عزیزم واقعا برات ناراحت شدم . امیدوارم خدا به دلت صبر بده و روح پدر نازنینت قرین آرامش باشه. مگه میشه انسان بود و غم نداشت؟ من زیاد هجران دیدم گلم. ۱۴ سالم بود برادر بزرگم رو از دست دادم. دختراش کوچیک بودن که رفت.هیچوقت صحنه گریه کردن دختر ۶ ساله و ۷ سالش از خاطرم نمیره😭😭الان جفتشون خانمی شدن برای خودشون. خودمم ۱۸ سالم بود که پدرم غم از دست دادن پسرشو تاب نیاورد و رفت پیشش😭
توی چند سال پشت سر هم سه تا داییم رو از دست دادم و مامانم شد یه سایه از یه آدمی که به خاطر ما داره زندگی میکنه.ولی قربونت برم آدم زنده محکومه به ادامه دادنه. پس به خاطر وصال قوی باش گلم😘😘
یه جا میخوندم که میگفت سوگ و غم از دست دادن یه عزیزم مثل این میمونه که به مشت اکلیلو تو هوا فوت کنی
دیگه نمیتونی هیچ جوره پاکش کنی
از اون به بعد تا آخر عمرت ممکنه هرگوشه ای رو نگاه میکنی یدونه ازون اکلیل ها برق بزنه
امیدوارم خدا به دلت صبر بده❤️
اومدماز غمی که رو دلمه بنویسمغم بقیه رو خوندم جیگرم سوخت😔
دو روز بود بچەم به دنیا اومدە بود پدربزرگ عزیزم رو از دست دادم من حتی نتونستم برای رفتنش گریه کنم یعنی نذاشتن نتونستم برای اخرین بار ببینمش و باهاش خداحافظی کنم
قرار بود اون شب بیاد دیدن دخترم
یهویی رفتنش نابودم کرد
٩ ماه گذشتە هنوزم با فکرش گریەم میگیرە
میتونم بگم سختترین حال رو دارم و خیلی درکت میکنم
تا حالا توزندگیم مُرده ندیده بودم مامانم مارو اینجور جاها نمیبرد
اولین فرد فوت شده ای که دیدم پدرم بود💔
اون موقع ۱۷سالم بود رو دستای خودم فوت کرد بدترین روز زندگیم هرگز از یادم نمیره ی گوشه قلبم هنوزم سنگینه❤️🩹
عزیزم من پسرم ۳ ماهش بود بابام رفت آی سیو ۴۲ روز بعد از دنیا رفت واقعا از اون روز به بعد دیگه زندگی برام معنایی نداره
عزیزکم خدا صبرت بده،،،میخام دردل کنم ..
همیشه فکر میکردم بدترین داغ ،داغ پدر مادر ه و آدم از رفتن اونا یتیم میشه..اما با رفتن پسر قشنگم فهمیدم داغ اولاد وحشتناک ترین داغه ..مرداد امسال میشه چهار سال که از پیش من رفته هنوزم مثل روز اول دلم براش تنگ میشه هنوزم نتونستم اون لالایی که براش میخوندم رو برای این پسرم بخونم...همه گفتن با اومدن بچه دیگه فراموش میکنم ،اما من لحظه به لحظه رو هنوز حفظم و حالا رسیدم به این حرف قدیما که گفتن هر گلی بوی خودش رو داره...خلاصه جز صبر راه دیگه ای نداریم ...هر داغی برای اون فرد عزیز و محترمه وفراموش نشدنی...امیدوارم خدا دخترتو حفظ کنه برات بشه قند این روزهای تلخت
دقیقا منم یکسال در تلاش بودم واسه بارداری سال ۴۰۲ باردار شدم و سقط شد باز اقدام کردم و سال ۴۰۳ باردار شدم وقتی که خبر بارداری رو به همه دادم بعد از دوهفته پدر عزیزم رو از دست دادم و روزی که رفتم سونو تشکیل قلب با روز مراسم هفتم پدرم یکی شد😔و بزرگترین درد اینجاست که آروزی دیدن بچم به دل بابام موند😔😔😔
فقط گذر زمان میتونه دردش رو آروم کنه. کم کم اون آتیشی که تو قلب و وجودته جاشو میده به یاد و خاطراتش.
تسلیت میگم🖤
فقط خدا به دل هممون صبر بده
فقط حسرتش موند تو دلم بیاد خونم دیدن نوه هاش
پدر دختری بشینیم گپ بزنیم براش چایی بزارم
اخ بابا کجاااایی تووو کجا رفتی اخه😭😭😭
وقتی دو سال و چهار ماه پیش پسرمو بدنیا آوردم و چهار روز بعدش مُرد داغون شدم تجربه اولین بچه کور شدن ذوق بار اول مادر شدن
همه چیز دود شد رفت هوا .... روزای سختی بود خیلی سخت
ولی گذشت داغش همیشه تازه س فقط مجبور شدم تحمل کنم و قبول کنم رسم روزگار و
خدا وصال عزیز حفظ کنه و برات آرزوی صبر عظیم دارم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.