سر بچه داشت میومد پایین منم هی جیغ میزدم اونا میگفتن زور بده و من نمیتونستم تا اینکه با قیچی پاره کردن و محکم دست میکرد که بچه رو در بیازن یکی افتاده بود رو شکمم و فشار میداد یکی واژنمو فشار میداد تا اینکه بچه اومد و گذاشتنش رو شکمم خ
دقیقا ساعت ۶ و رب ۳اردیبهشت زایمان کردم
بعدش که بچه رو گذاشتن تخت مخصوص خودش و بخیه ام زدن و بچه رو دادن گفتن شیر بده بعداز دوساعت هم بردنم بخش
با اینکه زایمان دومم بود ولی خیلی طول کشید و اذیت شدم
بعداز اینکه این خانم رو به بخش منتقل کردن یه خانم دیگه رو اورده بودن که اون ۵ سانت بود بعداز زدن امپول فشار توی ۱ ساعت یهو شد ۱۰ سانت ساعت ۱۱ شب اونم زایمان کرد
من دیگه واقعا داشتم کلافه میشدم سه تا زایمان دیده بودم و خبری از خودم نمیشد
بهم گفتن بلند شو ورزش کن اسکات بزن بشین پاشو برو هی انجام میدادم و خسته میشدم میزفتم بالا
ساعت ۱۲ شب اومدن معاینه کردن گفتن ۴ سانتی کیسه ابمو پاره کردن گفتن زودتر زایمان میکنی
منم دردام داشت شدت میگرفت کل اون شبو نخوابیدم و هی گریه میکردم ساعت ۲ شب اومدن سروم فشار رو کشیدن کفتن رحمت یکم استراحت کنه خودتم یکم بخواب
هیشکی دیگه تو اون زایشگاه به جز من که زایمان نکرده بودم نبود همه اومدن زاییدن و رفتن بخش
ساعت ۴ صبح دیدم زیر دلم داره درد میگیره با خودم گفتم دیگه دارم میمیرم نمیتونم زیر این درد دوام بیارم هی جیع میزدم و میگفنم درد دارم اونا هم میگفتن بگیر بخواب بذار ماهم بخوابیم
منم گریه و زاری میکردم اومدن معاینه کردن گفتن ۷ سانتی
ساعت ۵ صبح گفتم دستشویی دارم نداشتن برم گفتن ملافه یک بار مصرف بذار همینجا زور بزن
من زور نزدم گفتم اینجا دستشویی نمیکنم اوناهم گفتن ما نمیتونیم بذاریم تو بری تو توالت ۷ سانتی ممکنه سر بچه بیاد پایین خطرناکه
۵ونیم بود که هی جیغ میزدم و حس زور داشتم اومدن معاینه کردن گفتم فولی تخت رو نصف کردن و وسیله های بخیه و بیحسی و اینارو داشتن اماده میکردن لباس سبز اتاق عمل پوشیدن و گفتن با انقباض زور بده به مقعدت
من دیگه جونی برا زور زدن نداشتم یعنی هر کاری میکردم زورم نمیومد اوناهم میکفتن بجه خفه میشه باید زور بزنی
بقیش بزار عزیزم
عزیزم
واقعا درک میکنم که چه حالی داشتی و چه دردی کشیدی
منم زایمانم خیلی سخت بود
خیلی تجربه سختی داشتی منم مثل خودت زایمان سختی داشتم درکت میکنم خواهر
عزیزم بچه چندکیلوبه دنیااومدهمم توچندهفتگی گفتن رشدنکرده چقدبودوزنش چون منم مثله شماهستم
سلام
عزیزم🥺 یاد زایمان اول خودم افتادم سه روز تو اتاق درد بودم همه میزاییدن و من همچنان منتظر😅
ادامش
چرا سز نکردی
بچه ها نشد همشو توی یه پارت براتون بذارم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.