ دقیقه بهم وقت بده،بعدش باهم بازی میکنیم》
《همین الان نمیتونیم بریم پارک،ولی بعد از اینکه چرت زدیم،میتونیم بریم،باشه؟》
مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی