زمستون خیلی بهتره
منم دلم نمیخواد ب ۴۰ روز اول برگردم همشمطب و بیمارستان بودم دلوین دوبار ت یک ماه فقد بستری شد همش مطب بودیم شوهر خواهرممیگف شما با دکترا قرارداد بستین همون موقع هم سرما خورد و تا ۲۵ روز هم فقد زردی داشت خیلی بد بود ولی گذشت
الانمکم و بیش خوبه
منم دوتا بچه ی بزرگ دارم دیگه وقت عشق کردنم بود برنامه میریختم کم کم با دخترم مجردی بریم مسافرت،،، وقتم همش آزاد بود تا پارسال متوجه شدم دوماهه باردارم،،، داغون شدم میخواستم سقطش کنم خواهر و مادرم نزاشتن،،، تمام طول بارداری افسردگی شدید گرفتم همش با شوهرم دعوا میکردم،، خلاصه پسرم بدنیا اومد خیلی سخته ولی خب میگذره
منبچه اول تو تابستون بود خیللی بد بود
دومی و سومی رو تو زمستون اوردم خیللی راحت تر بودم
خوبه که
برات ارزش قائل بودن و مراسم هاشون رو انجام دادن
ماهم مراسم ۷ و۱۰ داریم ولی نه اولی نه دومی هیچچچچچکاری برام نکردن حسرت شد موند رو دلم
ما مراسم ده داریم ولی من نگرفتم نزاشتم مامانم تو زحمت بیفته شوهرمم تو خرج الکی که یه مشت آدم بیان بخورن برن حرف درست کنن خودم رفتم حموم من دوتا از بچه هام زمستون بدنیا اومدن یکیش پائیز هرسه تاشونم بدون برنامه ریزی بود
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.