۲ پاسخ

منم سر بچه اولم اسپاینال بود دومی پرستار گفت اپیدورال میخوای گفتم آره سر اولی سنم کم بود اسمش رو نپرسیدم فکر کردم همون ولی خیلی اذیت شدم سر دومی ایندفعه قطعا اسپاینال میگم باشه تا ۷ سانت میتونم تحمل کنم درد رو موقع اومدن بچه مهم

این آمپول از کجا تزریق میکنن

سوال های مرتبط

مامان ani&nick مامان ani&nick ۴ ماهگی
سلام سلام🥰
قرار بود بیام از تجربیات زایمانم بگم
اول از همه بگم که از نظر من زایمان و روند و راحتی و سختیش یه چیز کاملا شخصیه و ممکن برای هر بدن متفاوت باشه
نوع زایمان من طبیعی القایی(آمپول فشار)همراه با بی حسی اپیدورال بود.
ظهر ساعت ۱۲ معاینه شدم و ۳ سانت بودم وارد لیبر شدم آمپول فشار رو شروع کردن و حدودا ساعت ۴ عصر ۶ سانت شده بودم.البته بگم که مامای همراه داشتم و توی اون ۴ ساعت خیلی خیلی به زودتر شدن روند زایمان کمک کرد مثلا یکسری آمپول تو سرم زد پنبه ی آغشته به سولفات برای نرم شدن دهانه رحم استفاده کرد و از اینجور چیزا که بنظرم اگر نبود شاید خیلی بیشتر طول می‌کشید زایمانم.
خلاصه ساعت ۴ حدودا ۶سانت شدم همون موقع با دکتر بیهوشی تماس گرفتن ۴وربع دکتر اومد برام اپیدورال رو تزریق کرد و یک ربع بعدش دردام کلاااا از بین رفت در حدی که ماما با معاینه متوجه میشد درد دارم اما من میگفتم نه درد ندارم😁
ادامه رو تاپیک بعدی میذارم
#اپیدورال
مامان جوجه 😍 مامان جوجه 😍 ۱ ماهگی
مامان رقیه مامان رقیه ۶ ماهگی
بعد یک ماه اومدم تجربه زایمان سزارینم رو بذارم.
پارت یک
من قرار بود طبیعی زایمان کنم 38 هفته بودم دکترم گفت هفته دیگه بیا که تا اوضاع آرومه زایمانت انجام بشه ، هفته بعدش بدون هیچ دردی خیلی شیک و مجلسی پاشدم رفتم برای زایمان. دکترم معاینه کرد یک سانت دهانه رحمم باز بود و ولی گفت نرمه دیگه کارامو انجام دادن و ساعت 8/30 بستریم کرد بهم سرم و آمپول فشار زدن، یک ساعت گذشت و من هنوز دردی نداشتم دوز آمپول رو بیشتر کردن و من کمردردم داشت زیاد میشد ، ساعت 10/30 بود دکتر معاینه کرد دوسانت بودم ولی دردام اذیتم میکرد معاینه هم میکردن برام ناخوشایند بود ، دیگه ماما اومد کیسه آبمو زد ترکید گفت سه سانت شدی ، از اینجا به بعد واسه من خیلی دردناک بود( بدن با بدن فرق میکنه از زایمان طبیعی نترسید من دوستم تا ۴ سانت درد نداشت)دیگ اشکم داشت در میومد ماما توپ آورد گفت روش بپر ولی من آنقدر درد داشتم حس خوبی هم نداشتم اصلا نمیتونستم ، دکترم ساعت حدود ۱۱/۱۵ بود معاینه کرد دوباره گفت دهانه رحمت داره متورم میشه و پیشرفتت هم خوب نبوده باید سزارین بشی ولی مامای بیمارستان نمیذاشت می‌گفت نه قدش بلنده باید طبیعی بشه حیفه 😑ادامه پارت بعدی
مامان 🩷👧🏻ronisa مامان 🩷👧🏻ronisa ۱ سالگی
سلام مامانا من هم اومدم از تجربه ی زایمانم بگم من بعد عید رفتم مطب که دکتر برام سونوگرافی نوشت برای وزن تو سونو زده بود که آب دور جنین کم شد رفتم پیش دکتر گفت هر روز باید بری nstبدی تا بتونیم بورو تا سی و هشت هفته نگه داریم چون سی هفت هفته بودم بهم گفت اگر nstخوب نباشه باید فورا زایمان کنی من چون میخواستم طبیعی زایمان کنم معاینه هم کرد و گفت دو و نیم سانت بازی من اون روز رفتم nstدادم که خوب بود برای فرداش هم دوباره صبح رفتم دو بار گرفت که خوب نبود گفت برو آبمیوه بخور و راه برو دوباره بگیریم دوباره گرفتن که باز هم خوب نبود و به دکترم زنگ زدن که دکتر گفت اورژانسی ببرید اتاق عمل من سریع خودمو میرسونم از اون لحظه ی تماس تا اتاق عمل کلا ده دقیقه نکشید و بیهوشم کردن و رونیسا خانوم دنیا اومد من خیلی استرس داشتم و وقتی اتاق عمل و دیدم بیشتر شد واقعا خوشحالم که بیخوشم کردن و چیزی نفهمیدم چون واقعا اگر متوجه اتفاقات دورم میشدم استرسم خیلی بیشتر میشد واقعا از سزارین هم رازی بودم و خدا رو شکر میکنم که هم خودم سالمم هم بچه و هم اینکه زایمانم سزارین شد چون درد معاینه کردن طبیعی از درد بخیه بیشتر بود و کلا درد زیادی نکشیدم برای زایمان فقط برای ماساژ رحمی درد داشتم حالا نمی‌دونم به خاطر رسیدگی عالی بیمارستان و ورسنلش بود یا کلا این بود ولی عمم بیمارستان دیگه ای زایمان کرد خیلی درد داشت پس حتما تو انتخاب بیمارستان دقت کنید
مامان دونه برفی❄ مامان دونه برفی❄ ۱ ماهگی
پارت 1
اومدم خاطره زایمانم بگم. بگم که چجوری بهم گذشت. من الان حدود هشت روز زایمان کردم. زایمان اولم خیلی راحت تر بود الا که فکرشو میکنم، زایمان اولم 33 هفته زایمان زود رس داشتم واسه همین برای زایمان دومم می‌ترسیدم. وقتی فهمیدم باردارم، از ده هفتهگی شروع کردم به شیاف گذاشتن تا هفته ۳۶، آخر هفته ۳۶. بعد دیگه زایمان من طبیعی بود. خلاصه من احساس درد داشتم ولی خیلی کم. خیلی هم حالت تهوع شدید و یار شدید تا دقیقه نود داشتم. واسه همین دوست داشتم بچه رو زودتر بردارن. هفته ۳۷ بود که رفتم پیش دکترم معاینه کرد، گفت یک سانتی.
و بهم گفت شیاف گل مغربی استفاده کنم که در عرض یک هفته بتونم زایمان کنم، پیاده‌روی بکنم و اینا. دیگه من اومدم شیاف گل مغربی رو حدود 4شبی استفاده کردم، بدون هیچ تغییری، یعنی یک سانت هم تغیر نکردم. کلی پیاده‌روی کردم، تهوع خیلی به فشار می‌اورد، انقباض داشتم، ولی انقباضای خیلی وحشتناکی بود، ولی منظم نبود، نامنظم بود. طوری بود که دیگه کلافه هم کرد و شوهرم هم از یه طرف مرخصیش تموم می‌شد، همش بهم می‌گفت بری سریع‌تر زایمان کن، بچه رو بردارن مرخصیم تمومه باید برم. خلاصه.