مبارکه عزیزم انشاالله که زیر سایه پدرو مادر بزرگ بشه خیلی به فکرت بودم میگفتن بنده خدا چقدر درد کشید ازصبح چندبار نگاه کردم ببینم خبری ازت میشه
خلاصه ک اگه دهانه رحمتون خودش باز شه کارتون راحت تره ولی با امپول فشار دردی ک در حالت عادی تویدو هفته قبل زایمان باید تقسیم شه توی چندساعت بهتون تحمیل میشه .
و اینکخ طبیعی
مردن و دوباره زنده شدنه اگ اهلش نیستین نرین. وحشتناکه خیلی درد داره
دوباره سرم و زدن معاینه مم همون ی فینگر بود😑😑😑بعد از ۱۲ساعت درد…
ساعت ۹ پاشدم علی رغم درد ی ذره خودم ورزش کردم
۱۰.۵ دو فینکر فری بودم زنگ زدم ماما همراه التماس ک بیا بام ورزش کن من ۲۴ ساعته اینجام گفت ن من ۴ سانت شدی میام
دردام خیلی شدید شد زمین و گاز میزدم دیگه نمیتونستم خودمم ورزش کمم ماما هم نیومده بود میمردم و زنده مبشم با هر درد درد طبیعی اصلا شوخی نیست بچه ها
برای ماسک اوردن زدن جای داد زدن اونو میکشیدم تو خوب بود ازشونم قول گرفته بودم برام اپیدورال بزنن گفتم ۷ شی میزنیم
۱۱.۵یهو شدم چهار
۱۲شدم پنج(از بس داد زدم اومدن معاینه کردن وگرنه مبگفتن تو حالا زایمانی نیستی)
۱۲.۵کیسه ابم ترکید جیشمم باش ریخت رو تخت معایمه کردنم یهو شده بودم ۸
زنگ زدم ماما همراه ک نمیخوام بیای من دارم میزام ولی شوهرم بش گفته بود حتما برو عب نداره تنها نمونه خانومم ،
۱۲.۴۵ دیدم شت دارم رو تخت میزام جیغ زدم ک خانوم دکتر داره میاد گفت ن بابا حالا داری اومد معاینه کرد گفت فوله
حالا من همونجا زورم گرفنه میگن ن این تخت زایمان نیست پاشو بریم گفتم لنتی دارم میزام خلاصه با حس زور انداختنم رو تخت زایمان خودشونم ترسیده بودن بچه بیوفته زمین
خدایی زور زدن و خیلی تمرین کرده بودم خیلی سعی کردم درست انجامش بدم ماما همراهخ هم کمک کرد با سه دوره زور پسرم بدنیا اومد
ساعت۱
بخیه خوردم نمیدونم چندتا …
فقط حتما کلی چیز میز بخورین جون داشته باشین
تا جایی ک میتونین جیعث داد نکنبن با درد ورزش کنین نفس هارو تمرین کنین سعی کنین خونسر د باشین کمن تا ساعت ۱۰ تونستم این کارو بکنم بعدش بیمارستان و گذاشتم رو سرم
وزن پسرم ۳۳۰۰
من از ۳۸ هفته دوبار معاینه تحریکی شدم ولی دهانه رحمم همون یه فینگر موند
روزی یکو میم ساعت ورزش
یک و نیم ساعتپیاده روی میکردم هفت طبقهپله بالا پایین میکردم
دقیقا هفته چهل یهو دردام شروع شد از ده دقیقه یبار یهو شد دو دقیقه یبار
دردش وحشتناک بود رفتم بیمارستان گفت همچنان یه فینگر
بزور میخاستن بستری کنن نزاشتم
هفت صبح رفتم پیش ماماهمراه ک گرفته بودم یه ساعتم اونجاورزش اینا کردیم کیسه ابمو زد
بعد چند دقیقه دیدم بچه مدفوع کرده
رفتم بیمارستان خصوصی سزارین اورژانسی شدم
واقعا غیر قابل تحمل بود درداش
اینکه دهانه رحمم باز نمیشد حسابی بهمم ریخته بود تفتضاح بودم
وای خیلی بده یعنی خود مردنه
منم مثل تو درد ندارم گفت اگه درد نداشتی 40هفته بیا بستری کنم🤦
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.