۴ پاسخ

ببر پیگیر شو حتی شده با بیهوشی
چون سابقه ارثی هم دارین اونم بی تاثیر نیس

ببرش متخصص چشم. من بردم یه دستگاه مخصوص بچه های اینقدری داشت که اذیت نشد اصلا قطره هم نریخت اون دستگاه همه چیو نشون داد اما دخترم بزرگتر بود با دستگاه های دیگه چک کرد

ببرید چشم پزشک اطفال مهربون تر عمل میکنن

عزیزم ببر یه جای خصوصی که بچه رو اذیت نکنن

سوال های مرتبط

مامان dayan مامان dayan ۳ سالگی
اقا من قربونتون برم🥹
چه جوری میشه دوستای ندیده اینقد مهربون بشن خیلی نگران دایان بودین❤️🥺


امروز دایانو بردم برای معاینه دقیق چشمش؛ قطره ریختن و بعد از اینکه مردمک چشمش باز شد، با دستگاه مخصوص نمره واقعی چشمشو بررسی کردن.

راستش چند روزه کلی استرس داشتم که نکنه چشمش ضعیف باشه و عینک بخواد 🥺
ولی خداروشکر دکتر گفت نمره چشمش برای سنش طبیعیه و فعلاً مشکلی نداره و نیازی به عینک نداره ❤️

البته یه نکته‌ای که دکتر گفت این بود که حتی وقتی نمره چشم بچه طبیعیه، با شروع مدرسه و زمانی که قراره مدت بیشتری برای دیدن تخته، کتاب و کارهای نزدیک از چشم‌هاش استفاده کنه، بهتره دوباره بینایی‌ش پیگیری بشه.

چون بعضی مشکلات بینایی ممکنه با بزرگ‌تر شدن و بیشتر شدن فشار روی چشم خودشونو نشون بدن و مهمه که به موقع متوجهش بشیم.

خلاصه امروز یه نفس راحت کشیدم 😭❤️
فعلاً چشم‌های پسرم خوبن، ولی گفتیم برای سن مدرسه دوباره حواسمون به بینایی‌ش باشه که چیزی از قلم نیفته.


خانه بازی امروزم جایزه پسری بود ک با وجود اینکه بعد ریختن قطره چشمش سوخت باز گوش ب حرفمون داد
مامان dayan مامان dayan ۳ سالگی
🔴بینایی سنجی🔴

امروز دایانو بردم بینایی‌سنجی…
اونجا گفتن یه مقدار نمره توی چشمش هست و باید ببریمش پیش اپتومتریست. اپتومتریستم گفت احتمالاً عینک لازم داره، ولی هنوز معاینه اصلی مونده؛ باید قطره بریزن توی چشمش و بعد دوباره نمره‌شو دقیق بررسی کنن.

ولی خب من از همون لحظه مغزم رفت روی هزار تا فکر…
هی با خودم می‌گفتم یعنی چقدر نمره داره؟ یعنی واقعاً باید عینک بزنه؟ نکنه یه مشکلی هست؟ اصلاً هزار تا «نکنه» توی سرم رژه می‌رفت 🥺

اومدیم خونه، دایان گفت «مامان آب میخوام»
منم انقدر تو فکر بودم که لیوان از دستم افتاد و خورد شد، هزار تیکه 😭
بدتر از همه پای دایان هم به یکی از خرده‌شیشه‌ها گیر کرد و برید…

یعنی واقعاً امروز انگار مغزم خاموش بود.
از یه طرف نگرانی چشم دایان، از یه طرف این اتفاق…
همش دارم فکر می‌کنم چرا وقتی آدم برای بچه‌ش نگران میشه، ذهنش دیگه جای هیچ چیز دیگه‌ای رو نداره؟

فعلاً هم هیچ چیز قطعی نیست و باید معاینه اصلیش انجام بشه، ولی خب منِ مادر تا اون موقع هزار بار توی ذهنم همه‌چی رو بالا و پایین می‌کنم… 🥺

فقط امیدوارم آخرش بگن چیز خاصی نیست. ❤️