بعد از چند روز سخت ترک پوشک و دندون درآوردن که البته هنوز ادامه داره و منو به مرز جنون هم رسونده امروز فرصت شد این بازی رو سروسامون بدم تکمیل بشه تا هروقت اخلاق دختر خانم روبراه شد شروع کنیم
این بازی برای آموزش احساسات هست چیزی که خیلی مهمه یعنی اگر کودک احساسات خودش رو بشناسه کل مسیر زندگیش رو بهتر میتونه پیش ببره درواقع خیلی از ما بدون اینکه متوجه بشیم خیلی از سردرگمی هامون توی این روزامون اینه که احساساتمون رو نمیشناسیم و از اول درست و بجا برامون تفهیم نشده،بگذریم...
روند این بازی به این صورت هست که شما باید احساسات رو حتما در غالب داستان و شخصیت پردازی جلو ببرید نباید ب این صورت باشه که از بچه بخواید خب این شکلک بگو چه احساسی داره یا اینکه بگید این شکلک عصبانیه این روش غلطه
اول شخصیت پردازی میکنید مثلا میگید نی نی با مامانش رفته پارک تاب بازی کرده خوشحال شده ببین داره میخنده چقدر خوشحاله چشماش قلبی شده خودتون هم همون حالت هارو با صورتتون اجرا کنید برای هر شکلک داستانی همینجوری تعریف کنید سعی کنید از علایق،موضوعاتی که بچه شما رو عصبانی میکنه خوشحال میکنه میترسونه استفاده کنید که ب خوبی براش تفهیم بشه
گام بعدی این بازی هم اینه که دسته بندی انجام بدید و هر شکلک داخل خونه خودش بره

پوشک‌پوشک فرزند پروری فرزند پروری واکسن واکسن

تصویر
۲ پاسخ

خیلی ممنونم عزیزم
روند پوشک گرفتن هانا جان تا بهتون گفت چقد زمان برد.؟

چقدر عالی..ممنونم

سوال های مرتبط

مامان آیین مامان آیین ۳ سالگی
مامان های عزیز
ایا بچه های شما هم این کار رو انجام میدن؟؟؟
آیین تقریبا یکسال هست که میشینه تو اشپزخونه کنار من و با وسیله های خونه به به درست میکنه، قبلا نمیخورد ولی انقدر با دختر خاله هاش و مامانم😂خاله بازی کردن که یاد گرفته الکی میخوره.
غیر از این
از وقتی براش تولد گرفتیم هر چیزی که فکرش رو بکنید شبیه خامه باشه میگه کیک بعدم برای خودش تولد تولد میخونه و مثلا شمع ها رو فوت میکنه و برای خودش هورا میکشه😬
مثلا امشب بردمش حمام
برای این که بازی کنه کف حمام ریختم تو وان
نشسته بود تو وان، روی ابر حمامش رو گذاشت روی کف ها، در دوتا از شامپو ها رو هم گذاشت رو ابر(به نظرم براش حکم شمع داشتن)تولد تولد خوند و بعدم فوت کرد.
من باهاش همراهی کردم و چندین بار این کارو انجام دادیم و هورا کشیدیم.
یا وقتی داره بازی میکنه مثلا میگه رقیه بیا، رقیه نکن
(رقیه دختر خاله ش هست که با هم یک هفته تفاوت سنی دارن)
خب این خیال پردازی هست و من شنیدم تخیل بعد سه سالگی شروع میشه، حالا الان که آیین این کارو انجام میده من بهش بال و پر بدم یا جدی نگیرم؟؟؟
البته لازم به ذکره که من خودم کلا تو رویا و خیال زندگی میکنم و فکر میکنم آیین هم شبیه منه.
مامان 🍒حلما🍒 مامان 🍒حلما🍒 ۳ سالگی
بیاین یک ترفند فوق العاده برای جلوگیری از رقابت و حسادت بین فرزندان بهتون یاد بدم که زندگیتونو دگرگون میکنه!!!
[اسمش هست بچه رو مقصر ندون]
چقدر همه ما اینطور جملات روگفتیم...
《نه الان نمیتونم باهات بازی کنم،دارم به بچه شیر میدم》
《پسرم،ساکت باش،سروصدا نکن،بچه خوابه》
《نه،الان نمیتونیم بریم پارک،خواهرت خیلی بی قراری میکنه》
حالا از نگاه فرزند کوچکتون به این موضوع نگاه کنید...
از وقتی این موجود کوچولو که همیشه گریه میکنه وارد زندگیش شده...
یکدفعه ای،نمیتونه طوری که دلش میخواد سروصدا کنه،مامانش به اندازه قبل باهاش بازی نمیکنه و نمیتونه بره پارک
یکدفعه ای،زندگی دیگه مثل قبل خوش نمیگذره و میخوای دلیلش رو بدونی؟
بخاطر وجود خواهر یا برادر کوچکترم!
برای جایگزین،میتونی دقیقا همون جملات رو بگی،میتونی《نه》بگی،فقط《 بچه رو مقصر ندون》
《حتما،خیلی دوست دارم که باهات بازی کنم،فقط ۶ دقیقه بهم وقت بده،بعدش باهم بازی میکنیم》
《همین الان نمیتونیم بریم پارک،ولی بعد از اینکه چرت زدیم،میتونیم بریم،باشه؟》