۴ پاسخ

صددرصد جن زده کردن طفلی بچه رو ک خوشش نمیومد
منم سرکه قلیاب برای باطل می ریختم

چیکار کردی دقیق؟؟ منم بچم دوست نداره صدای قران و حتی منم دلم میگیره گوش بدم و زود دوست دارم قطع بشه . بگو‌چیکار‌کردی منم امتحان کنم

قلیاب چیه؟

یعنی مآثر بوده سرکه و قلیاب؟

سوال های مرتبط

مامان جوجه 🐥 مامان جوجه 🐥 ۲ سالگی
خانمهایی که پسرشون دبستانیه و یه بچه کوچک ترم دارن وضعیت تکلیف شب نوشتن پسراشون چطوره؟
می‌خوام ببینم فقط من اینطوریم یا همه ؟
خیلی روز عصبیو پرحرصی داشتم . صبح گفتم بچه هامو بردارم بریم مرکز شهر بگردیم چون پسرم کلاس سومه گفتم یکم بگرده‌. همسرم کارتمو شارژ کرد چیزی خواستیم بخریم .آقا یه دماغی از من درآوردن الان بدنم مخصوصا پاهام یه جور درد می‌کنه که حد نداره. اخه پسر خسته شد بغلش کردم. سه ساعت پیاده روی شاید فقط نیم ساعتشو خودش راه رفت.از اون ورم پسرم درساشو ننوشته بود گفتم سه ساعته می‌نویسه دیگه تا عصر که می‌خوابیم بریم خونه بابامینا آقا ساعت شد شش هنوز یه کلمه هم ننوشت بعد با خودش برد خونه بابام اونجام عمو بزرگم بود. تا رسیدیم پسرم گفت الا و بلا باید بیای تو اتاق دوتایی بشینیم منم گفتم پسرم مهم تر از همه س. رفتم پیشش . اینم بگم اون عمو م رو شاید سالی دو سه بار ببینم خب دلم تنگ شده بود. بعد پسرم هی بهانه میاورد گشنمه تشنمه سردمه گرمه و ..... اه
خلاصه یه جوری سر درد گرفتم عصبانی گریه کردم که چرا همچین شد . بابامم دید من گریه کردم ناراحت شد دلم موند پیشش.
نزدیک پریودمم هست دلم شکلات میخواد بستنی می‌خوام بمب کیک شکلاتی می‌خواد😩
یکیشون داداشمه
مادر کودک بارداری پوشک پستونک شیر خشک شیشه شیر پستونک مادر کودک رفلاکس شیر خشک
مامان نیلا🎀 مامان نیلا🎀 ۲ سالگی
سلام مامانا دیروز با شوهرم دعوا کردیم دعوای بد سر ماشین . شوهرم تا عصبی میشه دیگه نمیفهمه کی روبه روشه از اول همینطور بود ولی الان بدتر شده .
سر ماشین دعوامون شد یه هفته پیش رفتیم خونه خالش تولد دختر خالش اینکه به من نگفته بود تولده به کنار 🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️ من جا خوردم اینقدر هم خونشون شلوغ بود که نگو . بعدم گفت من بهت گفتم درصورتی که نگفته بود فقط بهم گفت باید کادو ببریم منم فک کردم برا اینکه خونشون دعوت گرفته باید کادو ببریم 🤦‍♀️ الان از اون شب تا حالا یه شب نبوده که ما دع ا نکنیم
دیروزم رفتم به پدرشوهرم گفتم که عصبی میشه داد میزنه و خب منم عصبیم تا میبینم اون اینجور میکنه منم بهش چیز میگم .۱۰۰ بار تا حالا بهش گفتم جلو بچه داد نزن جلو بچه به من چیز نگو میگه باشه ولی تا عصبی میشه اصن انگار نه انگار .الان باهاش قهرم دیروز تا حالا . امشبم دوستش که پسر همسایمون میشه بهش گفت میای دنبالم بریم بیمارستان میخواست بره سونوگرافی اونم رفت منم تنها شام خوردم و نشستم اون هنوز نیومده . اصنم باهاش حرف نمیزنم .دستم نمک نداره هیچی کم ندارم هیچی کم نذاشتم براش ولی متاسفانه خودشیفتس دوماه یه بار ما این دعوای بدجور رو داریم . بخدا بازم به مردا قدیم
#پوشک # زایمان # واکسن
مامان 👼🏻آیهان👼🏻 مامان 👼🏻آیهان👼🏻 ۳ سالگی
سلام مامانا خوبین
میخواستم یه چیزی بگم که حواستون جایی طبیعتی میرین جمع باشه
ما هفته پیش رفتیم تفریح با خانواده دره اشنویه که اونجا هم یه چوپون گوسفنداشو اورده بود چرا
پسر منم گیر داد به شوهرم که بره رو باید بغل بگیره چند بارم به شوهرم گفتم ول کن مریضی میگیره بچه گوش نکرد به حرفم داد بغلش
الان بعد یک هفته دیروز دیدم بدن پسرم اول سه تا جوش زد بعد چند ساعت تبدیل به حاله گرد و رنگ قرمز شود اول فکر کردم چیزی نیش زده ولی با رفتن ساعت بیشتر میشود این دایره ها تو بدنش
امروز صبح سری بردم دکتر که دکتر تشخیص داد که بیماری پوستی گال یا همون به زبون ما ترکا {قوتور} گرفته و من بد بختم شودم اینطوری درسته پماد و شربت داد که گفت خوب میشه الان بعد استفاده خیلی بهتر شوده نصبت به صبح ولی باید به مدت یک ماه این پماد ا استفاده بشه
ما خودمونم هم دام داریم ولی گاو که مریضی ندارن ولی از شانس ما از اون بره که پسرم گرفت بغلش مریضی سرایت کرد بهش
تو رو خدا رفتنی بیرون مراقب بچه هاتون باشین نزارین هر چیزی رو لمس کنن که خدایی نکرده اینجوری بشن
مامان پسرم مامان پسرم ۲ سالگی
مامان توت فرنگی 🍓 🦄 مامان توت فرنگی 🍓 🦄 ۲ سالگی
خانما من به یک مشکل بزرگ در مورد از پوشک گرفتن خوردم ممنون میشم کمکم کنید 🫠💔 من دخترم پوشک میکنم و شلوار می‌پوشم خیلی گریه می‌کنه میخواد پوشکش رو در بیاره جدیدا می‌ره تو یکی از اتاق های خونه بدون این که به من بگه 😭😭😭پوشکش رو در میاره و پی پی می‌کنه و جیش می‌کنه 😭😭😭😭😭😭😭این دیگه چه نوعشه من تا حالا اقدامی برای از پوشک گرفتن نکردم ولی دیگه میخوام از امروز شروع کمک از پی پیش هم نمیترسه بعضی وقتا که کیش داشت دست می‌گذاشت روی ناحیه خصوصی منم می‌بردم دستشویی شلوارش میکندم میگفتم جیش و جیش میکرد ولی به صورت جدی اصلا اقدام نکردم گفتم شاید آمادگی نداره ولی الان دیدم داره خودش پوشکش می‌کنه و تو اتاق دستشویی می‌کنه نمی‌دونم چکار کنم 🫠🫠🫠🫠ببخشید اینو میگم رفته بود دیروز تو اتاق خودش پوشک کنده بود بعد پی پی رو کرده بود بعد با دست برداشته بود اومد بهم نشون داد یعنی سکته کردم 🥺تو پوشکش نکرده بود وایی خدایا


فرزندپروری
پوشک
شیرخشک
رفلاکس
گهواره
زایمان
کولیک
ان تی
آنومالی
گهواره
مامان آنیتا مامان آنیتا ۳ سالگی
هنوز نخابیدم و بیدارم،چقدر خودمو سر زنش کنم از این زندگی خسته کننده چرا واقعا ،دیگه کم آوردم از دست مرد لجن،خدایا نمی‌دونم چه کاری کردم که این مرد رو قسمت با من کردی،از زندگیم خسته شدم واقعا خیلی دردا تو دلم هست خیلی خیلی 🥺🥺شدم از سنگ شدم آهن تو این زندگی چرا همون دو سال نیم پیش طلاق نگرفتم منکه همه کارام کرده بودم چرا برگشتم مجدد که بچه بی گناه طفل معصوم بیاد تو این زندگی به خاطر بچم کوتاه بیام و چیزی نگم بشم دیوونه روانی عقدهای که از طرف شوهرم تو دلم هست بخام سر این طفل خالی کنم،خداااااااااااااااااااایااااااااااااااااا بفهم کم آوردم،عصبی شدم تو این زندگی چند سال همش سر این بچه خالی میکنم درسته کنترل میکنم ولی مجدد نمیتونم.شبی بچم آورد بالا آب پرید گلوش بعد استفراغ کرد من عصبی شدم لحظه که آورد بالا بهش گفتم آنی به خاطر همین کارات هست عصبی میشم جیغ میکشم بعد چند ثانیه تموم شد چهرم خب عصبی بود متوجه شده بود، دراز کشید بعد چند دقیقه صدایی شنیدم از زیر پتو نصف صورتش زیر پتو بود،بعد یه ۲۰دقیقه پتو رو کشیدم کنار از صورتش گفتم خفه نشه دیدم خدایا استفراغ کرده بوده چیزی نگفته بود تو همون استفراغ خوابیده😔😔😔وای که زدم زیر گریه تا همین الان خوابم نمیبره چقدر لعنت کردم خودمو،و به شوهرم گفتم ببین اشغال اینا اثرات تو هست رو مغز من تاثیر گذاشته که من رو بچه خالی کنم و حالا اینجوری بشه باید دندون درد رو بکشی بنداری،پوز خنده زد و خوابید،حالم از خودم بهم میخوره چقدر مادر بدی هستم و احمقی😔😔😔😔،تاریخ۱۴۰۴/۰۴/۰۴تلخ ترین خاطره