۱۲ پاسخ

وای چقد درد کشیدی 🫠

اگ ی درصد شک داشتم رو زایمان سزارین الان دیگ مطمعن شدم باید سزارین کنم🙁😅

وا چقدر درد کشیدی بعدشم بدن تابدن فرق میکنه من سری بچه اولم نیم ساعت درد کشیدم دنیا اومد این یکی پسرم از پنجشنبه درد کشیدم تا شنبه فقد سفت که میشد بچم انگار ازدرد میموردم تا شنبه ساعت 2اینا آخرنشد رفتم بهداشت بیمارستان یه ساعت دور بود بهداشت گفت 27هم اردیبهشت تاریخ تقریبی زایمانته پس اومدم خونه همین که خونه رسیدم با موتور رفته بودم اومدم خونه دردم بیشتر شد شوهرم رفته بود جایی بهش پیام کردم زود بیا حالم خوب نیست همین که اومد گفت انشاالله چیزی نیست من دورد خونه از رو حیات همین که دراز کشیدم انگار یه چیزی داشت بیرون میامد فرست نشد بیمارستان برم شوهرم ت خونه زایمان داد
.. تو تابیک های من بخون سختی کشیدم ولی خداروشکر بخیه نخوردم

وایی منم سنم کمه میترسم طبیعی زایمان کنم🥲

منم زایمانم طبیعی بود و کیسهوآبم پاره شد ولی خداروشکر ماما همراه داشتم 6عصر بستری شدم با ورزشای ماما ساعت ۱فول بودم اما نمیتونستم زور بزنم نمیدونم چرا هرکاری میکردم بچه نمیومد سرش پیدا بودا
دست اخرم بچم اکسیژن داشت کم میاورد با وکیوم کشیدنش بیرون

قدم نو رسیده مبارک باشه عزیزم
ولی با تجربه ات بیشتر از قبلا از طبیعی وحشت کردم🥲😅

ای بابا😐🫤🫤🫤

مبارکت باشه عزیزم.خداروشکر بعد اینهمه سختی نی نی تونو سالم و سلامت بغل گرفتین

ماماهمرا پول دادی؟؟؟؟

چقد زایمانت شبیه زایمان اول من بود😬😬😬😬

چند ساعت طول کشید زایمانت؟

دقیقا

سوال های مرتبط

مامان دونه برفی❄ مامان دونه برفی❄ روزهای ابتدایی تولد
پارت 12

از این طرف هم آمپول فشار به هم فشار میاورد، یعنی درد انقضابات باز هم شروع شده بود بعد زایمان😑😏خب خلاصه به هر طریقی بود خونریزی رو بند آوردن. . ماما دوباره اومد بهیه کرد، بخیه‌ش هم قشنگ من حس می‌کردم. سوزنی که وارد می‌کرد، نخی که می‌کشید رو قشنگ حس می‌کردم من له شده بودم شب قبل زایمانم پودر موبر گذاشتم بدنمو له کرد . شب قبلش هم تاپیک گذاشته بودم که اومدم از پودر موبر استفاده کردم، پاهم له شده، وسط پاهم له شده و اینا، ، وقتی که بخیه می‌زد قشنگ حس می‌کردم، جیغ می‌زدم، سوزن رو که وارد می‌کرد و خارج می‌کرد، نخ رو می‌کشید قشنگ من با جون دل حس می‌کردم. خلاصه بخیه کرد،بعد آخرای بخیه دوباره افتادم روی خونریزی. بدون این‌که بخیه رو باز کنن، همون دکترره بین بخیه‌ها باند می‌کرد داخل رحمم، دستش رو می‌برد داخل، بااند رو می‌کرد داخل رحمم تا هم خونریزی بند بیاد، هم ببینه چقدر خونریزی کردم. خلاصه خیلی حالم بد بود، خیلی وحشتناک بود، به هر بدبختی بود خونریزی من رو بند آوردن. ولی همچنان من دردام بیشتر میشد ناله هام بیشتر انقباضات رحمم بیشتر زمین و چنگ میزدم