شبتون بخیر مامانا بیایید از تجربه ام واستون بگم شاید واسه شماهم پیش بیاد
کارن یمدته اصن نمیتونست غذا بخوره یا اگرم میخورد بالا میاورد شدیددد. طوری ک جرات نمیکردم تا چندروز‌بهش چیزی بدم بجز شیر (گاهی شیر هم بالا میاورد)
خلاصه هرکس یه چیزی میگفت یکی میگفت بخاطر دندونه یکی میگفت ویروسه بکی میگفت دم دل کرده
دکتر بردم فایده نداشت
بعد چند وقت بهم گفتن شاید بچه شیردون شده یا تول داره(ینی یه چیزی تو حفره پشت حلقش گیر کرده ) منم گشتم یکیو پیدا کردم ک از این کارا بلد باشه
یه خانم مسن مهربون بود اصلا هم کار عجیب غریبی با بچه نمیکنه ک بترسه ادم
دستشو یکم چرب کرد شروع کرد ب ماساژ دادن شکم کارن بهم گفت یه چیز نازک مث کاغذ سر دلش مونده حواست نبوده خورده(تول نداشت) اونو رد کرد با ماساژ پشتشو هم ماساژ داد گفت شیردون هم شده احتمالا خودشو از عقب پرت کرده اینحوری شده
حالا سه روزه خداروشکر خداروشکر بالا نیاورده🥹🤲🏻

تصویر
۱۲ پاسخ

ای خدا خداروشکر ک‌ خوب شده

خداروشکر😍😍

عق هم میزد موقع خوردن؟

خدارو شکر که خوب شده ولی اینکه میگی گفته خودشو از عقب پرت کرده دختر من چند اون اوایل که نشسته بود بی هوا چند بار با پشت سر خورد زمین یعنی چی میشه علائمی نداره امکان داره چه اتفاقی بیوفتی؟

عزیزم شمارشو میدی

کاش همیشه این آدمای با تجربه و کارببد باشن دورو برمون❤️

خدا سلامتی بده

خدا رو شکر که بهتره🥺❤️

نمیتونست غذا بخوره یا خودش میل به غذا نداشت؟پسر منم مدتیه هرکاری میکنم که بهش غذا بدم روشو میکنه اونور نمیدونم چیکار کنم

ببخشید شما کجایی هستی؟ قمی؟ دم دل کرده شیردون شده اولین باره میشنوم مال کجاس این اصطلاحات؟

عزیزم آدرسشو میدی؟

خدارو شکر

سوال های مرتبط

مامان ماه من مامان ماه من ۱۰ ماهگی
سلام دوستان لطفاً اگه کمکی ازتون بر میاد راهنماییم کنید
چهار شنبه عصر خیلی یهویی و بدون علائم دخترم تب بالا کرد ک روی تب سنج تفنگی ها ۴۲ درجه نشون میداد استامینوفن دادم و بعد بردم دکتر اونجا گفت تب نداره و اگه دوباره تب کرد استا بده و سه تا دونه شیاف هم داد اومدیم خونه باز تب کرد و با شیاف و استا پایین نیومد دوباره بردم بیمارستان این دفعه بروفن هم نوشتن پودر او ار اس هم واسه اسهال باز اومدم خونه تبش کنترل نشد دوباره بردم بیمارستان سفکسیم دادن و سرم زدن اومدیم خونه باز دوباره بالا بود بچه هم بی‌حال دوباره بردم بیمارستان بروفن و زیاد تر کردن اونجا تبش اومد پایین گوشش عفونت نداشت گلوش هم ن آزمایش خون گرفتن خیلی کم التهاب داشت گفتن چیزی نیس دوباره بردم دکتر گفت تا پنج روز همین دارو ها رو ادامه بده واقعا دیگه خسته شدم امروز روز پنجمه بدون استا و بروفن خیلی داغه
ممکنه از رو دل باشه؟؟ غذای هیئت خورده یه هفته پیش بردم پیش یه زنه دلشو ماساژ داد گفت یکم رو دل داره دکترا که چیزی نگفتن
بچم چشماش می‌ره واسه خودش از بی‌حالی
مامان ویهان مامان ویهان ۱ سالگی
یه موضوعی هست شاید خنده دار باشه ولی معضل شده واسم😅
ویهان نوزاد که بود خیلی بد شیر میخورد میگفتن از رفلاکس پنهانه ولی کاریش نمیشد کرد چون داشت وزن می‌گرفت دکترا دارو‌ نمیدادن
اینجوری شیر میخورد که هی به ذره مک میزد میکشید دوباره می‌گرفت دوباره یه ذره میخورد میکشید هم خیلی پر تکاپو بود کلی عرق میکرد خسته میشد هم کم شیر میخورد مامانم هی بهم میگفت بچه اینجوری می‌کنه که سینتو عوض کنی اون یکیو بهش بدی این یا زیاد میاد یا غلیظ میاد که نمیتونه بخوره اونو بده، خلاصه سرتون درد نیارم منم اینقدر این سینه اون سینه کردم که الآنم که بزرگ شده این عادت از سرش نیفتاده و میگه باید دوتاش بیرون باشه هی یکم از این میخوره یکم از اون، جایی باشم که مکافات دارم حتی توی خونه هم چون درازکش شیر میخوره می‌خوابه خستم می‌کنه خیلیییییی، این وسطا یه عادت بد دیگم پیدا کرده وقتی از یکی میخوره اون یکیو جوری با دوتا انگشتش میپیچونه که اشکم درمیاد ولی نباید جیک بزنم چون یه اوف هم بگم چشاشو باز می‌کنه میزنه زیر گریه😐 نمی‌دونم چجوری از سرش بندازم واقعا با یکی نمی‌خوابه گریه می‌کنه که اون یکی هم دربیار ، هی میگم بزرگ بشه بهتر میشه ولی واقعا داره شدیدتر میشه 😮‍💨
مامان رهام🦁☀️ مامان رهام🦁☀️ ۱۱ ماهگی
مامانا راهنماییم میکنید لطفن ❌️❌️
من و مادرشوهرم بچم ک دو ماهش بود تو بحث منو همسرم دخالت کرد و کلی باهم بحثمون شد از اونجا ب بعد ب زور فقط تحملش میکنم ادم ب شدت حسود تو بحث همش میگفت این بچه مال مام هست برگشت گفت بچه تهش ۷ سال مال توعه هیچ وقت ازش نمیگذرم بابت اینکاراش
یبار تبخال زده بود هعی بچمو بوس بوس من انقد اون روز سرم مشغول بود ک یادم نبود تبخال خطرناکه اون شد دو روز بعدش پسرم یکی از چشماش انحراف پیدا کرد ب داخل کلی ام ار ای دادم و خداروشکر مشکلی نبود ولی دکتر گفت از یه ویروس اینجوری شده ک یادم اومد مادر شوهرم تبخال داشت ب دکتر گفتم گفت احتمال زیاد همونه حالا پسرمم دارو داد خورد درست شد خداروشکر ب مادرشوهرم گفتیم با به حالت مثلن ناراحت میگفت ینی میگی بخاطر من شده منم گفتم احتمالن حالا بماند ک اولش قبول نمیکرد تبخال اون موقع داشت میگفت تازه زدم
حالا الان هررررچی دستش میاد میده ب پسرم شیرینی غذای سفره پر نمک و ادویه مربا شربت هر چی ک ببینه
بهشم میگم غر غر میکنه اعصابمو داغون کرده نگید قط رابطه کتم ک بخاطر شوهرم نمیتونم حالا امروز سر مزار ب پسرم شیرینی داد برادر زاده خودش اومد بهم گفت منم تو جمع یهو گفتم تروخدا ندید چیز مفیدیه ک مگ میدید چرا هعی من میگم باز میدید ک هعی گفت باشه باشه داد نزن حالا
حالا الان میخام یبار دیگ پشت پیام شیر فهمش کنم ک دوباره تکرار نکن بدون اجازم چیز اضاف نده بنظرتون اینکارو بکنم؟
به شوهرم گفتم چند سری هعی میگ اشکال نداره چون خودشم سر یسری موضوعات با مادرش سر سنگینه کلن
پوشک شیر خشک شیشه شیر رفللکس واکسن پوشک