🔴بینایی سنجی🔴

امروز دایانو بردم بینایی‌سنجی…
اونجا گفتن یه مقدار نمره توی چشمش هست و باید ببریمش پیش اپتومتریست. اپتومتریستم گفت احتمالاً عینک لازم داره، ولی هنوز معاینه اصلی مونده؛ باید قطره بریزن توی چشمش و بعد دوباره نمره‌شو دقیق بررسی کنن.

ولی خب من از همون لحظه مغزم رفت روی هزار تا فکر…
هی با خودم می‌گفتم یعنی چقدر نمره داره؟ یعنی واقعاً باید عینک بزنه؟ نکنه یه مشکلی هست؟ اصلاً هزار تا «نکنه» توی سرم رژه می‌رفت 🥺

اومدیم خونه، دایان گفت «مامان آب میخوام»
منم انقدر تو فکر بودم که لیوان از دستم افتاد و خورد شد، هزار تیکه 😭
بدتر از همه پای دایان هم به یکی از خرده‌شیشه‌ها گیر کرد و برید…

یعنی واقعاً امروز انگار مغزم خاموش بود.
از یه طرف نگرانی چشم دایان، از یه طرف این اتفاق…
همش دارم فکر می‌کنم چرا وقتی آدم برای بچه‌ش نگران میشه، ذهنش دیگه جای هیچ چیز دیگه‌ای رو نداره؟

فعلاً هم هیچ چیز قطعی نیست و باید معاینه اصلیش انجام بشه، ولی خب منِ مادر تا اون موقع هزار بار توی ذهنم همه‌چی رو بالا و پایین می‌کنم… 🥺

فقط امیدوارم آخرش بگن چیز خاصی نیست. ❤️

تصویر
۱۰ پاسخ

ان شاللع چیزی نیست
کحا بردیش عزیزم؟
السا چند وقت پیش موقع تی وی خیلییی چشمامو محکم هم میزد
بردمش گفت مشکلی نداره
درمانگاه ال مرتضی بردم تو بیگدلی

سلام عزیزم 🌹
فعلاً که احتمال داده نگران نباش ان شاالله که عینک لازم نمیشه
میفهمم مادر باشی یه چیزی راجع به بچه باشه هزار فکر و خیال میکنی بلکه چیز خاصی نباشه و مشکل نشه

عزیزم شنوایی سنجی هم تو این سن لازمه؟ از بهداشت چیزی به من نگفتن

انشالله عزیزم چیزی نیست منم خیلی نگران پسرم چون گوشی نگاه میکنه هرکاری میکنم فقط جیغ میزن تو ۳ سالگی بهداشت میگه برین یا باید خودمون ببریم بینایی سنج

عزیزم پناه بر خدا. فک کنم وقتی ضعیف باشه اگه از این سن اقدام کنی به عینک اینجور چیزا بزرگتر بشن خوب میشن

خیره

من کاملا درکت میکنم پسر بزرگ منم وقتی گفتن چشمش ضعیفه خیلی خیلی ناراحت شدم و چند روز کارم شده بود گریه .الان هم نگران پسر کوچیکه هستم امیدوارم دوباره تجربه نکنم .

گوشیو و تلوزیون رو زیاد دیده؟

انشاالله چیز خاصی نیست نگرانش نباش
منم باید ببرم هی امروز و فردا میکنم یکی از چشم های پسرم حس میکنم انحراف داره

عزیزم امیدوارم چیزی نباشه ❤️
میشه بپرسم چرا بردیش بینایی سنجی؟

سوال های مرتبط

مامان dayan مامان dayan ۳ سالگی
🔴۳ سالگی🔴

امروز دایانو بردم مراقبت سه سالگی 🥹🤍
گفتم نتیجه‌شو باهاتون درمیون بذارم، شاید به درد مامانایی که بچه هم‌سن دایان دارن بخوره.

قد دایان الان ۹۳/۵ سانته و وزنش ۱۵ کیلوئه.
وزنش خداروشکر خوبه و با توجه به نمودار رشد بچه‌های نارس، قدش هم خوبه؛ ولی خب نسبت به بچه‌هایی که سر موعد به دنیا اومدن، یه مقدار کوتاه‌تره.

ویتامین D ـش پایین بود، دکتر براش ویتامین D با دوز ۱۰۰۰ تجویز کرد، هفته‌ای ۴ روز و مرتب طبق دستور پزشک.

فریتین یا همون ذخیره آهنش هم پایین بود؛ برای همین شربت فروگلوبین رو هر شب باید بخوره و بعد از دو ماه مصرف مداوم، طبق نظر دکتر هر فصل یک بار ادامه‌ش بدیم.

یه چیزی که دکتر خیلی روش تأکید کرد این بود که دایان اصلاً گوشت نمی‌خوره 😅
گفت تحت هر شرایطی باید گوشت وارد برنامه غذاییش بشه، چون برای رشد و تأمین آهنش مهمه.

گفت اگه گوشت رو توی خورشت و غذای معمولی دوست نداره، با غذاهایی که بیشتر دوست داره امتحانش کنیم؛ مثلاً توی سمبوسه، پیتزا یا پیراشکی بذارم تا کم‌کم به خوردن گوشت عادت کنه. 🥩🍕😄

برای کمک به رشد قدش هم دکتر تأکید کرد روی:
🥚 تخم‌مرغ
🌰 بادام درختی
☀️ مصرف مرتب ویتامین D
🤸🏻‍♂️ بازی‌های کششی و پرشی

فردا هم باید بریم بینایی‌سنجی و شنوایی‌سنجی و پرونده مراقبت سه سالگیش کامل‌تر بشه.

قد و وزن بچه های شما چقدر بود؟



اینم پیج دایان و‌ماکانش🤭Shaghayegh_dayanmami
مامان قندکوچولو🙆🏻 مامان قندکوچولو🙆🏻 ۴ سالگی
امروز یه اتفاق خیلی بد واسه پسرم افتاد حالم از اون موقع بده هی اون صحنه میاد جلوی چشمم و حالم دوباره بد میشه 😞😞
بردمش دسشویی بعد گلاب به روتون پیپی داشت وقتی پیپی کرد من داشتم میشستم اونجایی که پیپی ریخته بود رو بعد پسرم عادت داره هی پامیشه میره یه طرف دیگه میشینه پیپی میکنه ، امروز نذاشتم گفتم همینجا فقط پیپی کن بعدکه کارش تمام شد موقع شستوشو پاشد رفت یجا دیگه بشینه یهو پشتش خورد تو دیوار و با سر و صورت پرت شد تو سنگ دسشویی و یه صدای خیلییییی بدی داد سرش و جیغش رفت بالا و خون از دماغش شروع کرد چکه کردن جیییغ میزد و گریه میکرد پیشونیش اندازه یه گردو اومد بالا و سیاه شد
منم همون موقع که این اتفاق افتاد حالم بد شد سرم سنگین و سِر شد و از شدت ترس گلاب به روتون شروع کردم بالا آوردن و دستو پام می‌لرزید
دیگه سریع با مامانم بردیمش بیمارستان و عکس هم گرفت از سرش گفت چیزی نیست فقط اگر بالا آورد باید ببریدش اسکن بشه
خیلی استرس دارم خیلی دارم دق میکنم از این قضیه 😭😭😭😭
gem gem قصد بارداری
دخترم وقتی دنیا اومد همه چیزش عالی حتی زردی نداشت یه دختر سفید و تپل که همه عاشقش بودن تا قبل از ۱۱ ماهگی همه چیز قشنگ بود زندگی با همه سختیای بچه داری شیرین بود اما من ته دلم دلشوره داشتم میگفتم سه ماهه سینه خیز میره پس چرا راه نمیره اطرافیان میگفتن تو فامیل همه دیر راه میفتن دو تا دکتر اطفال بردم درست راهنمایی نکردن گفتن همه چیز خوبه روزی که برای چکاب بهداشت یه سالگی رفتم روز خیلی سختی بود فرم و پر کردم بهیار گفت اوضاع خوب نیست باید ببریش فلان جا من هنگ کردم به شوهرم زنگ زدم اومد اون متقاعدموت کرد که بریم مرکز تکامل شروع سختیامون اونجا بود نکنه بدش این بود شهرمون کاردرمانی نبود مجبور بودیم بریم شهر دیگه و خوب بعد از چند جلسه اوکی شد و ۱۵ ماهگی راه رفت همون موقع رفتم پیش یه دکتر فوق تخصص مغز و اعصاب گفت نوار مغز بگیر منم گرفتم یه سری دارو داد گفت اینارو مصرف کن
منم اومدم دیدم مشکل بچه فقط راه رفتن بود که حل شد پس مشکلی نیست اونارو ریختم دور غافل ازینکه...
خیلی باهاش بازی می‌کردم توجه نداشت اهمیت نمی‌داد منم به اطرافیان میگفتم میگفتن درست میشه اما بازم همه چیز و زندگی نرمال تا تولد دوسالگی دخترم باز رفتم بهداشت و باز گفتن خوب نیست حتی یادمه مامانم خواهرم گفتن این فرما برای بچه دو ساله انتظار زیادی داره اما اینباردیگه جدی گرفتم نگران تشخیص اتیسم بودم زندگیم جهنم شده بود دو تا دکتر بردم گفتن اتیسم نیست تاخیر تکاملی باید ببری کاردرمانی ذهنی من حتی نمیدونستم یعنی چی