بیاین یک ترفند فوق العاده برای جلوگیری از رقابت و حسادت بین فرزندان بهتون یاد بدم که زندگیتونو دگرگون میکنه!!!
[اسمش هست بچه رو مقصر ندون]
چقدر همه ما اینطور جملات روگفتیم...
《نه الان نمیتونم باهات بازی کنم،دارم به بچه شیر میدم》
《پسرم،ساکت باش،سروصدا نکن،بچه خوابه》
《نه،الان نمیتونیم بریم پارک،خواهرت خیلی بی قراری میکنه》
حالا از نگاه فرزند کوچکتون به این موضوع نگاه کنید...
از وقتی این موجود کوچولو که همیشه گریه میکنه وارد زندگیش شده...
یکدفعه ای،نمیتونه طوری که دلش میخواد سروصدا کنه،مامانش به اندازه قبل باهاش بازی نمیکنه و نمیتونه بره پارک
یکدفعه ای،زندگی دیگه مثل قبل خوش نمیگذره و میخوای دلیلش رو بدونی؟
بخاطر وجود خواهر یا برادر کوچکترم!
برای جایگزین،میتونی دقیقا همون جملات رو بگی،میتونی《نه》بگی،فقط《 بچه رو مقصر ندون》
《حتما،خیلی دوست دارم که باهات بازی کنم،فقط ۶ دقیقه بهم وقت بده،بعدش باهم بازی میکنیم》
《همین الان نمیتونیم بریم پارک،ولی بعد از اینکه چرت زدیم،میتونیم بریم،باشه؟》

۳ پاسخ

مفید بود👏👏👏

جالب بود

مرسی عزیزم

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!
مامان مهراد مامان مهراد ۲ سالگی
مامانای قشنگم ❤️

امروز قراره یه بازی بهتون معرفی کنم که فقط یه بازی معمولی نیست و قراره ازش برای یکی از مهم‌ترین چالش‌های زندگی کوچولوتون استفاده کنیم. 🥰

بله، درست حدس زدید؛ چالش ترک پوشک! 😎
از این بازی می‌تونیم برای کمک به کودکانی که از «پی‌پی» 💩می‌ترسن استفاده کنیم.
به این صورت که خمیر بازی، مثل خمیر کلی یا خمیر خوراکی، آماده می‌کنید و با کوچولوتون شروع می‌کنید به ساختن خوراکی‌های موردعلاقه‌ش.
مثلاً با خمیر سبز یه خیار کوچولو درست کنید 🥒
با خمیر سفید دونه‌های برنج درست کنید 🍚
با خمیر زرد یه موز کوچولو درست کنید 🍌
و خلاصه هر چیزی که دوست داره.
بعد، دونه‌دونه خوراکی‌ها رو لمس کنید و با هم ترکیبشون کنید و وقتی همه با هم ترکیب شدن و به رنگ قهوه‌ای درآمدن، بهش بگید:
«ببین مامانی، ما غذاها رو می‌خوریم، بدنمون غذا رو هضم می‌کنه و چیزهایی که دیگه بهشون نیاز نداره، به شکل پی‌پی از بدنمون خارج میشن.»
بعد از خوندن شعر «پی‌پی»، بهش پیشنهاد بدید:
«حالا بیا با هم پی‌پی رو بذاریم توی توالت و سیفون رو بکشیم؛ چون بدن دیگه بهش نیاز نداره و وقتشه بره.»
این بازی کمک می‌کنه کودک بدون ترس و فشار، مفهوم دفع رو بهتر درک کنه و باهاش آشنا بشه. ❤️
اگر دوست داری درباره‌ی ترک پوشک اصولی و آگاهانه بیشتر بدونی، می‌تونی توی دوره‌م شرکت کنی. 🥰
خوشحال می‌شم همراهت باشم. 🌱❤️
مامان سورنا مامان سورنا ۲ سالگی
📷🌿نسل نور🌿

یه عادت کوچیک، می‌تونه بچه رو خیلی مستقل‌تر بار بیاره: قبل از شروع، یک قدم جلوتر رو ببینه.

مثلاً می‌خواد بره حمام؛
به‌جای اینکه وقتی بیرون اومد تازه بگه «حوله‌م کو؟»، از قبل بپرسیم:

«فکر کردی برای بعد از حمام چی لازم داری؟»

یا می‌خواد بره پارک؛
قبل از اینکه کفشش رو بپوشه، بگیم:

«فکر می‌کنی برای پارک چیزی لازمه با خودت ببری؟»

حتی برای تکلیف مدرسه:

«قبل از اینکه بشینی، یه نگاه بنداز ببین چه چیزهایی لازم داری.»

یا وقتی می‌خواد برای فردا کیفش رو آماده کنه:

«فردا چه کلاس‌هایی داری؟ خودت ببین چی باید توی کیفت باشه.»

این سؤال‌های ساده، به‌مرور یک مهارت مهم می‌سازن:

«قبل از اینکه کاری رو شروع کنم، فکر کنم چه چیزهایی لازم دارم.»

ما قرار نیست همیشه چند قدم جلوتر از بچه حرکت کنیم و همه‌چیز رو برایش آماده کنیم.

گاهی قشنگ‌ترین کمک، اینه که فقط یک سؤال درست بپرسیم و اجازه بدیم خودش فکر کنه. 🌱

استقلال، از کارهای خیلی کوچکِ روزمره شروع می‌شه.
مامان 🍒حلما🍒 مامان 🍒حلما🍒 ۳ سالگی
صبر را چطور به کودک آموزش دهیم!

بچه ها خیلی عجولند و دوس دارن همون لحظه به خواستشون برسن،ولی اونها باید صبر کردن رو هم یاد بگیرن،اما چه زمانی و چطوری ما به بچه ها صبر کردن رو یاد بدیم ؟

تولد تا دوسالگی!
تا دوسالگی کودک سعی کنید اگر کودک چیزی میخواهد برایش انجام دهید و یا اگر واقعا اون لحظه امکانش نیست،نگین بعدا بهت میدم یا صبر کن بریم خونه واست درس میکنم چون اون نمیتونه صبر کنه و اصلا درکی از صبر‌نداره،کودک اینجا فقط با پرت کردن حواسش،ذهن کودک رو از اون چیزی که میخواد دور کنید.

دو تا شش سالگی!
از این سن به بعد باید کم کم صبر کردن رو به کودک یاد بدین،ولی مدت زمان صبر خیلی مهمه، یک الی دو دقیقه برای هر سال در نظر بگیرید.مثلا برای کودک سه ساله این صبر بین سه تا پنج دقیقه باشه وبرای چهار سال بین چهار تا هفت دقیقه باشه.

برای مثال ۳سالگی:
🙎🏻مامان من موز میخوام
🙎🏻‍♀️عزیزم الان دارم ظرف میشورم،چشم،صبرکن تا دشتامو بشورم و یک موز خوشمزه بهت بدم و اینکار باید ۳تا ۵دقیقه طول بکشه.

برای مثال ۴سالگی:
🙎🏻مامان میای برام قصه بگی؟!
🙎🏻‍♀️باشه عزیزم فقط صبر کن،الان بشین کارتونت رو ببین،تموم که شد میام و برات قصه میگم،باشه دختر نازم(۴تا ۷ دقیقه)

برای مثال۵ سالگی:
🙎🏻مامان میای باهم بازی کنیم
🙎🏻‍♀️باشه عزیزم ولی الان من دارم ناهار درست میکنم،صبر کن عقربه بزرگه به عدد ۱۰ که رسید صدام بزن تا باهم بازی کنیم باشه پسر گلم(۸تا۱۰ دقیقه)
مامان 🐥هانا🐥 مامان 🐥هانا🐥 ۲ سالگی
بعد از چند روز سخت ترک پوشک و دندون درآوردن که البته هنوز ادامه داره و منو به مرز جنون هم رسونده امروز فرصت شد این بازی رو سروسامون بدم تکمیل بشه تا هروقت اخلاق دختر خانم روبراه شد شروع کنیم
این بازی برای آموزش احساسات هست چیزی که خیلی مهمه یعنی اگر کودک احساسات خودش رو بشناسه کل مسیر زندگیش رو بهتر میتونه پیش ببره درواقع خیلی از ما بدون اینکه متوجه بشیم خیلی از سردرگمی هامون توی این روزامون اینه که احساساتمون رو نمیشناسیم و از اول درست و بجا برامون تفهیم نشده،بگذریم...
روند این بازی به این صورت هست که شما باید احساسات رو حتما در غالب داستان و شخصیت پردازی جلو ببرید نباید ب این صورت باشه که از بچه بخواید خب این شکلک بگو چه احساسی داره یا اینکه بگید این شکلک عصبانیه این روش غلطه
اول شخصیت پردازی میکنید مثلا میگید نی نی با مامانش رفته پارک تاب بازی کرده خوشحال شده ببین داره میخنده چقدر خوشحاله چشماش قلبی شده خودتون هم همون حالت هارو با صورتتون اجرا کنید برای هر شکلک داستانی همینجوری تعریف کنید سعی کنید از علایق،موضوعاتی که بچه شما رو عصبانی میکنه خوشحال میکنه میترسونه استفاده کنید که ب خوبی براش تفهیم بشه
گام بعدی این بازی هم اینه که دسته بندی انجام بدید و هر شکلک داخل خونه خودش بره

پوشک‌پوشک فرزند پروری فرزند پروری واکسن واکسن