خانما بیاین میخوام یه چیزی بهتون بگم






من خیلی زود باردار شدم (بعد نیهان . وقتی دخترم ۴ماهش بود دایان تو شکمم بود )
و من خیلی به شوهرم گفتم بداندازیمش ولی از اونجایی که من در دوران بارداری پریود میشدم نفهمیدم که کی باردار شده بودم و وقتی رفتم سنو که اگه هنوز قلبش تشکیل نشده بندازیم که فهمیدیم ۳ماه باردارم و تصمیم گرفتیم که نگهش داریم و خیلی خیلی کار خوبی کردیم اما بارداری پشت سر هم خیلی به زن اسیب میزنه حتی اگه بچتون یک سالش باشه
این تاپیک گذاشتم به عنوان کسی که پشت سر هم بار دار شد بگم
هم خودتون هم بچتون و هم تو دلیتون خیلی اذیت میشه
و چالشاتون نسبت به بارداری اول بیشتر
من ماه اخر بارداری خیلی درد داشتم هر بار میرفتم ان اس تی بهم میگفتن درد زایمان نشون نمیده و میومدم خونه با کلی درد گریه میکردم تو ۳۶هفته دردم خیلی شدید شد و بازم دستگاه دردو نشون نمیداد اما من بیقرار و گریه زاری میکردم بیمارستان به شوهرم گفت اگه رضایت میدید تا سزارین کنیم شاید مشکل دیگه هست که درد داره و شوهرم رضایت داد موقعی مه دکترم داشت شکمم تیغ میزد بهم گفت خدا رحمتون کرده رحمت پاره شده دقیقا پشت جفت اگه نمیومدی جفت میوفتاد رو بچه و خودتو یچه میمردین


خواستم تجربمو بزارم چون من خیلی اذیت شدم خیلی ارزشش داشت اما اگه دایان به خواست خودم بود هرگز اینقدر زود نمیزاشتم که بیاد. امید وارم حرفام به دردتون بخوره😘❤️

۱۲ پاسخ

🥲🥲🥲

🥺باردارم ترسیدم

وای خدا رحم کرد

عزیزم خدا رحم کرد 🥺

آخی عزیزم چقد سختی کشیدی
انشالا ک خدا بهت قوت بده و تنت سلامت باشه

حداروشکر که الان سلامتید

وای چقدر بد🥲خدا رحم کرده فقط

خدا هواتو داشته

اخی چه بد

ای ووای خداروشکر که چیزی تون نشد💙خداقوت واقعا سخته من خیلی دوس دارم الان یکی دیگه بیارم اما ازنظرجسمی میترسم هم به خاطر شرایط کشور واقعا میترسم

وای بدنم مور مور شد
خدا بهتون رحم کرد
ان اس تی که نشون نمیداد، سونو ام ندادی؟؟ واسه دردت؟

خدا رحم‌کرده

سوال های مرتبط

مامان خاله ریزه😇 مامان خاله ریزه😇 ۲ سالگی
خداروشکر که کابوس واکسن 18 ماهگیم تموم شد😮‍💨
برا خودم غولی ساخته بودم از این واکسن و فکر میکردم چه قدر قراره دخترم اذیت بشه🥺 امااا خداروشکر که اینجور نبود و خیلی راحتتر از چیزی بود که فکرشو میکردم
تجربمو میگم شاااید به دردتون بخوره 😜
اول اینکه به محض اینکه واکسن زدن بهش استامینوفن دادم اینم بگم که موقع واکسن زدن خیلی گریه کرد وخیلی زود هم ساکت شد بعدشم برای اینکه سرگرم بشه با همسرم رفت پیاده روی و راه رفت بعدازظهرشم خودم بردمش بیرون و راه رفت شاید برا همین بود که پاش خیلی درد نگرفت هر چهارساعت هم دوبرابر وزنش بهش استامینوفن میدادم خداروشکرر که تب زیادیم نکرد در حد گرم شدن بدنش بود که با همون قطره کنترل میشد تو این مدت یکم پادرد داشت در حدی نبودکه نتونه راه بره و یکمم بی حال بود پروسه این تب و درد یک روز و نصفی توی کشید ☺️
(اینارو گفتم برای مامانایی که مثل من نگران این واکسنن نگران نباشین انشاالله که برای کوچولوی شماهم راحت میگذره😉)
مامان ماهان مامان ماهان ۵ ماهگی
مامان نی نی مامان نی نی ۱ سالگی
یک حقیقت علمی و انسانی

هیچ بزرگسالی رو پیدا نمی‌کنی که بگه:

«من انسان موفقی نشدم چون مامانم تا ۲ سالگی شب بهم شیر می‌داد.»
یا اینکه ؛
«من انسان مستقلی نیستم چون برای خوابیدن نیاز به مادرم داشتم و خواب مستقل نداشتم»

اما خیلی‌ها میگن:

«ای کاش مادرم مهربون‌تر و امن‌تر بود.»



چرا ما مادرها اینقدر درگیر خواب مستقل شدیم؟

چون:
• شبکه‌های اجتماعی استاندارد غیرواقعی ساختن
• فشار فرهنگی روی مادرها زیاده
• خستگی و فرسودگی مادرها واقعی‌ه
• همه میگن «باید زود مستقلش کنی»

اما بچه‌ها پروژه تربیتی نیستن — انسانن.

سلامت روان خودمون و بچه هامون از گرفتن شیر شب و خواب مستقل. و…. خیلی مهمتره
اگه بچه راحت کنار میاد که انجام بده و خیلی هم عالیه ولی در غیر این صورت بچه رو آزاد بزاریم تا به وقتش
من خودم از ۴ماهگی پسرم درگیر این مسایلم‌و چند بار هم‌موفق شدم ولی بازم پسرم همکاری نمیکنه و رفتیم سر خونه اول و دلیلشو هنوز نفهمیدم ولی هر بار سر این موضوع اینقدر اعصابم داغون شد که شکست خوردم که دیگه میخوام ول کنم و ازاد بزارم خودمو بچه مو هر موقع با هر روشی که خواست میخوابونمش و هر موقع که نیاز به شیر داشت بهش میدم
مامان همایون مامان همایون ۱ سالگی