سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۶ ماهگی
پارت چهارم زایمانم
رف آورد ما رفتیم پارسیان خودمو تو شیشه درش دیدم خندیدم‌کفتم واااا نکا چ‌چاق شدم
الان یکی فوتم کنه قل میخورم گف خخخ اره شبیه خاله قزی شدی
که خلاصه
رفتم سونو و
تا دید کف آبریزش داری
گفتم نه
گفت لکه بینی گفتم نه
گفت چیزی خوردی گفتم ارع
گفتم پاشو برو دوتا آبمیوه پرررررر بخور سریع بیا دوباره
خوردم پیاده روی ام کردم و رفتم دوباره
گفت نه خانوم بچه تنفس ندارع داره خیلی کمه اورژانسی بیمارستان
انقد هول کردم گفتم‌مخام برم‌حموم حالا صبحش رفته بودما تمیز بودم
گفت خانوم میگم اورژانسی تو‌ میگی حموم
گفتم ی دوش
کف دیونه ای تو بابا
برو بیمارستان داد زد
من اومدم بیرون زدم زیر گریه
شوهرم گفت چرا گریه می‌کنی گفتم میگ برو بیمارستان
گفت خب اشکال ندارع که برای دو روز ناراحتی
خلاصه اومدم ب مامانم زنگ زدم گفتم اینجوری میگ
مامانم رفته بودن ناهار بیرون شهر
گفت اشکال ندارع مامان برو منم میام‌ الان
دیگ مامانم با عمم‌ گفته بود و عمم زود تر از من رفته بود همه کارامو‌ انجام داده بود
من فقط رفتم دراز کشیدم
دمش گرم
دیگ بهم آمپول و قرص زیر زبونی دادن
و بعدش گف پاشو‌ورزش کن
ماما همرام گف میرم خونه سریع میام تا دردات شروع بشه
دردام شروع شد
هی معاینه میکردن
وااااااای چ‌ مزخرف بود
من درد طبیعی می‌تونستم تحمل کنم اما معاینه نه
دهانه رحمم اصلا باز نمیشد یعنی میشد خیلیییی زمان میبرد ولی
ماما خود بیمارستان هی میومد چک میکردم برای گزارش و هی ناامید می‌رفت
تا به عمم گف فک‌نمیکنم امیدی باشه
کیسه ابو سوراخ‌ میکنم
من فکر کردم اشتباه میکنم
مامان ....👶👶👶👶👶 مامان ....👶👶👶👶👶 ۱۱ ماهگی
مامان آراز و دنیز
👧🏼👶🏻 مامان آراز و دنیز 👧🏼👶🏻 ۱ سالگی
مامان هامین🧿🩵 مامان هامین🧿🩵 ۱۴ ماهگی
دیروز خیلی اعصابم خورد بود همش پسرم سرفه میکرد زدم به سیم آخر گفتم میرم تا آخر وقت تو مطب میشینم بالاخره رام میندازه
رفتم دیدم خانوم دکتر مطب نیست بیمارستان گفت بیمار ویزیت نمیکنه تو بیمارستان بالاسر نوزاد های بد حال
برو شنبه نوبت بگیر بیار گفتم پسرم مریضه چند روزه در تلاش نوبت گرفتنم نتونستم گفت راهش همبنه مگر اینکه جمعه این پسرتو به این شماره بفرستی اگه کنسلی داشتم بهت زنگ میزنم
همسرم گفت آشنا یکی از دوستامه میگم شب تو بیمارستان ویزیتش کنه 😞😞😞خلاصه همسرم زنگ زد حاضر شو بریم بیمارستان رفتیم
حتی خانوم دکتر به خودش اجازه نداد تا پایین بیاد پسر منو معاینه کنه به یکی از دکترا گفت علائمشو بگو
اون دکتر هم علائمشو گفت
خانوم دکتر دستور بستری و آزمایش و سرم و اینجور چیزا دادن 😭😭😭اعصابم خورد شد
رفتیم پذیرش همکارای خودشون میگفتن چجوری دلتون میاد بستریش نکنین پنج ماهشه سوراخ سوراخش میکنن
یکی دیگ گفت چیشد خانوم دکتر معاینه کرد دستور بستری داد؟
گفتیم نه اینجوری شده و جریان رو گفتیم
گفت چقدر بی وجدان که خودش نیومده معاینه کنه با چهار تا حرف نوشته بستری
بخدا همکارای خودشون بودن که اینجور میگفتن
دیدم هیچکس موافق بستری نیست منم گفتم نه بریم خونه
حالا از دیشب پسرم سرفه هاش بدتر شده قبلا خشک بود الان خلط دار شده 😞😭بمیرم براش
ساعت ده نوبت یه دکتر دیگ داریم
حالم دیگه از اون دکتر بهم میخوره همه تعریفشو می‌کردن ولی ....
بی مسئولیت ترین دکتری بود که دیدم
مامان عسل 🥹 مامان عسل 🥹 ۲ ماهگی