♨️ برای ۲۸۰ روز، او از خودش می‌گذرد تا زندگی تازه‌ای را در درونش بسازد…

نه برای چند لحظه، بلکه برای ۹ ماه کامل، تمام وجودش را وقف موجودی می‌کند که هنوز حتی او را ندیده است.

بله بدنش تغییر می‌کند… شکمش کش می‌آید، پوستش خط می‌خورد، و روحش قوی‌تر می‌شود.

موهایش می‌ریزد، دندان‌هایش ضعیف می‌شود، ذهنش گاهی خسته می‌شود.

دانشمندان می‌گویند مغز مادر تا ۴ درصد کوچک‌تر
می‌شود، اما در واقع، قلبش چند برابر بزرگ‌تر می‌شود… ❤️

و بعد از زایمان…

همه چیز در یک شب تغییر می‌کند. هورمون‌ها فرو می‌ریزند، اشک‌ها بی‌دلیل جاری می‌شوند و درست همان‌وقت که جامعه از او انتظار دارد شادترین باشد، او در درونش تنها، خسته و گاهی شکسته است.

اما با تمام این سختی‌ها…

با تمام دردها، بی‌خوابی‌ها و اشک‌هایی که کسی نمی‌بیند، او باز هم می‌گوید: «ارزشش را داشت.»

و اگر لازم باشد:

او دوباره همه چیز را از نو شروع می‌کند.

برای عشق.

برای فرزندش.

🩵مادر بودن، زیباترین ازخودگذشتگی دنیاست و هیچ واژه‌
ای هرگز نمی‌تواند آن را توصیف کند.

👩🏻‍⚕️تیم رژیم درمانی اومادایت( تغذیه دوران بارداری و شیردهی)

🌐کانال های ارتباطی ما:

👈🏻ارتباط با ما برای دریافت رژیم: @oomadiet7

👈🏻 بله: ble.ir/join/7fWUGEoJ7f

تصویر
۱۲ پاسخ

واقعا مامان ها موجودات قوی هستننن دشتیار خدان

چقد قشنگ

چه زیبا🥺💞

چه قشنگ🥹

چرا عکس‌منو بغضی کرد🥹

چه زیبا🥹🥹🥹 واقعا همینه که میگی عزیزم

چ توصیف قشنگی 🥹😍🤰🏻

مادر عجیب ترین و بهترین موجود دنیاست ... ♥️

چقدر قشنگ 🥲❤️

واقعا توصیف این روزهای ما🥲
چه سختی شیرینی و چه از خود گذشتگی قشنگی🥹🥹

خیلی قشنگ بود

چه قشنگ بود🌹

سوال های مرتبط

مامان مروارید مامان مروارید هفته سی‌وهشتم بارداری
برای ۲۸۰ روز، او از خودش می‌گذرد تا زندگی تازه‌ای را در درونش بسازد 🤰🏻
برای ۹ ماه کامل، تمام وجودش را وقف موجودی می‌کند که هنوز حتی او را ندیده است.
بدنش تغییر می‌کند... شکمش کش می‌آید، پوستش خط می‌خورد، روحش قوی‌تر می‌شود، موهایش می‌ریزد، دندان‌هایش ضعیف می‌شود، ذهنش گاهی خسته می‌شود.
دانشمندان می‌گویند مغز مادر تا ۴ درصد کوچک‌تر می‌شود، اما در واقع، قلبش چند برابر بزرگ‌تر می‌شود... ❤️
و بعد از زایمان...
همه چیز در یک شب تغییر می‌کند. هورمون‌ها فرو می‌ریزند، اشک‌ها بی‌دلیل جاری می‌شوند و درست همان‌وقت که جامعه از او انتظار دارد شادترین باشد، او در درونش تنها، خسته و گاهی شکسته است.
اما با تمام این سختی‌ها...
با تمام دردها، بی‌خوابی‌ها و اشک‌هایی که کسی نمی‌بیند، او باز هم می‌گوید: «ارزشش را داشت.»
و اگر لازم باشد:
او دوباره همه چیز را از نو شروع می‌کند.
برای عشق.
برای فرزندش.
مادر بودن، زیباترین ازخودگذشتگی دنیاست. 💕🌷
مامان نیـلا🐣🥑💕 مامان نیـلا🐣🥑💕 روزهای ابتدایی تولد
برای ۲۸۰ روز، او از خودش می‌گذرد تا زندگی تازه‌ای را در درونش بسازد🤰🏻
برای ۹ ماه کامل، تمام وجودش را وقف موجودی می‌کند که هنوز حتی او را ندیده است.

بدنش تغییر می‌کند…شکمش کش می‌آید، پوستش خط می‌خورد، روحش قوی‌تر می‌شود، موهایش می‌ریزد، دندان‌هایش ضعیف می‌شود، ذهنش گاهی خسته می‌شود.

دانشمندان می‌گویند مغز مادر تا ۴ درصد کوچک‌تر
می‌شود، اما در واقع، قلبش چند برابر بزرگ‌تر می‌شود…❤️

و بعد از زایمان…

همه چیز در یک شب تغییر می‌کند. هورمون‌ها فرو می‌ریزند، اشک‌ها بی‌دلیل جاری می‌شوند و درست همان‌وقت که جامعه از او انتظار دارد شادترین باشد، او در درونش تنها، خسته و گاهی شکسته است.

اما با تمام این سختی‌ها…
با تمام دردها، بی‌خوابی‌ها و اشک‌هایی که کسی نمی‌بیند، او باز هم می‌گوید: «ارزشش را داشت.»

و اگر لازم باشد:
او دوباره همه چیز را از نو شروع می‌کند.
برای عشق.
برای فرزندش.

مادر بودن، زیباترین ازخودگذشتگی دنیاست
و هیچ واژه‌ ای هرگز نمی‌تواند آن را توصیف کند..♥️✨



فرزندپروری/زایمان/سیسمونی/سزارین/شیرخشک/بارداری/مادر
مامان دریا 🌊👼🏻 مامان دریا 🌊👼🏻 ۱۴ ماهگی
⭕️برای آروغ گیری نوزاد این نکات را همواره به یاد داشته باشید

🔅تکنیک‌های شیردهی صحیح را یاد بگیرید تا به این ترتیب نوزاد هوای کمتری را در هنگام تغذیه ببلعد و در نتیجه آروغ کمتری بزند و بهتر غذا بخورد.
🔅از بهترین نحوه خواباندن نوزاد تازه متولد شده پس از آروغ گیری استفاده کنید.
🔅برای آروغ‌گیری نوزاد حوصله به خرج بدهید، اما بیشتر از 20 دقیقه برای این کار زمان صرف نکنید.
🔅اگر نوزاد همراه با آروغ به اندازه یک دهان پر شیر هم خارج کرد، جایی برای نگرانی نیست.
🔅اگر خودِ نوزاد وسط شیر خوردن توقفی ایجاد کرد، از این موقعیت استفاده کنید و آروغش را بگیرید.
🔅برای آروغ گیری نوزاد هرگز او را بدون مراقبت رها نکنید.
🔅اگر نوزاد همراه با آروغ مقدار زیادی تف از دهان خارج می‌کند، احتمالا ریفلاکس معده به مری دارد؛ بنابراین سعی کنید هر ۵ دقیقه یکبار در خلال شیردهی آروغ او را بگیرید.
🔅اگر نوزادتان کولیک دارد و در هنگام تغذیه نیز گریه می‌کند، هوای بیشتری را می‌بلعد و در نتیجه به آروغ گیری نیاز بیشتری دارد.

@
مامان قندک✨🤍 مامان قندک✨🤍 روزهای ابتدایی تولد
پارت پایانی: معجزه‌ای در آغوشم
بعد از تمام شدنِ کارهای نهایی، مرا به اتاق دیگری منتقل کردند. لحظاتی نگذشته بود که گرمای عجیبی را روی سینه‌ام حس کردم؛ دخترم را آوردند و آرام روی شکمم گذاشتند. آن لحظه، وصف‌ناپذیرترین ثانیه‌ی عمرم بود. تماسِ پوستِ لطیفش با پوستم، انگار تمامِ آن ساعت‌های سخت، آن بُرش‌ها و آن بی‌مهری‌های بیمارستان را از حافظه‌ام پاک کرد. تمامِ دردهایی که تا چند دقیقه پیش امانم را بریده بود، جلوی چشمانِ معصومش رنگ باخت.
اما قشنگ‌ترین جایش اینجا بود؛ وقتی او را برای اولین بار زیر سینه‌ام گذاشتم، برخلافِ من که در تمامِ آن مسیرِ زایمان نابلد و بی‎‌تجربه بودم، او مثل یک حرفه‌ایِ تمام‌عیار شروع کرد به مک زدن! آن‌قدر با قدرت و با مهارت این کار را انجام می‌داد که توی دلم به این همه غریزه‌ی قوی‌اش هزار بار ماشاالله گفتم و با خودم خندیدم که: «قربانت بروم، تو که از مادرت هم حرفه‌ای‌تر هستی!»

حالا که به آن روزها نگاه می‌کنم، با قلبی لبریز از شکرگزاری، برای تمام کسانی که آرزوی این لحظه را دارند، دعا می‌کنم. امیدوارم این حسِ ناب و تکرارنشدنیِ مادر شدن سهمِ تمامِ قلب‌های منتظر باشد. من آن روزها ۱۸ ساله بودم و دست‌تنها، اما حالا با کوله‌باری از تجربه و آگاهی، خودم را برای آینده آماده می‌کنم. این‌بار می‌خواهم با اطلاعات کامل، ورزش‌های درست و روحیه‌ای قوی پیش بروم تا اگر باز هم خدا بخواهد، یک زایمان طبیعیِ آگاهانه و عالی را تجربه کنم. چون حالا دیگر می‌دانم که من یک "مادرم" و قدرتِ مادرها بی‌انتهاست. ✨❤️
مامان ماهان مامان ماهان ۸ ماهگی
بله، جنین در ماه هشتم بارداری توانایی تشخیص بو را دارد. تحقیقات نشان داده که جنین در این ماه به بوها واکنش نشان می‌دهد و این توانایی به تدریج در طول بارداری تکامل می‌یابد.
توضیحات بیشتر:
حس بویایی جنین:
حس بویایی یکی از حواسی است که جنین در دوران بارداری توسعه می‌دهد و در ماه هشتم به اندازه کافی تکامل یافته است تا بتواند بوها را تشخیص دهد.
واکنش جنین به بو:
جنین از طریق مایع آمنیوتیک که در اطراف او قرار دارد، بوها را حس می‌کند. این بوها می‌توانند از طریق غذایی که مادر می‌خورد یا مواد دیگری که مادر با آنها در تماس است، به جنین منتقل شوند.
تغییرات در رفتار جنین:
زمانی که جنین بویی را تشخیص می‌دهد، ممکن است حرکاتش تغییر کند، ضربان قلبش تندتر شود یا واکنش‌های دیگری از خود نشان دهد.
اهمیت بو در دوران بارداری:
بوها می‌توانند بر رفتار جنین و حتی خلق و خوی او در آینده تأثیر بگذارند. به عنوان مثال، بوهای خوشایند می‌توانند باعث آرامش جنین شوند و بوهای ناخوشایند ممکن است باعث تحریک یا ناراحتی او شوند.
مطالعات بیشتر:
تحقیقات بیشتری در حال انجام است تا تأثیر دقیق بوها بر جنین و نقش آن در رشد و تکامل او مشخص شود.
مامان دلبرکوچلو🧿🧸 مامان دلبرکوچلو🧿🧸 روزهای ابتدایی تولد
پسرم، نیمه‌ی جانم،
شاید ندانی که هر بار سوزِ سوزن و دردِ امپول، برای من چقدر ناچیز است؛ در برابرِ نگاهِ تو، تمامِ رنج‌های جهان هم کم می‌آید.
می‌دانی، بعضی وقت‌ها که دست‌های کبودم را نگاه می‌کنم یا وقتی از دردِ آمپول‌ها نمی‌توانم شب‌ها بخوابم، فقط به تو فکر می‌کنم.
اصلاً مهم نیست که چقدر امپول‌های «آنوکسا» درد دارند، یا چقدر سوزششان در تنم می‌پیچد. اصلاً مهم نیست که دست‌هایم چقدر کبود می‌شود یا چقدر از شدت درد، آرام و قرار ندارم. تمام این‌ها در برابرِ یک چیز، کاملاً بی‌معناست: سلامتی تو.

هر بار که سوزن در پوستم فرو می‌رود، با خودم می‌گویم: «باکی نیست، این درد، راهی است برای اینکه خون در رگ‌های پسرم جریان پیدا کند. این درد، یعنی دارم به او زندگی می‌بخشم.»

هیچ‌کدام از این‌ها برای من معنایی ندارد. کبودیِ دست‌هایم، بهایی است که با کمال میل برای سلامتی تو می‌پردازم. سوزشِ هر آمپول، تنها نشانی است از اینکه من دارم برای تو می‌جنگم.

هر بار که درد در تنم می‌پیچد، فقط به صورتِ تو فکر می‌کنم؛ به آن لبخندهای کوچکت که تمامِ دنیا را برایم روشن می‌کند. من هر دردی را به جان می‌خرم، هر شب بی‌خوابی را تحمل می‌کنم و هر بار که زیرِ سرم می‌لرزد، فقط یک آرزو دارم: اینکه تو در سلامتِ کامل، با بدنی استوار و جانِ تازه، پیش من باشی.

اگر این دردها، یعنی خون‌رسانی به رگ‌های تو و جاری شدنِ زندگی در وجودت، پس من با تمامِ وجود به جان می‌خرم. من این دردها را دوست دارم، چون راهی است برای رسیدن به تو؛ برای دیدنِ تو که سالم و سرحال، در آغوشم باشی.

پسرم، من برای تو هر دردی را به جان می‌خرم، چون تو تمامِ زندگیِ منی...
مامان پناه خانم مامان پناه خانم روزهای ابتدایی تولد
*چرا بعضی نوزادها بعد از شیر خوردن خیلی زود دوباره گرسنه می‌شوند؟* 🤔

شاید پاسخ در چیزی به نام *Hindmilk* باشد.

*شیر مادر در طول یک وعده شیردهی یکسان نیست.*

در ابتدای شیردهی، شیری که خارج می‌شود رقیق‌تر است و بیشتر برای رفع تشنگی نوزاد طراحی شده است. به این بخش *Foremilk* می‌گویند 💧

اما هرچه نوزاد بیشتر مک بزند و پستان بیشتر تخلیه شود، ترکیب شیر تغییر می‌کند و چربی آن به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد.

این قسمت چرب‌تر را *Hindmilk* می‌نامیم 🥛🧈

*Hindmilk* همان بخشی است که:

✨ انرژی بیشتری دارد

✨ به سیر شدن واقعی نوزاد کمک می‌کند

✨ و نقش مهمی در افزایش وزن مناسب شیرخوار دارد 📈👶

به همین دلیل توصیه می‌شود اجازه بدهیم نوزاد یک پستان را به‌خوبی تخلیه کند تا به *Hindmilk* برسد، نه اینکه خیلی زود پستان را عوض کنیم.

گاهی علائمی مثل:

🟢 مدفوع سبز و کف‌آلود

💨 نفخ

😣 بی‌قراری هنگام شیر خوردن

می‌تواند نشانه این باشد که نوزاد بیشتر Foremilk دریافت می‌کند و به Hindmilk کافی نمی‌رسد.

*بدن مادر فوق‌العاده هوشمند طراحی شده است* ❤️

کافی است به نوزاد فرصت بدهیم تا به چرب‌ترین و مغذی‌ترین بخش شیر برسد.

🆔 ble.ir/join/7Zr8hUgg9P
مامان قندک✨🤍 مامان قندک✨🤍 روزهای ابتدایی تولد
پارت چهارم :
کمی بعد دکتر آمد بالای سرم. وقتی دید سرم قطع شده، برافروخته شد. با لحن تندی شروع کرد به تشر زدن و حتی به پرستاری که آنجا نبود ناسزا گفت که چرا سرم را قطع کرده دوباره سرم را وصل کرد و گفت: «باید وصل باشد تا زودتر تمامش کنی.» آن لحظه غرق در پشیمانی شدم. مدام با خودم می‌گفتم کاش انقدر زود به بیمارستان نمی‌آمدم؛ کاش توی خانه‌ی خودمان، توی آرامش، این دردها را به شکل طبیعی‌اش می‌کشیدم و وقتی وقتِ اصلی‌اش می‌رسید می‌آمدم. شنیده بودم وقتی دردها ۵ دقیقه‌ای شد باید رفت بیمارستان، اما حالا می‌فهمیدم که بدن هر زنی با دیگری فرق دارد و من زودتر از چیزی که باید، خودم را به دستِ آمپول‌های فشار سپرده بودم.

ساعت ۱۲ ظهر شده بود و خورشید وسط آسمان بود، اما برای من انگار زمان ایستاده بود. مادرم که بی‌قراری و طولانی شدنِ ماجرا را می‌دید، دیگر طاقتش تمام شد. یادِ یک خانم مسن و باتجربه در فامیل افتاد؛ از آن زن‌های قدیمی که با لمسِ شکم، همه‌چیز را می‌فهمیدند. قبلاً در ماه نهم دو بار پیشش رفته بودم و او با دست‌های پُر از تجربه‌اش گفته بود که بچه سرش را کج کرده سمتِ بنِ پاهایت و همان‌جا برایم درستش کرده بود. مادرم در آن اوجِ استیصال گفت: «باید برویم دنبالش، باید او را بیاوریم اینجا تا ببیند چرا این زایمان انقدر گره خورده...» و راه افتادند که او را به بیمارستان بیاورند.
---