۲ پاسخ

پسر منم الان یک ماهه که از پوشک گرفتمش پی پی رو میگه اه اه وقتی داره میاد میگه ولی جیش رو اصلا همکاری نمیکنه من نبرم تو شلوارش جیش میکنه

من میدیدم همکاری نمیکنه پوشکش می‌کردم یعنی دوماه پیش ک همکاری نکرد پوشک کردم دوباره تا ۲ ۳ روز پیش پوشکشو گرفتم این راه خیلی سختی داره باید صبر تحمل داشته باشیم من خودم ک اصلا حوصله صبر نداشتم دیگ آروم شدم بخاطرش . هفته پیش پوشک شورتی رفتم بخرم طرف گف ۹۵۰.

سوال های مرتبط

مامان آوا مامان آوا ۲ سالگی
هرروز از خابم میزدم ک حتی روتین پی پی کردن خانم ب هم نخوره (چون من ی مامان وسواسم میگم وسواس یعنی خییییلی ک باید همه چیشو تنظیم کنم خاب و غذا یکم کم کاری کنم عذاب وجدان میکشتم )بعد یجا میخاستیم بریم ی روزایی آوا صب پی پی نمیکرد من هی میذاشتمش رو دستشویی فرنگی هی منتظر بودم خانم پی پی کنه .نکنه اونجا پی پیش بگیره چون کلا دیگ تو مای بی بی پی پی نمیکرد .تا گذشت همین روال ۱۸ ماهه شد بعد دیگ تو مای بی بی ۳.۴ ساعت جیشم نمیکرد ولی من چون تو گهواره خونده بودم زوده و فلان اصلا نمیخاستم از پوشک بگیرمش ولی خودش هی منو میکشوند ک بریم دستشویی ی روز مامانم گفت بچه رو خراب نکن خودش میخاد دیگ بگیرش ک اون موقع ۲۱ ماهه بود و من دیگ گرفتمش .آوا کلا ۲ یا سه بار خطا داد اونم یا تو گوشی بود یا مشغول بازی .این همه تعریف کردم ک بگم ی شبه نمیشه قشنگم .باید بچه بفهمه و درک کنه و آروم آروم یاد بگیره درسته من ۲۱ ماه خدایی خودمو عذاب دادم ولی واقعا فقط ب فکر دفع راحتش بودم ن چیز دیگ .ولی از پوشک گرفتنی من ذره ای اذیت نشدم .چون آوا میشناخت ک جیش و پی پی چیه
مامان علیرضا مامان علیرضا ۳ سالگی
سلام به همه
یادم نمیاد تو چندماه گذشته ب اندازه ی امروز خسته شده باشم
هم جسمی هم روحی
یکم راهنماییم کنید از تجربیاتتون بگید
تو پروسه ی ترک پوشکیم همه چیز داره خوب و عالی پیش می‌ره جز پی پی
پسرم وحشتناک از پی پی کردن میترسه،در حالیکه من تو این ترسیدنه نقشی نداشتم هرررررررررکاری بگید کردم،قصه گفتم تو دستشویی شعر خوندم(با محتوای پی پی)رقصیدم شکلک درآوردن نازش کردم بوسش کردم بغلش کردم توضیح دادم اسباب بازی خریدم و .‌.......
یعنی امروز رسماً از گریه هلاک شد
سه روز پی پی ش نگه داشته بود(تو ۸روز ک از پوشک گرفتمش دوبار تو شرتش کرده،یک بار خیلی یهویی و اتفاقی تو دستشویی ک بعدش یک عالم گریه کرد و من با مسخره بازی و بیا بشورشون برن خونه شون و .... ساکتش کردم حتی خندید،یه بار دیگه تو دستشویی اما با کلی گریه و نصفه،امروز داشت منفجر میشد اما نمی‌کرد ولی گریه هم میکرد چون داشت میومد میترسید)
سوال من الان اینه،تو روحیه ش اثر نذاره یه وقت؟؟
کلا خیلی به دهن من نگاه می‌کنه تو همه چیز م از من حرف شنوی داره،منم تو موقعیت های مختلف براش توضیح دادم ک چ کنه
اما امروز تو اون چهار پنج ساعتی ک درگیر پی پی بودیم یه وقت هوایی سه مادر عالی بودم یه وقتهایی هم وحشتناک

چیکار کنم؟؟اونایی ک تجربه مشابه دارید
فقط پیشنهاد ندید ک موقع پی پی پوشکش کنم چون منتفی این قضیه