۱۰ پاسخ

پسر من اصلا جمله نمیگه فقط چند تا کلمه

سلام قشنگ من اوضاع بروفق مرادت باشه
من آنلاین شاپ آرایشی دارم
فردا چون امهرارسالیامون رایگانه
خواستید ۰۹۳۸۲۱۹۰۳۰۵شمارمه پیام بدید ادکنم کانال روبیکامون ازمحصولا دیدن کنید

دختر من اصلا جمله بندی نمیتونه بکنه

دختر من همشو پخش می‌کنه اصلا نمیشینه ببینه چجوری بازی کنه

ممنونم عزیزم خیلی ایده خوبی بود💯

دقیقا برا پسرم کتاب داستان میخرم دفتر خیلی داره مداد همه رو تیکه پاره می‌کنه اصلا دوس نداره بخونم اصلا دخترها خیلی آروم ترن بهترن تو این کارها

چ‌خوب

این بازی عالیه خیلی خوب

اگه من ی دفتر بزارم جلوش فورا تکه پارش میکنه

چقد خوبه که صحبت میکنه دخترت ، پسر من فقط کلمه میگه و اصلا اصلا نمیشینه سرجاش که براش شکل بکشم و.....

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۲ سالگی
بازی شناخت احساسات 🥰

مامانای قشنگم، یکی از مهارت‌های مهمی که بهتره از سال‌های اول زندگی به بچه‌ها یاد بدیم، شناخت و نام‌گذاری احساساته. ❤️

برای مهراد این بازی ساده و دوست‌داشتنی رو درست کردم تا در قالب بازی با چند احساس پایه آشنا بشه:

😊 خوشحالی
😠 عصبانیت
😢 ناراحتی
😮 تعجب

برای ساختش فقط به یک تکه یونولیت، چند حلقه از رول دستمال کاغذی و چند توپ سبک نیاز داریم.

از مهراد می‌خوام هر توپ رو روی احساس مشابه خودش قرار بده؛ بعد درباره همون احساس باهاش صحبت می‌کنم.

مثلاً:
«این صورت خوشحاله، تو چه وقتایی خوشحال میشی؟»
«وقتی ناراحتی صورتت چه شکلی میشه؟»
«وقتی عصبانی میشی چی می‌تونه کمکت کنه؟»

هدف این بازی فقط این نیست که کودک اسم احساسات رو یاد بگیره؛ می‌خوایم کم‌کم یاد بگیره احساس خودش و دیگران رو تشخیص بده، اسمش رو بگه و درباره‌ش صحبت کنه. 🌱❤️

و یه نکته مهم: قرار نیست کودک در این سن همه احساسات رو کامل بشناسه یا بتونه درباره‌شون توضیح بده. آموزش احساسات باید ساده، کوتاه و در قالب بازی و تجربه‌های روزمره باشه. 🥰
مامان 🐥هانا🐥 مامان 🐥هانا🐥 ۲ سالگی
بعد از چند روز سخت ترک پوشک و دندون درآوردن که البته هنوز ادامه داره و منو به مرز جنون هم رسونده امروز فرصت شد این بازی رو سروسامون بدم تکمیل بشه تا هروقت اخلاق دختر خانم روبراه شد شروع کنیم
این بازی برای آموزش احساسات هست چیزی که خیلی مهمه یعنی اگر کودک احساسات خودش رو بشناسه کل مسیر زندگیش رو بهتر میتونه پیش ببره درواقع خیلی از ما بدون اینکه متوجه بشیم خیلی از سردرگمی هامون توی این روزامون اینه که احساساتمون رو نمیشناسیم و از اول درست و بجا برامون تفهیم نشده،بگذریم...
روند این بازی به این صورت هست که شما باید احساسات رو حتما در غالب داستان و شخصیت پردازی جلو ببرید نباید ب این صورت باشه که از بچه بخواید خب این شکلک بگو چه احساسی داره یا اینکه بگید این شکلک عصبانیه این روش غلطه
اول شخصیت پردازی میکنید مثلا میگید نی نی با مامانش رفته پارک تاب بازی کرده خوشحال شده ببین داره میخنده چقدر خوشحاله چشماش قلبی شده خودتون هم همون حالت هارو با صورتتون اجرا کنید برای هر شکلک داستانی همینجوری تعریف کنید سعی کنید از علایق،موضوعاتی که بچه شما رو عصبانی میکنه خوشحال میکنه میترسونه استفاده کنید که ب خوبی براش تفهیم بشه
گام بعدی این بازی هم اینه که دسته بندی انجام بدید و هر شکلک داخل خونه خودش بره

پوشک‌پوشک فرزند پروری فرزند پروری واکسن واکسن
مامان سورنا مامان سورنا ۲ سالگی
🌟 وقتی بچه‌مون عصبانی می‌شه، چطور برخورد کنیم؟ 😤

همه‌ی بچه‌ها گاهی عصبانی می‌شن؛ اما چیزی که مهمه، واکنش ما در اون لحظه است.
گاهی کودک با خشمش می‌گه: «یه چیزی اذیتم کرده، کمکم کن.»
چند نکته می‌تونه کمک‌کننده باشه: 👇

1️⃣ اول خودمون آروم بمونیم
بچه‌ها خیلی وقت‌ها آرامش یا عصبانیت ما رو از رفتارمون یاد می‌گیرن. اگر خودمون زود از کوره در بریم، کنترل شرایط سخت‌تر می‌شه.

2️⃣ کنار بچه باشیم، نه روبه‌روش
به‌جای اینکه فقط با رفتار او بجنگیم، سعی کنیم بفهمیم چه چیزی باعث ناراحتی‌اش شده.

3️⃣ در لحظه‌ی عصبانیت نصیحت نکنیم
وقتی کودک خشمگینه، معمولاً وقت خوبی برای آموزش و توضیح طولانی نیست. اول کمک کنیم آرام‌تر بشه.

4️⃣ همدل باشیم
گاهی فقط گفتنِ «می‌فهمم ناراحتی» می‌تونه کمک کنه کودک احساس دیده شدن کنه.

5️⃣ بعد از آرام شدن، صحبت کنیم
وقتی حالش بهتر شد، درباره‌ی احساساتش و راه‌های بهتر نشان دادن ناراحتی باهاش حرف بزنیم.

🌱 یادمون باشه…

کودک قرار نیست از اول بلد باشه خشمش رو مدیریت کنه؛ این مهارتیه که کم‌کم با همراهی و الگوی خوب ما یاد می‌گیره. 🤍
مامان آنیتا مامان آنیتا ۳ سالگی
هنوز نخابیدم و بیدارم،چقدر خودمو سر زنش کنم از این زندگی خسته کننده چرا واقعا ،دیگه کم آوردم از دست مرد لجن،خدایا نمی‌دونم چه کاری کردم که این مرد رو قسمت با من کردی،از زندگیم خسته شدم واقعا خیلی دردا تو دلم هست خیلی خیلی 🥺🥺شدم از سنگ شدم آهن تو این زندگی چرا همون دو سال نیم پیش طلاق نگرفتم منکه همه کارام کرده بودم چرا برگشتم مجدد که بچه بی گناه طفل معصوم بیاد تو این زندگی به خاطر بچم کوتاه بیام و چیزی نگم بشم دیوونه روانی عقدهای که از طرف شوهرم تو دلم هست بخام سر این طفل خالی کنم،خداااااااااااااااااااایااااااااااااااااا بفهم کم آوردم،عصبی شدم تو این زندگی چند سال همش سر این بچه خالی میکنم درسته کنترل میکنم ولی مجدد نمیتونم.شبی بچم آورد بالا آب پرید گلوش بعد استفراغ کرد من عصبی شدم لحظه که آورد بالا بهش گفتم آنی به خاطر همین کارات هست عصبی میشم جیغ میکشم بعد چند ثانیه تموم شد چهرم خب عصبی بود متوجه شده بود، دراز کشید بعد چند دقیقه صدایی شنیدم از زیر پتو نصف صورتش زیر پتو بود،بعد یه ۲۰دقیقه پتو رو کشیدم کنار از صورتش گفتم خفه نشه دیدم خدایا استفراغ کرده بوده چیزی نگفته بود تو همون استفراغ خوابیده😔😔😔وای که زدم زیر گریه تا همین الان خوابم نمیبره چقدر لعنت کردم خودمو،و به شوهرم گفتم ببین اشغال اینا اثرات تو هست رو مغز من تاثیر گذاشته که من رو بچه خالی کنم و حالا اینجوری بشه باید دندون درد رو بکشی بنداری،پوز خنده زد و خوابید،حالم از خودم بهم میخوره چقدر مادر بدی هستم و احمقی😔😔😔😔،تاریخ۱۴۰۴/۰۴/۰۴تلخ ترین خاطره