۴ پاسخ

صددرصد جن زده کردن طفلی بچه رو ک خوشش نمیومد
منم سرکه قلیاب برای باطل می ریختم

چیکار کردی دقیق؟؟ منم بچم دوست نداره صدای قران و حتی منم دلم میگیره گوش بدم و زود دوست دارم قطع بشه . بگو‌چیکار‌کردی منم امتحان کنم

قلیاب چیه؟

یعنی مآثر بوده سرکه و قلیاب؟

سوال های مرتبط

مامان پسرم مامان پسرم ۲ سالگی
سلام دوستان ،
دیروز رفتیم طبیعت پسرم کُلی خاک بازی کرد، با هیزم و چوبا بازی کرد، از کوه بالا رفتیم، با دختر دایی و پسر داییش بازی کرد و....
موقع اذان مغرب که برگشتیم تا نشستیم تو ماشین فوری خوابش برد؛ اونم خواب عمیق و مفید! صبح هم که بیدار شد خیلی خوش اخلاق بود ! بعد از صبحانه هم گفت مامان بریم کوه؟! منم گفتم پسرم بابا خونه نیست ان شالله جمعه بعد میریم!
به این نتیجه رسیدم واقعا بچه های آپارتمانی این دوره زمونه هر چه نق میزنن و گریه میکنن و بهونه میگیرن فقط حوصله شون سر میره!
قبل تر ها بچه ها آزاد بودن می گشتن ، بازی میکردن ، بیرون بودن! اینطوری بود که بچه بزرگ کردن به سختی آلان نبود و اکثراً از سه تا بچه بیشترم داشتن؛ اما آلان جدا از بحث اقتصادی و اجتماعی و... واقعاً والدین اعصابشون نمیکشه! چون همش مجبوریم تو یه محیط کوچیک یه بچه که پر از انرژی رو کنترل کنیم! پسر سر همون یکی داغون میشیم!حالا از این طرف بچه ها هم طفلی ها خیلی گناه دارن 😢
*عکس از طبیعت دیروز*


#فرزندپروری
#سلامت_مادر
#سلامت_کودک
مامان 👼🏻آیهان👼🏻 مامان 👼🏻آیهان👼🏻 ۳ سالگی
سلام مامانا خوبین
میخواستم یه چیزی بگم که حواستون جایی طبیعتی میرین جمع باشه
ما هفته پیش رفتیم تفریح با خانواده دره اشنویه که اونجا هم یه چوپون گوسفنداشو اورده بود چرا
پسر منم گیر داد به شوهرم که بره رو باید بغل بگیره چند بارم به شوهرم گفتم ول کن مریضی میگیره بچه گوش نکرد به حرفم داد بغلش
الان بعد یک هفته دیروز دیدم بدن پسرم اول سه تا جوش زد بعد چند ساعت تبدیل به حاله گرد و رنگ قرمز شود اول فکر کردم چیزی نیش زده ولی با رفتن ساعت بیشتر میشود این دایره ها تو بدنش
امروز صبح سری بردم دکتر که دکتر تشخیص داد که بیماری پوستی گال یا همون به زبون ما ترکا {قوتور} گرفته و من بد بختم شودم اینطوری درسته پماد و شربت داد که گفت خوب میشه الان بعد استفاده خیلی بهتر شوده نصبت به صبح ولی باید به مدت یک ماه این پماد ا استفاده بشه
ما خودمونم هم دام داریم ولی گاو که مریضی ندارن ولی از شانس ما از اون بره که پسرم گرفت بغلش مریضی سرایت کرد بهش
تو رو خدا رفتنی بیرون مراقب بچه هاتون باشین نزارین هر چیزی رو لمس کنن که خدایی نکرده اینجوری بشن
مامان پسرم مامان پسرم ۲ سالگی
مامان توت فرنگی 🍓 🦄 مامان توت فرنگی 🍓 🦄 ۲ سالگی
خانما من به یک مشکل بزرگ در مورد از پوشک گرفتن خوردم ممنون میشم کمکم کنید 🫠💔 من دخترم پوشک میکنم و شلوار می‌پوشم خیلی گریه می‌کنه میخواد پوشکش رو در بیاره جدیدا می‌ره تو یکی از اتاق های خونه بدون این که به من بگه 😭😭😭پوشکش رو در میاره و پی پی می‌کنه و جیش می‌کنه 😭😭😭😭😭😭😭این دیگه چه نوعشه من تا حالا اقدامی برای از پوشک گرفتن نکردم ولی دیگه میخوام از امروز شروع کمک از پی پیش هم نمیترسه بعضی وقتا که کیش داشت دست می‌گذاشت روی ناحیه خصوصی منم می‌بردم دستشویی شلوارش میکندم میگفتم جیش و جیش میکرد ولی به صورت جدی اصلا اقدام نکردم گفتم شاید آمادگی نداره ولی الان دیدم داره خودش پوشکش می‌کنه و تو اتاق دستشویی می‌کنه نمی‌دونم چکار کنم 🫠🫠🫠🫠ببخشید اینو میگم رفته بود دیروز تو اتاق خودش پوشک کنده بود بعد پی پی رو کرده بود بعد با دست برداشته بود اومد بهم نشون داد یعنی سکته کردم 🥺تو پوشکش نکرده بود وایی خدایا


فرزندپروری
پوشک
شیرخشک
رفلاکس
گهواره
زایمان
کولیک
ان تی
آنومالی
گهواره
مامان آنیتا مامان آنیتا ۳ سالگی
هنوز نخابیدم و بیدارم،چقدر خودمو سر زنش کنم از این زندگی خسته کننده چرا واقعا ،دیگه کم آوردم از دست مرد لجن،خدایا نمی‌دونم چه کاری کردم که این مرد رو قسمت با من کردی،از زندگیم خسته شدم واقعا خیلی دردا تو دلم هست خیلی خیلی 🥺🥺شدم از سنگ شدم آهن تو این زندگی چرا همون دو سال نیم پیش طلاق نگرفتم منکه همه کارام کرده بودم چرا برگشتم مجدد که بچه بی گناه طفل معصوم بیاد تو این زندگی به خاطر بچم کوتاه بیام و چیزی نگم بشم دیوونه روانی عقدهای که از طرف شوهرم تو دلم هست بخام سر این طفل خالی کنم،خداااااااااااااااااااایااااااااااااااااا بفهم کم آوردم،عصبی شدم تو این زندگی چند سال همش سر این بچه خالی میکنم درسته کنترل میکنم ولی مجدد نمیتونم.شبی بچم آورد بالا آب پرید گلوش بعد استفراغ کرد من عصبی شدم لحظه که آورد بالا بهش گفتم آنی به خاطر همین کارات هست عصبی میشم جیغ میکشم بعد چند ثانیه تموم شد چهرم خب عصبی بود متوجه شده بود، دراز کشید بعد چند دقیقه صدایی شنیدم از زیر پتو نصف صورتش زیر پتو بود،بعد یه ۲۰دقیقه پتو رو کشیدم کنار از صورتش گفتم خفه نشه دیدم خدایا استفراغ کرده بوده چیزی نگفته بود تو همون استفراغ خوابیده😔😔😔وای که زدم زیر گریه تا همین الان خوابم نمیبره چقدر لعنت کردم خودمو،و به شوهرم گفتم ببین اشغال اینا اثرات تو هست رو مغز من تاثیر گذاشته که من رو بچه خالی کنم و حالا اینجوری بشه باید دندون درد رو بکشی بنداری،پوز خنده زد و خوابید،حالم از خودم بهم میخوره چقدر مادر بدی هستم و احمقی😔😔😔😔،تاریخ۱۴۰۴/۰۴/۰۴تلخ ترین خاطره