۹ پاسخ

واقعا پسر منم اینطوریه بخدا نفسمو بریده آنقدر لجبازه آنقدر جیغ می‌کشه خدا صبر بده واقعا

پسر منم همینه چند شبه نمیدونم چشه فهمیدی به منم بگو با جیغ و گریه بیدار میشه

جای شلوغ ک میره بعدش براش اسفند دود کن
یه کم نمک و زاغ همیشه بزار تو جیبش یاوبزن ب لباسش

وااااای چرا تاالان متوجه این موضوع نشدین اخه این بچه دعایی شده

شایدم بر عکس مثلا غذا نمیخوره خوب سیر بشه
بچه های بد غذا معمولا عصبی میشن از گرسنگی
پسر من بد غذاست خیلی وقتایی که هیچی نمیخوره تو خواب ناله میکنه

شاید شبا بهش بیش از حد غذا و میوه و اینا میدی دلش درد میگیره

دختر منم همینطوریه🥲😭

نجمه جان عروسک یا پتوی مورد علاقه نداره برای خواب بغل کنه؟

متاسفانه قل اول من اینجوریه . هرررر شب پامیشه جیغ و گریه که شیر بده. انقدر داد میزنه من هول هولی شیر براش درست میکنم تا درست کنم صداش توی ساختمون میپیچه. مثلا دوسال و سه ماهشه واقعا نمیدونم تا کی قراره اینجوری باشه .

سوال های مرتبط

مامان زندگی خانوم مامان زندگی خانوم ۳ سالگی
مامان مهتا کوچولو🌙🐣 مامان مهتا کوچولو🌙🐣 ۲ سالگی
خانمایی که بچتون همسن دختر منه اخلاقشون چجوری شده؟؟
دختر من چن روزه باز موقع تعویض پوشک از دسشویی که میایم دیگه نه پوشک میشه نه شلوار بیشتر از دو بارم اصرار کنم یا بخام از اتاق بیام بیرون یه جیغایی میزنه و گریهایی میکنه.. میگم باشه پوشک و شلوار پا نکن
یه سره جیغ و گریه میکنه میگه بیا میرم اتاق میگه نهه برو رفتن رو مبل دراز کشیدم انننقدر جیغ و گریه کرد اومد بیرون ینی شدیدااا بیس دیقه ولش کردم دیدم آروم نمیشه نمیذاشت برمم پیشش عصبی شدم زدمش باز همچنان جیغ و گریه... هرچیم میگم پاشو آماده شیم بریم بیرون پارک فروشگاه و.. باز جیغ میزنه و میگه نههه دهنش خشک شده بود از صبحم فقط چنتا لقمه نون پنیر خورده بود گفتم بیا غذا بخوریم بازم جیغ و گریه..
اومدم گرفتمش گفتم اگه آروم نگیری میندازمت بیرون از خونه بغلش کردم گذاشتمش پشت در بلکه آروم بگیره هی باهاش حرف زدم دیدم فایده نداره آوردمش تو یکم که تن صداش آرومتر شد بغلش کردم و بوسش کردم و ناز و... دیگه گفتم ببین خسته شدی گشنتم شده میخای بریم تو ماشین غذا بخوری کم کم آروم گرفت غذاشم یکم خورد رفتیم دور بزنیم خابید تو ماشین

انقدررر پشیمونم که زدمش و انداختمش تو ایوون و.. از طرفی نمیدونم این مواقع چیکار کنم😪 هیچی جواب نمیده نه بغل و نوازش نه بی محلی نه سرزنش و...

بچهای شمام اینجورین
روزی دو سه بار سر یه موضوعی و پوشک این بساطه اعصاب نمونده برام

فرزندپروری، پوشک
مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا ۲ سالگی
خب امروزو میزارم جزو بدترین روزای زندگیم

بچم صبح زود خواب بد دید بیدار شد با گریه و نتونست دیگه بخوابه ، دیگه تا ظهر یک سره نق نق و بهونه ، حین نق زدنش سعی میکردم بازی کنم باهاش حواسشو پرت کنم کارامم بکنم ، دیگه تا ظهر که فقط گریه و نق ،ظهر زود نهارشو دادم خوابید ولی خیلییییی زود بیدار شد باز ، عصر بردمش بیرون یکم با بچه ها بازی کرد حالش بهتر بود خوب بود ، اومدیم خونه لباساشو در نمیاورد نق و گریش شروع شد ، خودشو خیس کرد گفت بکن ، کندم لخت مادرزاد میچرخید برا خودش ، بعد از رو مبل با صورت خورد زمین نصف صورتش کبود شد ، ارومش کردم ، خواستیم بخوابیم میخواستم لباس بپوشونم نمیپوشید لختی میخواست باشه ، دیگه به زور پوشوندم گریش شروع شد تااااااا یک ساعت و نیم بعدش فقط جیغ زد و گریه کرد و ..... میگفت نخوابیم ، لباس نپوشیم ، دسشویی نرو ، جورابامو پام کن
دیگه جوراباشو پوشوندم دستشو فشار دادم با حرص گفتم ببین دیشب گریه کردی گفتی نخوابیم ولی خوابیدیم ، امشبم گریه میکنی نخوابیم ولی بازم میخوابیم ، فردام اگه گریه کنی بگی نخوابیم بازم میخوابیم چون شب وقت خوابه ، باید بخوابیم ، لختم نمیتونی بخوابی ، دسشوییم هرکی داست باید زود بره ، باز دو ساعت گریههههه اخر سر گفت مامان کارت بد بود دستمو فشار دادی ، داد زدی ( که البته داد نزدم ولی با لحن تند صحبت کردم )
گفتم اره مامان عصبانی بودم چون دسشویی داشتم ولی تو گریه کردی که نرو و اینا ، کارم بد بود معذرت میخوام، بعد پرسیدم کار تو خوب بود گریه کردی جیغ زدی انقدر ؟
بعد دوباره کلی گریه کرده ، که حواسشو با برنامه کودکا و داستانا و اینا به زور پرت کردم ، دسشویی رفته اومده از حال رفته از بس گریه و جیغ زد