امشب دیگه تشخیص دادم بچم بیش فعاله همش شک داشتم به رفتاراش ولی الان دیگه یقین پیدا کردم بردمش بیرون کنار یک مسجد وایستادیم همه بودن جلوی مسجد برای بچه ها میز گذاشته بودن برای نقاشی پسرم رفت روی یک صندلی نشست مداد برداشت نقاشی ها رو رنگ کنه اونم چه رنگ کردنی 😏 ۶ الی ۱۰ دقیقه نگذشت که شروع کرد به بلند شدن از این ور به اون ور رفتن صدای مداحی بلندگوهم میومد شروع کرد به بپر بپر کردن خیلی هیجانی شده بود دوباره اومد جای میزش یک جا بند نمیشد از اون طرف هم یکی بچش همسن پسر من بود خیلی آروم و ساکت نشسته بود مداد دستش بود رنگ می‌کرد مادرش هم هی به کارای پسر من زیر چشمی نگاه می‌کرد داشتم حرص میخوردم میخواستم همونجا گریه کنم داد بزنم آخ ای خدا 😭😭
با هزارو یک بدبختی زنگ زدم پسر بزرگم برداشتیمش آوردیمش خونه تو راه همش گریه میکرد همه داشتن به من نگاه میکردن حتی یک نفر هم نیومد جلو بچمو آروم کنه تا الان دارم گریه میکنم چشام پف کرده 😔

۲۱ پاسخ

چرا باید کسی بیاد بچه تو آروم کنه .اون لحظات خودت اول اروم‌باش بعد بچه تو اروم‌کن
میدونم سخته ولی چاره نیس

بچه ها باهم فرق میکنن عزیزم ... نگران نباش ..بقول بابام بچه اگه شیطنت نکنه و یجا ساکت بشینه مریضه باید نگرانش شد ...
ما بچه هامون ( تو خانواده) نارنجکن بخدا ، از دیوار راست بالا میرفتن... یجا بند نمیشدن..

الان چون بچه یکم اینور اونور رفته کنجکاو شده یقین پیدا کردی بیش فعاله؟
اخه این چه منطقیه عزیز من بچه باید بریزه بشکنه تجربه کنه کشف کنه اینا جزئی از رشدش محسوب میشه همینجوری به بچه برچسب بیش فعالی نزن گفته و طرز فکر تو خیلی روش اثر میزاره

ببر روانشناس یه تست بیش فعالی میگیره

من میگم بچه ی حرف شنو و قانون مند ازش انسان در نمیاد همین فضول هان که دنیارو تکون میدن.
اون مدل تربیت ها رو چندین ساله روانشناس های طرفدار حقوق کارفرما ها به خورد انسان ها دادن تا ازمون نیروی کار حرف گوش کن بار بیارن.
وگرنه انسان سالم همیشه در کشف و پر از هیجان و قشقرق

والاه بچه منم همینه،دکترا نظرشون اینه اقتضای سنه،حالا یکی بچش اینشکلی نیس یکی شدیدتره
بعدشم چرا باید بقیه بخوان بچه تورو اروم کنن
تو این سن حتی پدر و مادر توانایی اروم کردن بچه رو ندارن

شاید شیطون ترع کنجکاو تره
مگ بچه کسی اروم باشه نشانع سالم بودنشع؟
دختر منم شیطونه کنجکاوه همش درحال بدو بدو و کشف هست درسته اذیتم ولی خوشحالم هستم رو بچست اسم نذار
می‌تونه کامل حرف بزنه؟

واییی چرا عیب میذاری رو بچه خب بچه منم یجابندنمیشه مثلا میریم باغ ی لحظه نمیشینه
چ مامان بی منطقی هستی منم گاهی اینطور میشم ولی شما دیگه خییییلی....

دختر بزرک منم بچگی هاش همین بود درست شده الان .ولی سلین اینجوری نیس شلوغ هست ولی بپربپر و بدو بدو نداره دست بزن داره گاهی😂اینا طبیعی از نظر من

بنظرمن بچه های شیطون باهوش ترند پسرجاریم 5سالشه هم خوندن یادداره هم ساعت و....اصلامهدکودک هم نرفته خودش یادگرفته خیلی هم شیطون هست
الان پسرخودمم به پسرعموش رفته درسته خیلی اذیتم میکنه وهمیشه بایددنبالش باشم خراب کاری نکنه امامیدونم مثل پسرعموش باهوشه وزرنگ مجبوریم فعلن شیطناشونوتحمل کنیم تابزرگ بشن
منک خودم دیگ رددادم ازدستش .........

بعد تو شلوغی هم بدتر میکنن دنبال جلب توجهن

وااااگریه چرا بچس دیگه

همون ده دقیقه ک ازش گفتی پسر من همونم نمیشینه ولی من برچسب بهش نمیزنم پسر بچه فعالیت می‌خواد ماهم مجبوریم به ادامه

لامصب تو گفتی ده دقیقه اول ساکت بودو نقاشی کشید من تعجب کردم.دختر من بود همون دقیقه اول کن فیکون میکرد اون میزو با بچه ها.
از گریه کردنش که گفتی خندم گرفت.
من از ترس همین گریه های سرسام آورش راضی نیستم با اون پامو از خونه بیرون بزارم.
سرشو میندازه پایین و هر جا دلش خواست میره،مگه جرات داریم بش گردونیم

ماشاءالله به پسرتون مشخص خیلی باهوش
چرا بچه دو سال و نیم باید بشینه
بچه باید بچگی کنه چرا برچسب بیش فعالی میزنید به بچه
بنظر من کاملا رفتارهای نرمالی داره شما انتظار دارید مثل آدم بزرگ رفتار کنه

بچه منم اینطوره ولی من هیچوقت فکرشم نکردم بیش فعال باشه😐کنجکاااوه و بچس میخواد بچگی کنه کارخاصی نکرده ک از بچه دوسالو سه ماهه انتظارداری بشینه قشنگ نقاشی رنگ کنه؟والا پسرمن چندتاخط میکشه خسته میشه پامیشه

بچه ی تو از اون ها سالم تره مطمئن باش
بچه ی سالم و باهوش در حال کشف محیط اطرافش
من الان از دخترم انتظار شلوغی بیشتری دارم چون حس میکنم خودم تو این سن از دیوار راست بالا میرفتم. الان بشدت آروم شدم
ریاضی که صدبار معلم توضیح میداد همون یکبار برای من کافی بود.
اون باهوشه خیلی زیاد و از ایلان ببین استعدادش تو چه زمینه ای مطمئن باش موفق میشه

تاپیک اخرم رو بخون
عزیزم تو این سن رفتاراش طبیعیه بازم میتونی با ی پزشک مشورت بگیری

عزیزم اینایی که گفتی دقیقا پسر منه..پسر من اصلا نمیتونه لحظه ای جایی بند شه اینکه بچه نشسته چه خوب اما بچه من و شما هوش هیجانی بالایی دارن و حتما باید بازی های فزیکی انجام بده نه یه جا بشینه نقاشی کنه..پسر من بازی های فزیکی هیجانی خیلی دوسداره مطمئنم پسر شما هم دقیقا اینجوریه

من بچه جاریم اینجوریه اونم بیشترین دقیقه یابند نمیشه خرابکاری اصلاهم مهم نیس مهمونی چیزی بیرونی باخونه همش شلوغی وخرابکاری

عزیزم اقتدار سن هست سریع برچسب نچسچبون پسر منم همین یوقتا یطور گریه میکنه 😂یوقتا میخندم به اونایی که نگا میکنن میگم بخدا بچه خودمه ندزدیدمش

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!
مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۲ سالگی
مامانا من یکم پیش خیلی گریه کردم
دخترم در قابلمه رو برداشت که سرد بود گفت می‌خوام در قابلمه بذارم...قابلمه روحی هم تازه از رو گاز برداشته بودم کم رو گاز بود اما رو شعله بزرگ بود و خب روحی زود داغ میشه...سر گاز بودم و حواسم نبود قابلمه رو رو کابینت کنار گاز خیلی دورتر بوداما دستش رسید و قسمت گوشتی. دستش میخوره به دسته قابلمه....خدا منو بکشه.... زود دستش رو گرفتم زیر آب سرد خودمو گم کردم تنها بودم با دوقلوها از صبح و خسته.... خمیردندان دم دست بود قبلا شنیده بودم میزرن رو سوختگی اونو زدم و دخترم همش می‌گفت میسوزه گریه میکرد دلداری میدادم بغلش کردم فوت میکردم دستش رو...به همسرم چندبار زنگ زدم سرکار بود تو اتاق عمل گوشی پیشش نیست...خدایا خیلی بد بود...همش خودمو میخواستم کنترل کنم پسرمم اذیت میکرد.‌‌دخترمم گریه... تو گهواره گفتین یکم آرد زدم پسرمم همش آرد میخواست به عقلم نرسید یکمم بزنم دستش بازی بازی..‌کاسه آورد بگذره براش گذاشتم دوباره میخواست ندادم زد زیر دست ابجیش آرد هم ریخت حرصم گرفت بدونه زدم صورتش دستم بشکنه الهی..بعدش همسرم زنگ زد قبل اون هم از دست بچه ها دو دستی زده بودم رو سرم😞همسرم زنک زد با عصبانیت ماجرا رو تعریف کردم اونم دعوام کرد...اصلا حالم خوب نبود پریودم هم دو روز عقب افتاده بهم ریخته ترم...خلاصه یکم پیش بچه ها گریه کردم پسرم گفت مامان بوست میکنم گفتم فداتشم الهی صورتمو بردم نزدیک بوسم کرد بغلش کردم کلی گفتم ببخش منو...دخترمم قبل اینا انقد گریه میکرد نمی‌تونیم دلداریش بدم داد زدم سرش با بغض بهم گفت می‌خوام باهات حرف بزنم مامان...دنیا رو سرم خراب شد رفتم بغلش کردم گفتم بگو مامان.... من امروز گند زدم به همه چی.... کلی گریه کردم الان 😭
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی